Abdolhossein Zarinkoob He was born on March 19, 1923, in Borujerd, Iran, received his PhD from Tehran University in 1955 under the supervision of Badiozzaman Forouzanfar, and held faculty positions at universities such as Oxford University, Sorbonne, and Princeton University, among many others.
Because of his pioneering works on Iranian literature, literary criticism and comparative literature, he is considered the father of modern Persian literature.
یادم هست که این کتاب را سال دوم دبیرستان خواندم. آن زمان به عرفان و تصوف خیلی علاقه داشتم. البته کتاب بر خلاف آن چه که تصور می کردم یک کتاب خشک و بی روح بود، شاید هم من آن زمان برداشت اشتباهی داشتم. به هر حال یادم هست که تا کتاب را خواندم جانم به لب رسید. البته شکی نیست که این کتاب کتاب بسیار ارزشمندیست و با تلاش بسیار زیاد و به روشی علمی نوشته شده و به نوعی تصوف ایران را جاودانه کرده است. کتاب دربردارندۀ سلسله ها و گروه ها و مشایخ صوفیه و بزرگان آن و کلیتی از اعتقادات آنهاست و برای کسی که می خواهد در تصوف تحقیق کند و از تاریخ آن آگاه شود بسیار مفید است.
http://delsharm.blog.ir/1397/02/07/jo... این کتاب تلاشی است از مرحوم زرینکوب در تبارشناسی شاخههای مختلف تصوف در ایران. با وجود جذابیت روایتها و فصلبندی کتاب، نوع نگارش کتاب خستهکننده است. گاهی با پاراگرافی مواجهیم که به بلندای چند صفحه است. هر فصل بخشبندی نشده است و خواندن کتاب را دشوار میکند. این کتاب مانند دیگر کتابهای زرینکوب خلاصهای است از خوانش زرینکوب از مراجع مختلف تاریخی به علاوهٔ قضاوت نویسنده در مورد صحت مراجع تاریخی. اولین درسی که این کتاب برایم داشت این بود که تصوف بر خلاف ظاهرش به شاخههای مختلف تقسیم شده است و در طول تاریخ و با توجه به ناحیهٔ جغرافیایی خاستگاههای فکری متفاوتی داشته است. با توجه به شروع تصوف از خراسان قدیم (شامل بخش بزرگی از افغانستان امروز) و سابقهٔ دین بودایی در آنجا، زرینکوب امکان الهامات بودایی را در تصوف رد نمیکند کما آن که زهد افراطی برخی از صوفیان را بیارتباط با تعالیم مسیحی نمیبیند. البته خیلی دشوار بتوان آنها را ملهم از مزدیسنان دانست خاصه آن که در تعالیم زرتشت به صراحت از ریاضت منع شده است اما رگههایی از شباهت بین تصوف و زرتشتیگری دیده میشود.
«در حقیقت احوال سلمان فارسی مخصوصاً از آن جهت که لااقل دو جریان مهم دینی عصر ساسانی -آیین زرتشت و آیین مسیح- را در وجود خویش جمع داشته است، میتواند به عنوان یک منشأ تأثیر در تصوف اسلامی تلقی شود.» (ص ۱۷)
«در بین این گونه عوامل که در طی قرون نخستین اسلامی در ایران مدد به حیات تصوف مسلمین رسانیده است قبل از هر چیز از میراث زرتشت باید یاد کرد و از احوال و تعالیم او.» (ص ۲۲)
یک چیز مشترک در مصوفه وجود دارد: دیدن خضر در عالم حقیقت. این مسأله مرا یاد ادعای دیدن مسیح در مورمنهای مسیحی و ادعای دیدن امام زمان در میان گذشتگان شیعه میاندازد. و البته این که همهٔ مسیحیها چرا فقط مسیح را، همهٔ شیعهها چرا فقط امام زمان را، و همهٔ صوفیان چرا فقط خضر را میدیدهاند جای سؤال دارد. دو گروه اصلی در تصوف وجود دارد: اهل صحو (معتقد جدی به رعایت کامل شریعت) و اهل سکر (مانند ابوسعید ابوالخیر و معتقد به سماع). البته اهل ملامت، اهل فتوت و قلندرها هم شاخههای دیگری از صوفیه بودهاند. ملامتیها کمکم تبدیل به گروهی شدند که از عنوان گریز از ریا بهانهای برای گریز از شریعت ساختند. اهل فتوت که احتمالاً برگرفته از «لای فتی الا علی» است، مانند ملامتیها مخالف تظاهر و خرقهپوشی بودند و اهل پهلوانی و فرهنگ زورخانهای، مانند پوریای ولی. از دل این دو، فرقهٔ قلندر بیرون آمد که شیخ جمالالدین ساوجی در قرن هفتم تراشیدن موی سر و ابرو را در میان این جماعت باب کرد. دعواهای حیدری (قلندرهای شیعه) و نعمتی (قلندرهای سنی) تا سالها و حتی دورهٔ قاجار در ایران موجب سرگرمی حتی جهانگردها میشده است.
