Jump to ratings and reviews
Rate this book

غیاب دانیال

Rate this book

362 pages, Paperback

First published January 1, 2016

1 person is currently reading
19 people want to read

About the author

امیر احمدی آریان

15 books25 followers
متولد اهواز و مهندس متالورژی
تا به حال کتاب‌های «تکه‌های جنایت»، «کتاب اوهام»، «لویی آلتوسر»، «نگاه خیره‌ی منتقد»، «چرخ‌دنده‌ها» و... را تالیف و ترجمه کرده است.

احمدی آریان در زمینه‌ی فعالیت‌های مطبوعاتی با مجلات و روزنامه‌های بیدار، کارنامه، ارغنون، زیباشناخت، شهروند امروز، مهرنامه، شرق، هم‌میهن، اعتماد، اعتماد ملی، همشهری و... همکاری داشته است. این نویسنده و منتقد ادبی از سال ۱۳۸۴ به عنوان مسئول بخش کتاب‌های فلسفه و نظریه‌ی ادبی به نشرچشمه پیوست.

Ratings & Reviews

What do you think?
Rate this book

Friends & Following

Create a free account to discover what your friends think of this book!

Community Reviews

5 stars
1 (1%)
4 stars
9 (17%)
3 stars
11 (21%)
2 stars
17 (33%)
1 star
13 (25%)
Displaying 1 - 11 of 11 reviews
Profile Image for Behzad.
658 reviews124 followers
November 11, 2016
خیلی دلم میخواست از این کتاب خوشم بیاد و تبدیل بشه به کتابهای مورد علاقه م. و پر رنگ ترین دلیلش هم این بود که مجوز بهش ندادن و من همیشه این حس رو دارم که کتابی که مجوز نمیگیره حتمن یه چیزی بیشتر از بقیه داره. جسورتره؛ حاضر نشده معامله کنه؛ حاضر نشده رجّاله بشه.
ولی نتونستم این کتاب رو دوست داشته باشم. خوندنش ناراحتم کرد. نمیدونم چرا. حس کردم پر از حس کینه و انتقام جویی نویسنده س. حس کردم خود نویسنده گم نشده بین سطور و در قالب شخصیت ها، و اصولا کینه ها و ناراحتی های خودش رو داره میذاره تو ماجرا.
پر گو بود و بدون دغدغه. ینی حس میکردم اینکه مجوز نگرفته شاید به این دلیله که تنه ی مستقیم زده به چیزی که برای قدرت ناراحت کننده س. که اینطور نبود و چاپ نشدنش فقط به خاطر یکی دو تا صحنه ی اروتیکش بود که برای من بیشتر مستهجن و حال بد کن اومد تا اروتیک.
شاید یه دلیل اینکه از این رمان خوشم نیومد این بود که بلافاصله قبلش "آواز کشتگان" براهنی رو خونده بودم که میلیاردها سر و گردن از این کتاب بهتره. هم توی اروتیک بودن، هم توی ماجرا محور بودن، هم توی فلسفه بافتن لابلای سطور، هم توی کشش داشتن.
Profile Image for Moeen.
86 reviews303 followers
March 30, 2016
در واقع 2.5.
مثل بیشتر رمان‌های ایرانی‌ای که خوندم رمانیه با بخش‌های خوب و بعضن عالی، ولی ناقص تو کلیت. رمان تلاش قابل احترام و تا حدودی موفقیه برای گفتن داستانِ آدم‌هایی از نسلی که تو کودکی انقلاب و جنگ رو دیدن و تو جوونی با اومدن خاتمی زندگی‌شون متحول شد. ولی جدا از این تلاش برای تصویرکردن اون آدم‌ها و فضای زندگی‌شون (که جذابیت رمان واسه من تو همین بخش بود) خود قصه می‌لنگه، هم تو سیرِ اتفاقات، هم تو بسطشون

پ.ن: رمان مجوز چاپ نگرفته و خود مؤلف غیررسمی منتشرش کرده، تو این لینک خود نویسنده بخشیش رو می‌خونه و درباره‌ش با هم حرف می‌زنیم: bit.ly/206aASr
Profile Image for Leila Soltani.
160 reviews24 followers
April 28, 2016

