«باغ وحش» با نگاهی گاه بیپروا به نقد جهان میپردازد، نگاهی که از زندگی بسیار وام میگیرد، از زندگی بی رحم، امّا هر چه هست روح این روز و روزگار است که در آن جاریست. «افسانة غیاثوند» در این مجموعه با سپید و نیمایی به استقبال حرفهای دلش رفته است. سپیدی از «باغ وحش»: -بی عشق سرکوفته از کدام درد به سایة این همه سنگ پناه آوردهای؟ هیچ نمیگفت چنبر زده بود به دور آرزویی کور؛ خزیدن در آغوش کلاف سردرگمی شاید و تا چشم کار میکرد کویر...
این کتاب سال 1395 توسط انتشارات شهرستان ادب منتشر شده است.
کتاب باغ وحش، به خصوص سراغ مفهوم بلند «آزادی» رفته است. مفهومی که ارتباط مستقیمی با ذات انسانیت دارد. مفهومی که بیش از تمام ارزش های دیگر توسط انسان ها، به ویژه انسان های غربی و انسان های مدعی تمدن تبلیغ می شود. و جالب اینکه این ارزش توسط خود این جماعت چه در مورد انسانش و چه در مورد حیوانش زیرپاگذاشته می شود. شاید در روزگاری که جان انسان ها از حیوان ها کم ارزش تر شده؛ در روزگاری که زیاده خواهان و برتری جویان انسان های بی گناه را در سراسر جهان به ویژه آسیا، آفریقا و خاورمیانه پست تر از حیوان ها به قتل می رسانند، پرسش از حقوق حیوان ها عجیب و کم ارزش به نظر بیاید. اما باید توجه داشت این توحّش های هولناک و مانورهای عظیم تجاوز به حقوق دیگران، از توحّش ها و تجاوزهای کوچک آغاز شده. همان انسان، تفکر، اندیشه و حرصی که نخستین باغ وحش حیوانی را بنا نهاد، نخستین باغ وحش انسانی را نیز بنا کرد. باری به نظرم شاعر کتاب، از پس میله های فلزی باغ وحش فقط به حقوق حیوانات نمی نگرد و سعی کرده به کلیت مفهوم آزادی نیز بیاندیشد. آزادی چیزی است که تا وقتی در آن هستیم نمی بینیمش. کتاب باغ وحش به ما می آموزد می توانیم با تماشای آزادی نداشته ی حیوانات در باغ وحش بیشتر آزادی را بفهمیم و بشناسیم و از آن دم بزنیم. چه اینکه حیوانات در آفرینش شبیه ترین موجودات به انسان ها هستند و آزادی فصل مشترکشان است. حرکت فرهنگی درخشانی خواهد بود که در ایام پربازدید باغ وحش ها در بهار و تابستان، خود متصدیان باغ وحش ، و یا سازمان محیط زیست و یا شهرداری، این کتاب را به بازدیدکنندگان معرفی کنند یا هدیه بدهند.
چند شعر از این کتاب:
«کابوس» پایان قصه بود تمام حیوانات رفته بودند تنها باغ وحش مانده بود و حصاری که هرقدر می گریخت هنوز گورخری بود
«وصیت نامه یک نهنگ» در نزدیک ترین برکه غرقم کنید یکی از همین روزها که خواهم مرد نمی گویم سواحل سرشار از گوش ماهی ها و صدف ها نمی گویم آب های آزاد جهان در نزدیک ترین برکه...
امروز برای بار دوم خوندمش. انقدر که خوبه. شعرهای سپید کوتاه (به جز یه نیمایی) در این کتاب چاپ شده که نگاه نو و تازه ای نسبت به حیوانات داره. بسیار قابل تامله. و خوندنش رو توصیه می کنم به همه.