«تمام این نهضتها، از ملامتیه تا قلندران، از فتیان تا خاکساریان، یک رشته واکنش درونی بود در دنیای تصوف. واکنش در مقابل تمایلاتی که در سراسر تاریخ تصوف، آن جریانی را که خود عصیانی بر ضد آداب رسوم بود، دوباره به جانب آداب و رسوم برد. طرفه آن است که این نهضتها نیز در عین آن که غالباً به صورت واکنش بر ضد قیود و حدود مترسمان آغاز میشده است، در اندک زمان باز به آداب و قیود تازهای پایبند میگشته است و همواره جایی برای یک واکنش و عصیان تازه بازمیگذاشت.» (صص ۳۷۸-۳۷۹)
صوفیهٔ خراسان تصوف با ابراهیم ادهم آغازی جدی در خراسان پیدا کرد. بایزید بسطامی باعث گسترش بیشتر تصوف شد. محمد بن کرام با تعالیم مبتنی بر تجسم و تشبیه فرقهٔ کرامیان را بنا نهاد و بعد از مرگ در اورشلیم مدفون شد. حکیم ترمذی فرقهٔ حکیمیان را و ابوالعباس سیاری فرقهٔ سیاریان را در مرو بنا نهاد. در زمان سلطان محمود غزنوی دو شخصیت بزرگ صوفیه آوازه یافتند: ابوالحسن خرقانی و ابوسعید ابوالخیر. ابوسعید اولین کسی بود که باب سماع را در صوفیه گسترش داد. شیخ عبدالله انصاری صوفی مقید حنبلی مذهبی بود که مناجاتهایش به عنوان یک اثر ادبی تاکنون مورد توجه حتی عامه بوده است. شیخ احمد جام نیز متشرع بود و شهر تربت جام کنونی به خاطر مدفن او به این نام شهرت یافته است. دو برادر، ابوحامد محمد و احمد غزالی، از عالمان بزرگ صوفی بودند. ابوحامد پی چهار فرقهٔ اصلی اهل فکر گشت. او در کلام چیزی جز مقابله با بدعت در شریعت نیافت. او در فلسفه سه گروه را یافت: طبیعیون، دهریون و الهیون که در هر سهٔ آنها التقاط و گمراهی دید. در فرقهٔ باطنیه عوامفریبی یافت و بر ضد آنها کتاب نوشت. اما در چهارمین فرقه، یعنی صوفیه، راه طریقت را یافت و صوفی شد. همین باعث فرار او از مدرسه و عزلتگزینی شد. او علم را بر دو گونه میدید، علم دنیایی و علم آخرت. علم دنیا نیز از نظر او دو گونه بود: فقه و علوم دیگر مانند علم بدن. علم آخرت نیز دو گونه داشت: مکاشفه که مخصوص اولیا و اهل یقین است و معامله که شناخت احوال قلب است برای عامهٔ موحدین. احمد غزالی، برادر کوچکتر ابوحامد، پا را فراتر نهاد و با سخنان شطحگونه حتی در ستایش ابلیس معروف شد. گویا فرقهٔ یزیدیه منشعب از احمد غزالی باشد.