چند صفحه ابتدایی کتاب خواننده را جذب می کند
در ادامه ۵۰ صفحه کشدار که نویسنده تلاش کرده نظرات خودش را هم در غالب داستان بقبولاند
از صفحه حدودا ۱۰۰ داستان جذاب می شود - اما از صفحه ۲۰۰ دوباره حوصله سر بر می شود
آخر داستان هم نویسنده سعی می‌کنه تمثیل‌گونه داستان رو تموم کنه که به نظر من خیلی خوب نمی‌تونه این کار رو انجام بده و یه کم به نظر ناقص میاد
در واقع به نظرم کتاب یک داستان ناتمامه که وسطش نویسنده بالای منبر هم می‌ره
Profile Image for Bamdad.
128 reviews21 followers
April 8, 2025
نمی‌دانستم احمدی آریان چنین رمانی هم نوشته. در سال‌هایی که منتشر شد سرم درگیر کارهای دیگر بود و بی‌خبر تر از این حرف‌ها. به پیشنهاد میلاد و لیلی که درباره‌اش می‌گفتند شروعش کردم. و از قضا خیلی زود پادکست گفتگوی احمدی‌آریان و باربد گلشیری درباره‌ی سانسور در ایران نیز همین روزها پخش شد.
برای من خواندن غیاب دانیال حسرت بزرگی را ساخت، حسرتِ آن‌که رمان یک‌دست پیش نرفت و در نیمه‌ی دوم و پیش‌کشیدن خرده‌روایت کلیشه‌ای بازگشت زنی از گذشته، و پایان رمان در نقطه‌ای از همان ابتدا قابل پیش‌بینی با سر سقوط کرد.
شروع رمان تا نیمه‌اش درخشان است. تلخ، سرد، بی‌رحم. و تصویر دهه شصت شهر اهواز_برخلاف تمام استریوتیپیزه‌کردن‌ها و اسم‌کشی‌های داستان فارسی معاصر_ عینی است و بسیار نزدیک به روح شهر. صد حیف که شتاب دانیال در گریز از خانه‌ی آن خواهر و برادر به شیوه‌ی روایت احمدی آریان نیز رخنه کرده است و چیزها پیش از به کمال رسیدن منفجر و منهدم می‌شوند.
+ گمان نمی‌کنم دیگر نسخه‌ی کاغذی کتاب پیدا شود. اما پی‌دی‌اف در دست است.
++ صرف نوشتن و انتشار چنین رمانی شجاعانه و ستایش برانگیز است. در این مسئله حرفی نیست.
+++ خواندنش چندین ماه طول کشید ، چون چیز مبهمی درش برایم سرد و آزارنده بود. اما سرانجام در محله‌ی نادری اهواز به پایان رساندمش. بهار ۱۴۰۴.
Profile Image for Razieh mehdizadeh.
369 reviews79 followers
Read
April 18, 2020
کتاب ممنوعه ای که مجوز نگرفته است و زیرزمینی پخش شده. – واقعا چیزی برای مجوز نگرفتن نداشت. اصلا- خواندنش را با شوق شروع کردم چون نویسنده اش را می شناختم و به نظرم بسیار باسواد و پرخوان است و. همین برای من یک درس بود. این کتاب آشفته است و یک خط داستانی را دنبال نمی کند. قصه گو نیست و به اطاله می افتد. به شعار و تکه هایی از کتاب ها را اوردن و بیانیه های طولانی در باب زبان و شهر و... دادن.
.
نکته های مثبت کتاب:
کشش دارد. من کتاب را یک شبه خواندم. بخش اول کتاب کشش خوبی دارد. مخصوصا اینکه رابطه ی دوستی ست و با زیرکی شروع می شود- غیاب یک آدم- ناپدید شدن و فقدان و غیاب همیشه یکی از جذابترین ایده های ادبیات داستانی ست.- یکی از کتاب های دیگری که یادم می آید با غیان دوست شروع می شود و در ان هم رابطه ی دوستی عمیق است کتاب ناتمامی زهرا عبدی ست.- در این کتاب هم رابطه ی دو دوست وجود دارد- از دیگر کتاب هایی که در ان از روابط میان دوستان می توان گفت خانواده ی تیبو رابطه ی ژاک و دانیل- و بادبادک باز- رابطه ی حسن و امیر است. دوستی برای من همیشه جذاب است.
.
انگیزه روایت قوی داده با انتخاب کردن دوست به عنوان راوی و در کامیپوتر او ماجرا را نوشتن.
.
قصه ی دوستی و جنگ و جنگ زده شدن و لوکیشن اهواز. رفتار بد مردم با جنگ زده گان را بیان می کند که خیلی ناراحت کننده ست.
.
اولین قسمت آشنایی با سما، یک سوتی وجود داره- که بعدش اسم الهام اورده شده- هنوز با الهام آشنا نشده است.-
. نکته های قابل تامل که می توانست بهتر کار شود
.
راوی اگر نوجوان است و در ان زمان بیان می کند زبان نامستجم بیش از اندازه تحلیل گری دارد. شخصیت راوی به عنوان فردی که آنچنان هم شیفته ی کتابخوانی و استدلال های ذهنی نبوده جاهایی شبیه به شخصیت دانیال می شود و انگار از زبان او حرف می زند. بیش زا اندازه انتزاعی و فیلسوفانه
.
سکس دانیال- اولین تجربه ناشیانه روایت می شود- نیازمند تخیل قوی در عشق بازی- اینجا براهنی را به یاد می آورم و ان تخیلی بیش از اندازه تند و تیزش در روزگار دوزخی آقای ایاز-
سکس اول با تمرکز بسیار می تواند روایت شود. اعضای تن اما به سیک فیلم های آمریکایی صرفا با نفوذ پیدا کردن تمام می شود. ( نکته ی مهم اینکه اولین تجربه ی او بعد از بیست سال وقتی ظاهر می شود او اصلا اصلا الهام را به خاطر نمی آورد که این باورپذیر نیست.)
.
رابطه ی دانیال با الهام و مسعود خیلی غیرمنطقی و به یکباره تمام می شود- غیب شدن شان در محله و در یک شهرستان برای من سوال ایجاد کرد و علت و معلولی نبود.
.
سخنرانی زبان برای من جذاب بود- قسمتی که راوی به ایران بازمی گردد و به سخنرانی دانیال می رود- سخرنانی زیان برای کتاب طولانی و متکلف است. من به دلیل علاقه ی شخصی این جستار را در میان داستان دوست دارم اما به لحاظ تکنیکی قابل حذف است.
.
قسمتی که راوی از سیگار کشیدن می گوید- یاد خون خورده ی بزدانی خرم می افتم چه کتابی؟ جان دار- اما مسیله ای که وجود دارد این راوی نمی تواند اینطور از سیگار کشیدن حرف بزند و اینچننی تحلیل کند. او خودش را هرگز کرم کتاب و علاقمند به مباحث نظری معرفی نکرده است. یک مهمندس کانادا رفته است که جاب می خواهد و کار و شرکت..
.
قسمتی که قرار است گره گشایی کند که چرا الهام آن دو را به دنیال خود می کشاند و با این اطلاعاتش چه می خواهد بکند خیلی خیلی طولانی ست. 100 صفحه. تا ده صفحه هم می شد ان را کاست
.
قسمتی که راوی از بدنش می گوید که عین جنازه ی اوفلیا و اسطوره و کلیسا- این هم در ذهن و زبان راوی مهندس قرار نمی گرد.
.
فضای محاکه ی خانگی دانیال به همراه شهرام و الهام یه شدت شبیه به فیلم های هالیودی ست.
.
اطلاعات و خوانده ها و نوشته های کتاب ها به نوعی در کتاب گنجانده شده است- به شدت یادآورد سبک روزها و رویاها پیام یزدانجو- هر دوی نوینسده ها به شدت باسواد و پرخوان و زبان دان هستند و این دامی ست که برای نویسنده های باسواد وجود دارد. هوس استفاده از اطلاعات وسیع و گسترده در متنی که ضرورت داستانی ایجاب نمی کند.
.
انتهای داستانف زبان و لحن و فضا به شدت سلینی می شود به یکباره که ناهمگنون است و در انتها دوست رفته رفته در نقش دانیال فرو می رود-
اینچنین فرورفتن در نقش دیگری را بهترین حالتش را در یکی از داستان کوتاه های آیدا احدیانی خواندم- مجموعه ی دکتر برایان از دودکش بالا می رود.
.
پیرنگ:
کتاب، داستان دو دوست است در اهواز دوران جنگ- یکی از آن ها روزنامه نگار می شود و به یکباره غیب می شود. دوست دیگر به دنیال او می گردد و وارد زندگی اش می شود و در نهایت کم کم انگار خود او می شود.

