Mary Hull holds a B.A. in History from Brown University. She is the author of many works of nonfiction for young readers, including Shay's Rebellion and the Constitution, The Boston Tea Party in American History, Mary Todd Lincoln, The Mongol Empire, and The Travels of Marco Polo.
مغولان هرگز تنها کیفر الهی یا که باد سهمگین حهنمی ای نبودند که به یکباره بر جهان هجوم اورده و بر مردمان متمدن سایه انداخته باشند،انان قومی صحرا نشین بودند که در زیر پرچم یک نابغه در صحنه تاریخ به گرد آمدند.. چنگیز بی شک از بزرگترین رهبران جهان است..رهبری او موروثی نبود،یا که حاصل شورشی بر نظام موجود..رهبری چنگیز از عدم امد در جامعه ای که مرکزیت و حکومت قرن ها معنا نداشت چنگیز برخاست و با تکیه بر هوش و درایت خود بر مردمانش سامان بخشید و بی شک بزرگترین ماشین جنگی تاریخ را پدید اورد.. لشکری که نه با صلیب طلایی، بلکه بر پایه اماده سازی، اقتدار و انضباط و شایسته سالاری بنا شد..لشکری که سربازانش مردمانی سر سخت در حصار قوانینی محکم بودند و با وفاداری و اعتقاد خود به چنگیز و درایتش می جنگیدند.. چنگیز بی شک از ان دسته افرادی ست که نه به دستاویز دین یا طمع که علل اصلی جنگ های ان زمان بود،بلکه که تنها با درایت و هوش خود بر جهان سیطره یافت و برای سربازان مغول چه سرنوشتی بهتر از دنبال کردن چنین رهبری در میدان های جنگ..رهبری که انان را می شناسد و از خود آنان است. چنگیز:"من اهل شمال هستم که زیستگاه مردم بی تمدن است،من همان لباسی را می پوشم که گاوچرانان و اسب چرانان می پوشند،همان غذایی را می خورم که انان می خورند،ما به طور یکسان قربانی می کنیم و در ثروت هم شریکیم،من از ملت مانند کودکی نوزاد مراقبت می کنم و به سربازانم چنان علاقه مندم که گویی برادرانم هستند." هوشمندی چنگیز در این است که حتی او نیز می داند دشت های اسیا ملت سرسخت و جنگجویش را در اتحاد با هم برای مدت طولانی نگاه نخواهد داشت..و از این رو لشکرکشی چنگیز شاید بتوان گفت ناگزیر به وقوع پیوست..در تاریخ هر گاه زنگ ها به صدا در می ایند..تنها یک مسیر در پیش روست..به پیش.. برای فتح سرزمین های بی شمار توسط چنگیز و نوادگانش..
حمله مغول شاید تیر کاری و مهلکی بر پیکره نیروی زندگی در ایران بود..بسیاری از شهر های بزرگ قلمرو ایران پس از حمله مغول نابود شدند و هزاران هزار نفر به قتل رسیدند..حمله چنگیز بدون شک تاریخ را تا ابد دستخوش تغییر کرد.. هر زمان که تمدنی اینچنین در معرض هجومی مرگبار قرار میگیرد سکه ای به هوا می رود..سکه ای با دو سوی مرگ یا زندگی تمدن..
فهرست: پیشگفتار: نیرویی از شرق 1. قوم نهزبانه 2. از نا کجا: ظهور مغولان 3. ایجاد یک ملت 4. توسعهی امپراتوری 5. شرق با غرب روبرو میشود 6. تجزیهی امپراتوری
امپراتوری مغول یعنی ترکیبی از بی رحمی و هوشمندی. خواندن شرح جنایات مغول ها در حق دیگر ملل حال آدمی را دگرگون می کند. من بارها در مورد مصایبی که سر ایرانیان آورده بودند شنیده بودم، اما نمی دانستم آنها آنقدر قدرت داشتند که قدرت های دیگری چون حکومت های چین، روسیه، لهستان، مجارستان و حکومت عباسی را هم به زانو در آوردند و زمین را غرق در خون انسان هایی با دین و رنگ و نژاد مختلف کنند. البته اگرچه امپراتوری آنها در نهایت سبب شکل گیری تجارت میان شرق و غرب و برخی پیشرفت ها شد، اما در عین حال حمله های وحشیانه آنها منجر به قتل احتمالاً میلیون ها آدم شده بود و شهرهایی را برای همیشه از رونق انداخت.
این کتاب کامل نیست و وارد جزئیات نمیشه ولی برای شناخت کلی از قوم مغول خیلی خوبه.
نکات مهمی رو که از کتاب یادم مونده اینجا مینویسم :
1.چنگیز خان هرچقدر که در برخورد با مردم سایر کشورها خشن و بی رحم بود با مردم خودش مهربان و بسیار سخاوتمند بود. 2.مغول ها صرفا اقوام وحشی ای نبودن که به خاطر تعداد بیشترشون یا زور بازوشون بر بقیه کشورها غلبه میکردن ، بلکه از نظر تاکتیک های جنگی و استراتژی هم از سایر کشورهای جهان به مراتب قویتر بودن و باهوش تر عمل میکردن. 3.مغول ها تا آستانه فتح کل اروپا هم جلو رفتن و تنها به دلیل مرگ خان شون حمله رو نصف و نیمه ول کردن و به کشورشون برگشتن ، بعد از تعیین خان جدید هم چون کشورهای اروپایی براشون جذابیت خاصی نداشتن ، اقدام به حمله مجدد نکردن ، وگرنه قبلش قوی ترین ارتش هاش اروپایی مثل روسیه و لهستان و مجارستان رو هم شکست داده بودن و شکست دادن بقیه براشون کار سختی نبود و خود اروپایی ها هم امیدی به دفاع نداشتن. 4.مغول ها وقتی شهری که در مقابل شون دفاع میکرد رو تسخیر میکردن تقریبا تمام مردم شهر رو غیر از پزشکان و صنعتگران و دانشمندان که بهشون احتیاج داشتن به قتل میرسوندن !