صوفیهٔ بغداد صوفیهٔ بغداد در اوایل عهد عباسی آغاز و با مرگ شبلی کمرنگ شد. جنید کسی بود که علم و عمل را در صوفیه جمع کرد. او اهل صحو بود نه اهل سکر، بدان معنا که به شریعت التزام کامل داشت. وقتی حلاج را میخواستند اعدام کنند، او ادعا کرد که فقیه است و با حلاج میانهای ندارد. ابوالحسین نوریِ حنبلیمذهب اولین صوفی بود که چیز حلبیای درست کرد و با آن تسبیح گفت یا به قول خودش «میخواهم غفلت را بدان حلب کنم.» او درد و اندوه را از لوازم طریقهٔ سلوک میدانست. او علاقهٔ افراطی به حفظ شریعت داشت و از همین روی بود که با حلقهٔ جنید نزدیکی داشت. در این میان، ابن یزدانیار ظاهراً مخالف صوفیان بوده ولی انگار این مخالفت بیشتر در ظاهر بوده و به خاطر مخالفت با افشای راز بوده است. منصور حلاج متهم به قرمطی بودن شده بود. علاوه بر این اتهام او به ربوبیت هشت سال او را اسیر زندان حکومت کرد. ابن عطاء آملی از مشایخ و علمای عصر این مسأله را به کل رد کرد و حلاج را موحد خواند. همین باعث شد که حامد بن عباس، ابن عطا را به شدت شکنجه کند، طوری که بعد از چند روز ابن عطا از دنیا رفت. با وجود آن که حلاج منکر اظهار ربوبیت بود، حامد بن عباس آنقدر بهانه جمع کرد تا بتواند حکم اعدام او را بگیرد. ماجرای حلاج یکی از مرموزترین ماجرای اهل تصوف است، خاصه آن که بعضی از گفتههایش بعدها از زبان صوفیان دیگر هم درآمد ولی کمتر مورد حساسیت قرار گرفت. پرسش دیگر نوع اعدام او است که حتی با احکام شریعت خوانایی نداشت. شبلی به خاطر اندوه عدم حمایت از حلاج رو به شطحیات حلاجگونه آورد و از نظر نویسنده شطحیات تندوری او و البته اظهارات صریح حلاج باعث شد که صوفیه در عراق کمرنگتر شود. با کمرنگ شدن صوفیه و حتی نشست و برخاست بعضی از آنها با حکام وقت، صوفیه دیگر مانند گذشته نبود. در این میان عبدالقادر گیلانی در بغداد بسیار معروف شد. همچنین ضیاءالدین سهروردی که سلسلهٔ سهروردیهاش توسط بهاءالدین زکریای مولتانی و فخرالدین عراقی در هند گسترش یافت و سلسلههای نعمتاللهی و پیر جمالیه و صفویه نیز به طریقهٔ او منسوبند. در نظر ضیاءالدین تصوف سه مرحله دارد: آغازش که علم است، میانهاش که علم است و غایتش که امل است. برادرزادهٔ ضیاءالدین، شهابالدین سهروردی جانشین عمو شد و گویا سعدی او را در بغداد دید و از او به نیکی یاد کرد. جانشین شهابالدین، اوحدالدین کرمانی (شیخالشیوخ) مورد تکریم خلیفه المستنصر بالله بوده است.
نگاه سعدی و حافظ به صوفیه در عین حال که سعدی از سهروردی به نیکی یاد کرده است، باعث نشده که او واقعیت صوفیه را پنهان بدارد: «از این پیش طایفهای در جهان بودند به ظاهر پراکنده و به معنی جمع و امروز خلقیاند به ظاهر جمع و به دل پراکنده.» حافظ اما نیازی به ریاضت جسمانی نمیدید و مراقبت از قلب را واجب میشمرد. او مؤانست با قرآن را بهتر از خرقهپوشی میدانست. (ر.ک. صص ۲۳۳-۲۳۶)
شعر صوفیه سنایی اولین شاعر تصوف بود که واقعاً شعر برایش اهمیت داشت. البته بعضی آثارش مانند حدیقه دشوارخوان و پر از حشور است. او مدح اهل بیت را میگفته و بدگویی بنیامیه را میکرده حال آن که خود اهل سنت بوده است. عطار اولین شاعری بود که شعر سهل ممتنع را در ادبیات تصوف وارد کرد. برخلاف سنایی، شاعری برای عطار هدف بود نه وسیله. در این میانه مولانا اوج شاعری و دقت نظر در صوفیه است: «تمام مثنوی شاهد زندهای است که تقید فوقالعادهٔ مولانا را به شریعت و آداب آن نشان میدهد. اگر خود مولانا جلالالدین هم در دنیای سکر نفس میزند تعلیم او به صوفیه التزام دنیای صحوست - حدود شریعت.» (ص ۳۰۷) گلشن راز شبستری شامل حکمتهای نظری صوفیه و «جام جم» اوحدی حکمت عملی صوفیه است.
A multilateral and well academic research on sufism and mystisim in Persian history, in both period of times, before and after Islam. این حرف بنظر من به حقیقت نزدیک است که بدون بررسی تصوف و عرفان در ایران، مطالعه ی فرهنگ ایرانی کامل نیست، اصولن بخش بزرگی از فرهنگ ما، به ویژه پس از استیلای اسلام، با تصوف آمیخته است و جداسازی آنها ناممکن است. زرین کوب که یکی از پژوهشگران دانشگاهی ما در زمینه ی فرهنگ ایرانی ست، در این کتاب به بخش های اساسی این بخش از فرهنگ ما، از پیش از اسلام تا خراسان و بعد تا صفویه پرداخته و دو پس زمینه ی جغرافیایی در مورد خاستگاه تصوف در ایران، یکی خراسان، مهد تصوف ایرانی و دیگری بغداد که تاثیر گذاران بزرگی چون حلاج و شبلی از آن برخاسته اند، را به دقت کاویده است. شرح ابتدای تصوف در ایران و بعد غزالی ها و سپس تا باباطاهر و عین القضات و سنائی و عطار و مولانا و سپس ملامتیه و فتیان و قلندران و خاکساران ... همه در این کتاب جمع آمده است.
این کتاب در واقع تاریخ تصوف در ایران بزرگ است که شامل بخشهای زیادی از عراق، تاجیکستان و افغانستان امروزی هم میشود. جستجوی زرینکوب در این کتاب، بیشتر ناظر است به مختصری از زندگی و احوال صوفیان نامدار، معرفی آثارشان و اشارهای به آراء و اقوالشان. در میان بحثها گاهی هم تحلیلهایی درباب ریشههای آموزهها، یا تغییر و تحول آراء و گرایشهای صوفیان هست؛ فیالمثل استاد در اواخر فصل نخست این ادعا را که تصوف اسلامی برگرفته از آراء هندویان و مسیحیان است رد میکند و به رغم پذیرش تأثیر از اقوام دیگر ریشههای آن را در قرآن و سنت نشان میدهد و آن را واکنشی میداند از یکسو در برابر ظلم نظام سیاسیای که خود را پشت نام دین و خلافت پیامبر پنهان کرده است و از سوی دیگر در برابر گسترش انحصارطلبانهٔ علوم رسمی عقلی و نقلی که تصفیهٔ روحی و تزکیهٔ قلبی را از نظر انداختهاند۰
کتاب ۱۵ فصل دارد و از میراث ایران باستان درباب زهد و عرفان آغاز میکند، سپس از مکتب خراسان و صوفیانی همچون بایزید، ابوالحسن خرقانی، ابوسعید ابوالخیر، خواجهٔ انصاری و غزالی سخن میگوید و بعد از آن به مکتب بغداد و کسانی چون جنید، حلاج و شبلی میپردازد. صوفیان نواحی مرکزی ایران ــ بزرگانی چون شیخ کبیر، بابا طاهر و عین القضات ــ موضوع بعدی کتاب است. بعد از اینها در سه فصل به شعر صوفیه پرداخته است: سنایی، عطار، مولوی و شاعران پس از وی. در دو فصل آخر نیز از قلندران و ملامتیان و فتیان سخن رفته است۰ بخشهای مفقود از این تاریخچه، به همراه چند فصلی که شامل بحثهایی تحلیلی است درباب نقدها به صوفیان و رابطهٔ صوفیان و فیلسوفان و نهضتهای صوفیان در کتاب «دنبالهٔ جستجو در تصوف ایران» آمده است۰
زرینکوب در گزارش افکار و شیوهٔ سلوک هر صوفی تلاش بسیار کرده و از ارجاعاتش میتوان دریافت که به منابع فراوانی مراجعه کرده است؛ از جمله نوشتههای خود هر صوفی، کتابهای تاریخی، کتابهای تذکره و احوال، تحقیقات غربیان و مسلمانان عربزبان. از این رو کتاب بسیار مستند، محققانه و قابل اعتماد به نظر میرسد و در آن ــ برخلاف برخی از کتابهای استاد که زندگی ادیب یا صوفیای را داستانوار میگوید و ناچار از پردازشها و گمانهزنیها خالی نمیتواند باشد ــ کمتر نکتهٔ غیرمستندی میتوان یافت؛ با همهٔ اینها گاه معیار مؤلف در ارزیابی روایتهای تاریخی چندان روشن به نظر نمیرسد۰
کتاب جستجو در تصوف ایران بیشک حاصل تلاش علمی قابلاحترامیه، از یه پژوهشگر برجسته مثل زرینکوب. اما با اینکه انتظار داشتم با یه سفر عمیق و شاعرانه در دل عرفان ایرانی مواجه بشم، چیزی که خوندم بیشتر شبیه یک بررسی خشک و آکادمیک بود، تا تجربهای روحی و درونی.
برای منی که دنبال نور و نجوای دل در مسیر تصوف بودم، این کتاب خیلی کمتر از اون چیزی بود که میخواستم لمس کنم. زبان کتاب در بخشهایی سنگین و دور از لطافت ذاتی عرفانه، و اون شور و سوزی که توی نثر زرینکوب در بعضی آثار دیگهش هست (مثل سرّ نی)، اینجا حس نمیشه.
💭 جمع بندی :
بعضی جاها حس کردم فقط از دور داره به عرفان نگاه میکنه، نه از دلش. گاهی بیش از حد به تحلیل تاریخی پرداخته، و اون جنبهی عاشقانه، درونی و معنوی که من انتظار داشتم، کمرنگ بود. شاید برای مخاطبهای خاصتر مفید باشه، ولی برای منی که با دل دنبال عرفان میگردم، این کتاب یه جورایی «بیجستجو» بود.
📌امتیاز من : ۲ از ۵ نه چون ارزش نداره، بلکه چون اون چیزی که من میخواستم نبود.
معرفی کتاب کتاب در زمینه تاریخ تصوف ایران و شرح احوال صوفیان این دیار به نگارش درآمده است. هدف نویسنده از نگارش کتاب ، نمایاندن ارزش و اهمیت تصوف در فرهنگ ایرانی است. زرینکوب بر این باور است که بدون جستجو در تصوف ایران، آشنایی با همه افقهای ناشناخته فرهنگ ایرانی ناتمام خواهد بود. او حتی دنیای اسلام را نیز در جمله ابعاد گستردهای که دارد بدون شناخت ویژگیهای این بعد انسانی آن یعنی تصوف، بهدرستی قابل ارزیابی نمیداند.
او همچنین معتقد است به رغم پارهای عناصر منحط و آمیخته به خرافات که در جایجای تعالیم برخی از صوفیه به چشم میخورد، باز تصوف در زمینه اخلاق و تربیت و در برخورد با واقعیتهای اجتماعی، بینش و جهش متعالی و انسان دوستانهای به یک بخش عمده از فرهنگ ایرانی بخشیده است که آن همه را نمیتوان به خاطر پارهای جهات منفی که در آن هست، کمارج شمرد.