Profile Image for Ferial Fattahi.
181 reviews15 followers
January 19, 2020
کتاب از کشش نسبتا خوبی برخوردار است. صحنه های گیرا و جذابی را بعضا خلق می‌کند و از نظر نوشتاری کم ایراد و خوش خوان است. و شاید همین ها توقع خواننده را از آنچه در دست دارد بالا می‌برد و در نهایت موجب نارضایتی‌ش میشود. سیر داستان با پایانبندی ضعیفی که قصد شگفت زده کردن مخاطب را دارد خیلی جور در نیامده و باور پذیری‌ش به عمد شاید بسیار می‌لنگد. در کل اگر از میزان سن های به یاد ماندنی اش بگذریم کتاب چیز دندانگیری ندارد. با این همه ولی به خواندنش میارزد .
Profile Image for Khatere.
25 reviews18 followers
March 23, 2017
حال و هوای شخصی‌م، باران ممتد روزهای دوم و سومِ تعطیلات نوروز (۹۶) که حس کتاب‌خونیِ مدام رو تشدید می‌کنه، مدتِ قابل توجهی رمان غیرفارسی خوندن و کنجکاویِ خبردار شدن از کیفیت داستان‌گوییِ نویسنده‌ای که بیشتر به ترجمه و نقد می‌شناسمش، باعث شد کتاب رو دو روزه بخونم.
همین صرفِ بیشتر ساعات مفید روز به کتاب‌خوانی- بعد از مدت‌ها مطالعه در وقت‌های پاره‌پاره‌ی غیر کاری- حال خوبی بهم داده که قضاوتم رو به‌حتم متاثر می‌کنه. ضمن اینکه قطعا به‌واسطه‌ی درک عینی‌تر از شرایط و مشترکاتِ پرشمارتر احساسی با نویسنده‌ی هم‌دوره، شوقِ بیشتری به خوندنِ این کتاب داشتم.
یکی از مشکلات من با رمان فارسیِ این روزها، فقیر بودن دانش واژگانیِ نویسنده‌ها و بی‌تفاوتی یا ندانستنِ آداب دستوریِ فارسی‌نویسی است که این کتاب به‌زعم من ازین منظر، سربلند بود. در چند جمله غلط دیکته‌ای و اشتباه در استفاده از حروفِ اضافه بود که می‌شه به پای (احتمالا) ویراستار حرفه‌ای نداشتنِ کتاب گذاشت و خللی به کیفیتِ قلم نویسنده وارد نمی‌کنه.
سیر روایت در تقریبا تمام بخشِ اول «گزارش» افت قابل توجهی می‌کنه که اگر عواملی که پیشتر گفتم (خصوصا بارشِ یک‌ریز بارون!) نبود، احتمالا خوندن باقیش رو تا مدت‌ها به تعویق می‌نداختم. داستان در بخش دوم نرم‌نرم بالا میاد و تا انتها با شیبِ محسوسی اوج می‌گیره. بخش چهارم و پایانیِ گزارش به سلیقه‌ی من بهترین بخش کتابه.
چند اشکال کوچک اما قابل اعتنا در کتاب هست که اگر نباشه، حواسِ خواننده به پیگیریِ روند اتفاقات جمع‌تره. مثلا در مقدمه گفته می‌شه گزارش بر سه بخشه اما عملا مقدمه هم یک بخش در نظر گرفته می‌شه و عنوان‌ها خلاف چیزی که گفته می‌شه یه‌عدد می‌ره جلوتر (ص ۳۷، خط ۹). یا بخش اول وقتی هنوز «الهام» معرفی نشده، یک‌جا به‌اشتباه به‌جای «سما»، نامِ او آورده شده (ص ۷۴، خط ۶). یا اولین دیدار راوی با «دانیال» بعد از چهار سال در پاییز «۱۳۷۸» اتفاق می‌افته که عدم‌تطابق زمانیِ عجیبی توش پیش میاد: «... از کوی دانشگاه شروع کرد و به‌سرعت آمد تا وقایع سال ۷۹ (ص ۱۳۰، خط ۶).» و یکی دو مورد دیگه.
جدای ازین موارد، از زمانی که به خوندنش گذروندم راضی‌ام و توصیه‌ش می‌کنم.
This entire review has been hidden because of spoilers.
Profile Image for Mona Azimi.
10 reviews
March 20, 2023
به نظرم موضوع داستان برای این حجم زیاد از توصیف جزئیات صحنه‌ها، ضعیف بود و باعث می‌شد در طول خواندن کتاب حوصله‌ام سر برود.
Profile Image for Hami.
310 reviews3 followers
July 26, 2023
داستان از غیاب شروع می‌شود؛ با نبودن و ندیدن.
تنها دستاویز ما برای فهمیدن دلیل غیاب راوی است که خود، اصرار بر حقیقت گویی دارد. آیا این اصرار حقیقی است؟
Profile Image for Bahman Bahman.
Author 3 books245 followers
May 2, 2017
به نظرم رگه هایی از تمایلات همجنسگراینه توی کتاب هست. جز این خیلی کش دار، آشفته و احساسی و آبکی بود. در انتخاب کلمات هم اصلا سلیقه نویسنده رو نپسندیدم.تعجب می کنم چطور کسی وقت می ذاره همچین کتابی رو می خونه؟ من فقط چون دوستم معرفی کرده بود خودم رو مجبور کردم تا آخر بخونمش
Profile Image for مصطفی انصافی.
Author 3 books9 followers
December 23, 2018

