پس از اعلام ملی شدن جنگلها و منع قطع درخت، پدر و پسر هیزمشكن بیكار و درمانده میشوند. تا این كه یك روز پسر، پای به نواحی دوردست جنگل میگذارد و درخت بزرگ و باشكوهی مییابد. اما خوشحالی او چندان نمیپاید، زیرا دخیلهای آویزان بر این درخت، نشانه مقدس بودن آن است با این همه، او تصمیمی عجیب میگیرد و دخیلها را یكایك از درخت برمیگیرد؛ سپس راهی منزل میشود تا به اتفاق پدر، روز دیگر باز گردد و قطع درخت را آغاز كند...۰
مهدی اخوان ثالث (م، امید)، شاعر و پژوهشگر ادبی در سال ۱۳۰۷ در مشهد چشم به جهان گشود. در مشهد تا متوسطه نیز ادامه تحصیل داد واز نوجوانی به شاعری روی آورد. در سال ۱۳۲۶ دوره هنرستان مشهد رشته آهنگری را به پایان بر و همان جا در همین رشته آغاز به کار کرد.در آغاز دههٔ بیست زندگیش به تهران آمد و پیشهٔ آموزگاری را برگزید. در سال ۱۳۲۹ بادختر عمویش ایران اخوان ثالث ازدواج کرد. با اینکه نخست به سیاست گرایش داشت ولی پس از رویداد ۲۸ مرداد از سیاست تا مدتی روی گرداند. چندی بعد با نیما یوشیج و شیوهٔ سرایندگی او آشنا شد. او توانست باشکوه ترین شعرهای نیمایی را در روزگار خود بسراید. معروف ترین شاهکار اخوان ثالث شعر زمستان است. او رویکردی میهنپرستانه داشت و بهترین اشعارش را نیز برای ایران گفتهاست (تو را ای کهن بوم و بر دوست دارم). او دارای ۴ فرزند است. بسیاری از منتقدان اخوان ثالث را بزرگترین شاعر نوگرای ایرانی میدانند
پیشینه و رویدادها * اخوان در دوران پهلوی چند بار به زندان افتاد و یک بار نیز به حومه کاشان تبعید شد * در سال ۱۳۳۳ و ۲۹ چندین بار به اتهامات سیاسی زندانی شد * در سال ۱۳۳۶ پس از آزادی از زندان در رادیو، و مدتی در تلوزیون خوزستان منتقل شد * در سال ۱۳۵۳ به تهران منتقل شد و در رادیو تلوزیون ملی شروع به کار کرد * در سال ۱۳۵۶ به تدریس شعر سامانی و معاصر در دانشگاه تهران پرداخت * در سال ۱۳۶۰ بازنشسته شد * در سال ۱۳۶۹ به دعوت خانه فرهنگ آلمان برای برگزاری شب شعری از تاریخ ۴ تا ۷ آوریل برای نخستین بار به خارج رفت
چند ماه پس از بازگشت از خانه فرهنگ آلمان در سال ۱۳۶۹ در چهارم شهریور ماه جان سپرد. با موافقت رهبر ایران وی اولین شخصیتی بود که اجازه پیدا کرد در توس و در کنار آرامگاه فردوسی به خاک سپرده شود
حرفش ناتمام ماند؛ چون دو تا گلوله داشت به سراغش می آمد، انگار دو تا گلوله پشتِ سرِ هم و متصل به همدیگر بود که نمی دانست چیست و از کجاست؟ اما مثلِ این بود که از سرِ جگرش کنده شده باشد.
کتاب قطعا از شاهکار های ادبی نیست ولی تنوع موضوعات و مطالب عمیق تری که در قالب یک داستان کودکانه در این حجم کم ارائه شده واقعا جالبه و برای والدینی که بخواهند در مورد بعضی از این مطالب با فرزندانشان صحبت بکنند می تواند شروع خوبی باشد
تجربه داستان نويسي اخوان نشان مي دهد كه خروج او از زبان شعري خود خيلي دشوار است. خط داستان با توجه به ماهيت روايي زبان اخوان به صورت بيان يك سفر شبيه مي شود كه او كوشيده گذشته و امروز را در ان به هم پيوند دهد.نمي گويم اخوان در اين كار توفيق داشته يا نه ولي با توجه به بيان روايي-حماسي اخوان و خلق تصويرها و موقعيت هاي پي در پي حركت داستان با سكته هايي قابل توجه همراه شده است به ويژه كه مخاطب كتاب كودكان و نوجوانان هستند. اخوان نازنين كودكان را همه لاله جان و آي دختر جان مي ديد و مي خواست پوستين كهنه اش را نزد ان ها ميراث بگذارد