مجموعه حاضر حاصل تلاش جمعی از کارشناسان مؤسسه پژوهشی کودکان دنیا با تمرکز بر روان شناسان کمال گرا است. این مجموعه به والدین و مربیان و برنامه ریزان آموزشی کمک میکند که بتوانند بر اساس دیدگاه روان شناسان کمال گرا برنامه های آموزشی خود را سازماندهی کنند. این کتاب اولین منبعی است که به خانواده ها و دست اندرکاران آموزشی یاری می دهد تا با یک الگوی مشخص فکری، به تدوین برنامه های آموزشی کودکان بپردازند. کتاب در ۱۷۵ صفحه به بررسی کودک سالم از دیدگاه روانشناسان مطرح نظریه انسانگرا میپردازد. در ابتدای کتاب پس از پیشگفتار، چند نکته ضروری و چگونگی استفاده از کتاب آمده است. سپس در ۵ فصل نظریات روانشناسان یاد شده بررسی شدهاند. در هر فصل مختصری از زندگی روانشناس و کل نظریه هر روانشناس به شیوه و زبانی ساده برای والدین و مربیان معرفی شده است. برای هر شاخص مهم، فعالیتهای کاربردی تدوین شده است. تمامی فعالیتهای پیشنهادی به نوعی تمرین شده است و کارشناسان گروه دانش اجتماعی مؤسسه پژوهشی کودکان دنیا از انجام موفق آن در خانه و مراکز آموزشی مطمئن است.
Erich Fromm, Ph.D. (Sociology, University of Heidelberg, 1922) was a German-American social psychologist, psychoanalyst, sociologist, humanistic philosopher, and democratic socialist. He was a German Jew who fled the Nazi regime and settled in the United States. He was one of the founders of The William Alanson White Institute of Psychiatry, Psychoanalysis and Psychology in New York City and was associated with the Frankfurt School of critical theory.
Fromm explored the interaction between psychology and society, and held various professorships in psychology in the U.S. and Mexico in the mid-20th century.
Fromm's theory is a rather unique blend of Freud and Marx. Freud, of course, emphasized the unconscious, biological drives, repression, and so on. In other words, Freud postulated that our characters were determined by biology. Marx, on the other hand, saw people as determined by their society, and most especially by their economic systems.
یکی از اپیزودهای سریال بلک میرور درباره دختری است که مادرش از بچگی یکجور پرنتال کنترل برای او میگیرد که هم لوکیشن او را به صورت ویدئوی زنده نشان میدهد و هم میتواند فیلتری بگذارد که بچه، صحنههای خشونتآمیز را نبیند. دختر بچه بخشی از دنیا را هرگز نمیدید. دنیا هم صحنههای قشنگ و دلپذیر دارد و هم صحنههایی هولناک. نمیشود قسمتی از زندگی را به کل نادیده گرفت. مادر حتماً از سر دلسوزی و محبت بیاندازه خواسته بچه را در یک امنیت مصنوعی نگه دارد ولی چطور میشود حقیقت زندگی را انکار کرد؟ درد بالاخره از راه میرسد. خشونت وجود دارد. شاید برای همین است که والدین همان اندازه که باید مسئول باشند، به شجاعت هم نیاز دارند.
من این کتاب را برای شغلم خواندم و به نظرم خیلی مقدماتی آمد. شاید برای والدین خواندن کتابهای هر کدام از این نظریهپردازان بهتر و راهگشاتر باشد. به ويژه درباره اریک فروم و آبراهام مازلو که فصلهای خلاصهتری داشتند اما نظریههایشان جامعتر و چندجانبه بود. اساس محتوای این کتاب بر «انسانگرایی» است. تمرینهایی که به والدین و یا مربیان ارائه میشود، ساده هستند و لازم نیست پدر یا مادر خودشان را به دردسر بیندازند. همهی تمرینها در مسیر زندگی اتفاق میافتند و ذهنمان را از الگوهای ذهنی نادرست و پیشفرضهای اشتباه جدا میکند.
خلاصه ای از دیدگاه های روانشناسان انسانگرا برای پرورش کودکی که سلامت روانی و عاطفی داشته باشه، به کشف و پرورش تواناییها و استعدادهای خودش و خودشکوفایی برسه و مسیر منحصر به فرد خودش در زندگی رو پیدا کنه. از نظر من این کتاب برای شروع مطالعه در زمینه روانشناسی انسانگرا خیلی خوب هست و البته برای ادامه از منابع دیگری که خود کتاب معرفی میکنه میشه استفاده کرد.
خببببب بالاخره کتاب الگوی کودک سالم رو تموم کردم، در خوندنش عجول نبودم«برعکس خصلت همیشگیم» بنظرم خوندن کتاب های فرزند پروری باید با تعلل و متانت و هضم باشه. یک سال طول کشید عملا! یکی از جالب ترین ها برای من بود، از دیدگاه چندین صاحب نظر : آلپورت، فرانکل، راجرز و مازلو ،نیاز های بچه ها بررسی شد. چندتا درس مهم ازشون گرفتم: اگر کودک سالم میخوام اولین مرحله برطرف کردن نیاز های اولیه: خواب، غذا و تمیزی محیطه. دومیش: هرچه در توان داری ابراز علاقه کن و بچه ات رو با تمام احساساتی که داری غرق کن. سومیش: به جزییات توجه کن، از همه موضوعات ذوق زده شو، زندگی رو ارزشمند بدون، تا دنیا برای کودک مکانی امن و زیبا باشه. تا بتونه آزادانه با خیال راحت در محیط کاوش کنه، به کودک اجازه پرسیدن، کاوش بده. چهارمیش: تفاوت هارو بپذیر و به کودک یاد بده که تفاوت ها ارزشمندن، هرچقدر تفاوت های بیشتری ببینه ذهن و مغز پذیرا تری خواهد داشت. پنجم: از تجربه هیچ رویدادی پرهیز نکن، بذار همه چیز رو در شرایط امن تجربه کنه، فعالیت های زیادی انجام بده، لباسهاشو کثیف کنه، غذا درست کنه، خوندنشعر، شنیدن موسیقی های متنوع، دیدن کتاب های زیاد، یاد گرفتن ریز جزئیات طبیعت، هنر، ادبیات ، همه چی رو متناسب سنش در اختیار بذار.
تا ابد این کتاب توی قلب من میمونه و سعی میکنم همیشه تکه هایی از این کتاب رو مرور کنم.