«در دهه‌ی شصت جوانانی که سوژه‌های انقلاب و کلیدی‌ترین فعالان عرصه‌ی جنگ بودند مصادر سیاسی و قضایی را اشغال کردند، اما بعد از سال هفتادوشش جوانان در عرصه‌ی فرهنگ فعال شدند: روزنامه‌ها، نشریات، ادبیات، فلسفه، سینما، تئاتر، هنرهای تجسمی. هرجا بوی فرهنگ به مشام می‌رسید خیل جوانانی را می‌دیدی که با ایده‌های نو و اغلب رادیکال در جنب‌وجوش بودند، شور و شوقی حیرت‌انگیز بروز می‌دادند و با توانی غیرعادی کار می کردند.» اگر شعارنویسی بر دیوار کاغذی، به قول نویسنده‌اش، #امیر_احمدی_آریان، مقالاتی بود با خصلت خودانتقادی درباره‌ی متن و حاشیه‌ی ادبیات معاصر، #غیاب_دانیال رمانی است با همان ویژگی‌ها. دانیال مرزی یکی از همان جوانان است که «سرنوشت تلخ و غم‌انگیزش، که عصاره‌ی استیصال و سرخوردگی یک نسل بود، و گره خوردن نام او با روزهای بهار مطبوعات که برای بسیاری خاطره‌انگیز بود و یادآور ایام خوش، موجب شد» بشود سوژه‌ی امیر احمدی آریان که پیش از این در کتاب شعارنویسی بر دیوار کاغذی در مقاله‌ی مفصلی با عنوان زمانه و زمینه‌ی ادبیات در دهه‌ی هشتاد به ادبیات و ژورنالیسم و خیل روزنامه‌نگارانی از جنس دانیال پرداخته بود و با شجاعتی تحسین‌برانگیز نوشته بود: «روایت تجربه‌ی شخصی در اینجا بیشتر برای تأکید مجدد بر خصلت خودانتقادی این مقاله است نه خاطره‌گویی: منی که سال هفتادونه نوشتن در مطبوعات را آغاز کردم، جوانی بیست‌ویک‌ساله بودم با سواد و شعوری بسیار پایین، ایده‌ها و افکاری بس خام و دم‌دستی، که بیشتر بر اساس شنیده‌ها یا خواندن و اغلب نفهمیدن ترجمه‌های نارسای فیلسوفان فوق‌الذکر بود. نه اطلاعاتم از تاریخ شعر و داستان ایران به حدی بود که حرفی برای گفتن داشته باشم، نه قدرت تحلیل و تجربه‌ی قابل‌توجهی داشتم و نه پیش از آن تاریخ چیز دندان‌گیری منتشر کرده بودم.» توصیفی که بسیار شبیه است به فعالیت حرفه‌ایِ دانیال. غیاب دانیال را می‌توان روایتی داستانی از شعارنویسی بر دیوار کاغذی دانست که این بار علاوه بر «زمانه و زمینه‌ی ادبیات در دهه‌ی هشتاد»، روایت‌گر شکست و سرخوردگی و تلاش یک نسل برای تطهیر، بازیابی و رستگاریِ خویش است.

یادداشت کامل را در سایت #انجمن_رمان_۵۱ می‌توانید بخوانید.
Displaying 1 - 11 of 11 reviews

Can't find what you're looking for?

Get help and learn more about the design.