Jump to ratings and reviews
Rate this book

شرح حال عبدالله بن المقفع

Rate this book
سال نشر: 1382

این کتاب نخستین بار در سال 1306 در برلین چاپ شده است. چاپ فعلی سوای حروف چینی دوباره، دو افزوده نیز دارد: 1) زندگی نامه ی علمی عباس اقبال نوشته ی ایرج افشار؛ 2) نامه ی نقادانه ی مجتبی مینوی به اقبال در تذکر برخی مطالب به او

128 pages, Unknown Binding

Published January 1, 2003

2 people are currently reading
14 people want to read

About the author

Ratings & Reviews

What do you think?
Rate this book

Friends & Following

Create a free account to discover what your friends think of this book!

Community Reviews

5 stars
1 (12%)
4 stars
2 (25%)
3 stars
4 (50%)
2 stars
1 (12%)
1 star
0 (0%)
Displaying 1 - 3 of 3 reviews
Profile Image for Mohammad Ali Shamekhi.
1,096 reviews312 followers
June 7, 2016

به نظرم متنی است خواندنی البته برای کسی مثل من که چیزی نمی داند - طبیعی است که برای فرد متبحر در ادبیات خیلی حرف ها تکراری و ابتدایی اند و برای فرد محقق حرف ها کمی کلی و سریع برگذارشده

* قضاوت من در مورد متن نوشته ی اقبال



* قضاوت من در مورد افزوده ها: زندگی نامه و نامه ی مینوی

Profile Image for Ziba Ghodsifar.
92 reviews8 followers
April 23, 2024
عالی! اثری عالمانه که به نسبت زمان خودش بسیار جامع و به‌روز نیز هست.
Profile Image for Kiarash.
55 reviews29 followers
August 20, 2016
روزبه دادویه یا عبدالله ابن المقفع کترجم و منشی دربار در خلافت بنی امیه و بنی عباس بوده است. زندگی ابن مقفع از این جهت متمایز است که نخست مترجم بسیار توانایی بوده که بسیاری از آثار پهلوی را به عربی ترجمه کرده و مانع از نابودی آنها شده. مهارت وی در استفاده از زبان عربی بسیار بالا بوده و گویا نثر او همچنان در مصر تدریس میشود.
جنبه دیگر شخصیت او که برای من جالب بود این است که در طول تاریخ به زندیق و مانوی و ملحد مشهور بوده است و از این جهت در بین شخصیت های معروف تاریخ ایران انگشت شمار است.

در این کتاب اطلاعات مختلفی که درباره روزبه دادویه یا همان ابن المقفع در منابع مختلف وجود داشته جمع آوری شده است و تلاش شده یک نمای کلی از
زندگی این شخص در قرن اول و دوم هجری داده شود.
نقد مجتبی مینوی هم که در پایان کتاب به صورت یک نامه آورده شده است بسیار خواندنی است.
-------------------------------------------------
قوم زنادقه در عهد او (عهد هادی خلیفه عباسی) قوت گرفتند از ایشان عبدالله الن المقفع مصنف کتاب کلیله و دمنه به عربی و صالح بن داود عم زاده سفاح و عبدالله هاشمی خواستند نقیض قرآن انشا کنند. ابن المففع که افصح فصحا و اعلم علما بود در آن زمان شش ماه در آن کار رنج برد و یک خانه پر از مسوده کرده و نقیض یک کلمه نتوانست گفت و لاشک مخلوق کجا نقیض کلام الله تواند گفت. هادی از حال ایشان واقف شد تمامت را بکشت.
حمدالله مستوفی تاریخ گزیده

اتهام ابن مقفع به زندقه به حدی رسید که هادی میگفت من هیچ کتاب از زندقه ندیدم که اصل آن از ابن مقفع نباشد.
ابن خلکان

عاقبت در سال 142 دانشمند بی مانند را به بهانه زندقه و شک در دین و تعلق به کیش آبا و اجدادی و باطنا به اشاره خلیفه و بر اثر کینه و غرض شخصی بر سر تنوری آورد. ابتدا دست و پای او را بریده پیش چشمش به تنور افکند و سوخت. سپس خود را در تنور آتش فرو کرد و گفت در مثله کردن تو بر من بحثی نیست چه تو زندیقی و مردم را به آرا و عقاید فاسده فاسد مینمایی.
ابن خلکان در ترجمه حال منصور حلاج
Displaying 1 - 3 of 3 reviews

Can't find what you're looking for?

Get help and learn more about the design.