کتابی برای شناخت سبک زندگی گاندی و نوع مبارزه اش
-عدم خشونت و ترس با یکدیگر جمع نمی شوند. می توان مردی غرق در سلاح را تصور کرد که در دل ترسوست. داشتن اسلحه، به معنای وجود رگه هایی از ترس-اگر نگوییم بزدلی- در انسان است. اما عدم خشونت حقیقی بدون وجود بی باکی خالص در روح فرد میسر نیست.
-هر نامی که بر او بگذارید مهم نیست. او کسی است که بیش ترین تسکین را در میان شدید ترین شعله ها به آدم می دهد. او همان خداست.
-تنها هنگامی می توانید ادعای عشق ورزی کنید که رفاه دیگران برایتان اهمیتی بیش از رفاه خود داشته باشد و حتی زندگی دیگران را مهم تر از زندگی خود بشمارید.
-کسی که با دیدن صحنه نزاع بین دو نفر می لرزد یا از مهلکه می گریزد، نه تنها از عدم خشونت چیزی نمی داند بلکه ترسوست. آن که آیینش پیروی از عدم خشونت است، جان خود را برای جلوگیری از این نزاع تسلیم می کند.
-هدف، همواره از ما دور می شود، هرچه به پیشرفت های بزرگ تری نائل آییم، بیش تر به بی ارزشی خود پی می بریم. شادمانی در تلاش نهفته است نه در دستیابی به هدف. تلاش تمام و کمال، عین پیروزی است.
-"چگونه است که گاندی بدون آمادگی و بدون مکث و حتی بدون یادداشت به این زیبایی سخن می گوید؟"
"آنچه گاندی به آن می اندیشد، آنچه می گوید و آنچه انجام می دهد همگی یک چیزند. او نیازی به یادداشت ندارد. من و شما به چیزی می اندیشیم، احساسمان چیز دیگری است، گفتارمان با ان دو متفاوت است و انچه که انجام می دهیم با همه ان ها فرق دارد، پس برای اینکه از مسیر گفتار منحرف نشویم، نیازمند کاغذ و یادداشتیم."
-(دانشمندان به تازگی دریافته اند که آهنگ گام ها با آهنگ ذهن ارتباط تنگاتنگ دارد)
-داستان فیل ها و کنترل ذهن
-ساتیاگراهای محل کار:به قول حکیمی هندی:"هر کسی گمان می کند فقط ساعت خودش زمان صحیح را نشان می دهد."
-انسان نمی تواند در حوزه ای از زندگی خود با درستی و صداقت عمل کند در حالی که در سایر حوزه های زندگیش آلوده نادرستی هاست. زندگی، واحدی تجزیه ناپذیر است.
-نخستین چیزی که باید از تاریخ بیاموزید این است که عدم وقوع چیزی در گذشته به این معنی نیست که در آینده نیز به وقوع نپیوندد.