. چطور میشه که گروهی قدرتمند از ناشناخته و گمنامترین قسمتی از یک کشور ظهور میکنه؟
قبیلهای در سده ۱۳ میلادی در شرق مغولستان وجود داشت. چنگیز خان بنیانگذار و اولین خان بزرگ امپراتوری مغول بود که بعد از مرگش به بزرگترین امپراتوری پیوسته تبدیل شد. چنگیز خان با اتحاد بسیاری از قبلههای کوچنشین شمال شرق آسیا به قدرت رسید. امپراتوران مغول تنها افرادی بودن که بیشترین فتحها رو انجام دادن! فتحهایی که این سپاه انجام دادن شامل؛ چین، مغولستان، ایران، عراق، افغانستان، کرهی جنوبی، قسمتهایی ار سیبری، روسیه، ترکیه، سوریه، پاکستان، هندوستان، ویتنام و کامبوج بود!
به دلیل نامناسب بودن بیشتر قسمتهای مغولستان برای کشاورزی و کمبود غذا؛ جمعیت کمی نسبت به وسعت این کشور وجود داشت. همونطور که گفتم زندگی مردمش کوچنشینی بود و شغلشون هم دامداری بود!
تموجین، اسم چنگیزخان قبل این که به قدرت برسه، در علفزارهاجایی که مغولستان کنونی نامیده میشه متولد شده. اسم تموجین از ریشهی تمور به معنی آهن هست. (همینطور اسم یک برادر و خواهرش، تموجه و تمولون، هم ریشهی تموز دارن.) پدرش یوسکای، یکی از اعضای قبیله سلطنتی بورجیقین از قوم کوچنشین مغول بود. تموجین با سه برادر به نامهای، هاچیون و تموجه، یک خواهر، تمولون و دو برادر ناتنی بهتر و بلگوتی بزرگ شد. در سن نه سالگی، پدرش براش همسری انتخاب کرد، دختری به نام بورته! و تموچین رو به خانواده بورته از قبیله خونگیراد سپرد. تموجین قرار بود تا ۱۲ سالگی در آنجا در خدمت پدرزنش زندگی کنه. زود ازدواج کردن و همینطور یک سال قبل ازدواج با خانواده دختر زندگی کردن در قبیلههای مغول رایج بود! پدرش در حالی که به خانه میرفت با تاتارهای همسایه که مدتها دشمن مغول بودن برخورد کرد و آنها به بهانه مهماننوازی به پدرش غذا دادن اما در واقع مسمومش کردن. تموجین با اطلاع از این موضوع به خانه برگشت تا جانشین پدرش، رئیس، بشه! قبیله قبولش نکرد و...
** این سری کتابهای نشر ققنوس با جزئیات و کامل نیستن و نمای کلی از تاریخ اون دوران مورد نظر رو به شما نشون میدن! .
امتیاز من از پنج: ۳ امتیاز Goodreads از پنج: ۳.۷۹ . مشخصات کتاب من #امپراتوری_مغول نویسنده: #مری_هال ترجمه: #نادر_میرسعیدی انتشارات: #نشر_ققنوس چاپ یازدهم: ۱۴۰۱ ۱۳۶ صفحه
اول یه مقدار درمورد زندگی و فرهنگ مغول ها قبل از چنگیز صحبت میکنه، بعد درمورد چنگیزخان و شروع تشکیل امپراتوری و دلایل موفقیتش توضیح میده و تا حدی هم سراغ جانشینهاش میره. از قسمت های جالبش که اسپویل میشه رو تو پاراگراف بعدی مینویسم:
کتاب تعریف میکنه که پدر چنگیز خان یه طایفه دار نه چندان قوی و نه چندان ضعیف بوده . چنگیزخان در سن ۹ سالگی با پدرش راه میفته تا دنبال یه همسر بگرده و طبق رسم و رسوم مغولی یک سال با قبیله همسر زندگی کنه، ولی با مرگ پدر به قبیله خودش برمیگرده. از اونجایی که پدر چنگیز خان، مادرش رو از یه قبیله دزدیده بوده، کسی از خانواده مادر بهشون کمک نمیکنه و مادرش حاضر نمیشه با عموهای چنگیز ازدواج کنه؛ درنتیجه کم کم تنها میشن. چنگیز تو سن ۱۴ سالگی بخاطر این که یکی از برادرهاش غذاش رو میدزدیده، اون رو میکشه. از یجایی به بعد تصمیم میگیره دنبال همسرش بره و جهیزیه ش رو (یه ردای پوست سمور) به یکی از خان ها میده و این میشه شروع قدرت گرفتن سیاسی چنگیز خان....