داستان جنگل و پیدایش قدرت مسلحی در گیلان در جریان جنگ جهانی اول و ماجرای هفت ساله آن از جمله مسائلی بود که سالها از نظر عموم، مکتوم و ناشناخته مانده بود. چه با فقد اطلاعات از علت وجودی این قدرت و نیات و هدف رهروان این نهضت، هر کس بر حسب مذاق و مشرب و اقتضاء نفع و تمایلات سیاسی و وابستگیهایش به چپ یا راست، در آن باره چیزی می گفت و نتیجه ای می گرفت تا آنجا که پدیده جنگل که می بایست با سیمای واقعی اش جلوه گر شود و با قضاوتهای صحیح در متن تاریخ جای گیرد، در قالب رمان و افسانه مسخ گردید. کتاب سردار جنگل مفتاحی شد برای کشف رمز و راز و درک واقعیت و چگونگی داستان این نهضت. یعنی در حقیقت آنچه را که تا به امروز با تحریف حقایق از اذهان عمومی مخفی مانده بود و خواه و ناخواه می بایست روزی آشکار شود، در معرض دید عامه گذاشت. 978-2000998747
من عاری از شرف میدانم کسی را که حقوق حاکمیت و استقلال مملکت را فدیه شغل و مقام کند و یک ملتی را اسیر آز چند تن خودخواه افراطی که از تظاهرات افراطیشان چیزی جز ریاست نمیخواهند قرار دهد . من استقلال ایران را خواهانم و بقای اعتبارات کشور را طالبم ، آسایش ایرانی و همه ابنای بشر را بدون تفاوت دین و مذهب شایقم ........
از مهمترین و مستندترین کتابهای نوشتهشده دربارۀ میرزاکوچکخان جنگلی، شاید بتوان به کتاب مشهور «سردار جنگل»، اثر ابراهیم فخرایی اشاره نمود که مورد تمجید بزرگانی چون ایرج افشار، سعید نفیسی و دکتر محمدعلی اسلامی ندوشن قرار گرفته است. یونس استادسرایی (۱۲۵۷-۱۳۰۰)، مشهور به میرزاکوچکخان جنگلی، در استادسرایِ رشت در خانوادهای متوسط دیده بهجهان گشود (فخرائی، ۱۳۵۷: ۳۵). به ورزش علاقهمند بود، دخانیات مصرف نمیکرد و در آخرین سالهای عمر خویش ازدواج نمود (همان: ۳۶-۳۷). میرزا یک ایرانی ایدهآلیست و مردی بهغایت مذهبی بود (همان: ۳۸). به استخاره اعتقاد عجیبی داشت (همان: ۳۷). ابتدا مشق آخوندی میکرد، اما در ادامه به سبب حوادث کشور مسیر افکارش را تغییر داد و عبا و نعلین و عمامه را به تفنگ و فشنگ مبدّل ساخت (همان: ۳۵) و درنهایت در گریز از دشمنان خود، بر اثر سرما و یخزدگی، وفات یافت (همان: ۳۸۹).
دربارۀ میرزاکوچکخان جنگلی سخنان موافق و مخالف متعددی وجود دارد. تا آنجا که بسیاری او را مردی فهمیده، شجاع و دلسوز کشور معرفی کرده و برخی نیز مانند احمد کسروی و ملکالشعرای بهار به نقد وی پرداختهاند. کسروی در کتاب «تاریخ هیجده سالۀ آذربایجان»، ضمن اقرار به عدمِاطلاعات کافی از میرزاکوچکخان و تحسین او بهخاطر نبرد با بیگانگان، مینویسد:
جنگلیان برای دشمنی با انگلیسان با آلمان و عثمانی [و در گام بعدی با روسیه] بستگی پیدا کرده بودند و سرکردگان اتریشی درمیان خود میداشتند... این میرساند که مردان کوتاهبین و سادهای هستند و از دوراندیشی و شناختن سود و زیان کشور بیبهره میباشند (کسروی، ۱۳۵۷: ۲/ ۸۱۲ الی۸۱۴).
ملکالشعرای بهار هم در کتاب «تاریخ مختصر احزاب سیاسی»، میرزاکوچکخان جنگلی را متّهم به قدرتخواهی نموده و معتقد است که قصد میرزا تصرّف ایران و تشکیل یک حکومت مرکزی صالح نبوده است و تنها به داشتن همان ولایت تحت امر خویش راضی بوده است (ملکالشعرای بهار، ۱۳۵۷: ۱/ ۱۵۹). منابع: