طبق توضیحاتش، این یه مجموعه چندجلدی به اسم
The critical idiom
هست و هر جلد به شکل جمعوجور به یه موضوع میپردازد نقطه
اینکه بحث مقایسه صنایع مختلف ادبی رو باز کرد و اوایلش دوباره تفاوت استعاره و تشبیه و ایهام تقریبا یادم اومد -هرچند به سختترین شکل ممکن-، خوب بود.
نقلقولهای خیلی قشنگی داشت که وجود استعاره درشون واقعا زیباشون کرده بود و مخصوصا چند قسمت سارکستیک که باعث شد نیشخندی هم بزنم.
روایتشو خیلی خوب کرونولوژیک تعریف کرده بود.
اما؟
اما اونقدرا واسه من مفید نبود. من با دیدگاه زبانشناسانه به متافور خریدمش اما دیدم مربوط به ادبیاته. و هرچقدر ادبیات-خوانی به شکل رمان رو دوست دارم، از شکل اکادمیکش هیچ خوشم نمیاد.
البته که اگه کسی باهام در موردش حرف بزنه اون هم به طرزی شیرین، با جون و دل گوش میدم، اما اینکه خودم در این فیلد کتابی بخرم، نه، مگر همینجوری به اشتباه -ذوقِ دیدن تیتر مغزمو کور کرد و خیلی متن رو قبل خرید چک نکردم :|-.
ترجمه هم به همین دلیل به شدت برای من کسلکننده بود و خیلی جاها اسکیم کردم چون واقعا به درد فیلد من نمیخورد و من وقتم رو بیش از اینها دوست دارم و خدایان را شکر که حجمش هم کم بود چون به احترام اسمش دلم نمیخواست نصفه رهاش کنم بره رییس :))
آهان! رفرنسهای آخرشو دوست داشتم و اسم چندتا کتابو برداشتم! قسمت شدیدا مورد علاقهم در کتابها :))
برم ببینم کی دور و برم رشتهش ادبیات فارسیه اینو بدم بهش... کاش حواسمو بیشتر جمع کنم :( خوب شد جلد آیرونیشو همون روز نخریدم! -_-