خلاصه کتاب ایران به عنوان مهد دیرینه زرتشت با عوالم زهد و فقر آشنایی و توافقی نداشته است و زهد و فقر در نزد ایرانیان پسندیده نبوده است. معهذا چگونه تعدادی از پیشروان فکر تصوف در ایران قرون نخستین اسلامی بوجود آمدند؟
بیشترین عاملی که موجب شد در جو فکری ایران ،تمایل ات زهد آمیز ،عرفانی ، وحدت وجودی پدید آید : -- رواج آیین بودا در عهد سلوکیان و اشکانیان در شرق ایران -- ازدواج شاهزادگان در اواخر عهد ساسانی با زنان مسیحی و تمایل به عرفان مسیحی گنوسی که با عقاید و تعالیم صوفیه قرابت دارد. -- انشعاب دین زرتشت و انتشار آیین زهد آمیز مانی -- وجود آیین مندایی در جنوب ایران که معرف عقاید گنوسی عهد ساسانی است
پس از اسلام تصوف در ایران از خراسان برخاست سپس به بغداد کشانده شد. تصوف بغداد توکل را لازمه زهد میدانند و جهد و کوشش ، کسب و کار را امری خلاف توکل تلقی میکنند. آنان تنها ارتباط با خدا را شایسته دانسته معاشرت را ناپسند شمرده و منزوی بوده اند . اما تصوف خراسان رضای خدا را در معاشرت و رضای خلق می دانند. آنان رزقشان را از دسترنج خود کسب می کنند زرین کوب در این کتاب به شرح مبسوط باورها و احوالات صوفیان پرداخته است
نقد و بررسی کتاب طریقت و سلوک نزد صوفیه کوشش در زهد و ریاضت و از جسم رها شدن است که برای آن آدابی در نظر گرفته شده است. به نظر می رسد چنین آدابی صوفی را از واقعیت ها دور کرده ، او خود را به حقیقت نزدیک میبیند و گویی خدا تنها او را آفریده و تنها او لایق ستایش خدا است . در این صورت صوفی منفعل ، واقع گریز و خود محور خواهد شد. همجنین اصرار صوفی در گذراندن مراتب سلوک او را به ریاکاری می کشاند و از سوی تقلید در این امر صوفی را به عالم مرید و مرادی خواهد انداخت. مالینوفسکی میگوید: رواج نوع غالبی از رفتار جمعی در یک سرزمین اقتضای زندگی در آن سرزمین است و این یک مکانیسم زیستی است و کارکرد روانی یا اجتماعی دارد و در نتیجه ، نهادینه میشود و رواج پیدا می کند.
مثلا احساساتی بودن اقتضای زیستن در سرزمینی با تاریخ و جغرافیای پر مصیبت است .در شرایط پر مصیبت ، احساسات شیوه ایی از قابل تحمل شدن زندگی است . در چنین شرایطی تصوف و درون گرایی انفعالی رواج می یابد.
جنگ ها و رویدادهای تاریخی ، کمبود و توزیع نامناسب منابع و قرار گرفتن ایران در بین کشورهایی با ادیان و مذاهب و فرهنگ های گوناگون ایران را از نظر جغرافیایی به سزرمینی پر مصیبت بدل کرده و همه ای عوامل باعت رواج تصوف در ایران است زیرا تصوف شیوه ایی قابل تحمل شدن زندگی است
جذابیت این کتاب برای من این بود که با عقاید و اختلاف نظر عرفا و بزرگانی مثل ابن سینا و محمد غزالی و خواجه عبدالله انصاری و ... آشنا شدم. و البته خیالم از بابت نویسنده کاملا راحت بود.
به نظر من کتاب "مدوّنی" نبود در کل. یعنی خیلی نمیشد به عنوان یک متنی که به صورت "تاریخی" پیشروی داشته باشد به آن نگریست. شاید هم رسالت متن چیز دیگری بود ولی من به قصد آشنایی کلی و کمی بیشتر از واحد عرفان و تصوف دانشگاه در صدد مطالعه آن برآمدم اما خیلی کاربردی نبود و تا حدودی پرش داشت. گاهی بخش تاریخی متن به شدت با نگرش زرینکوب آمیخته میشد که توانایی تشخیص آن از بنده سلب میشد. در کل حس میکنم باید انتظارم را از کتابهای زرینکوب پایینتر بیاورم. همانظور که داخل کتاب با کاروان حله با ایدئولوژیکترین و شخصیترین حالت ممکن راجع به بزرگان ادبیات ما نظیر خاقانی و فرخی و ... سخن رانده و آنان را به لفظ، کنیززاده و متوهم و مجیزگوی نامیده و در کتاب دیگرش که ترجمهای است از فن شعر ارسطو گاهی متن نامفهوم مینمایاند و خواندن ترجمهی انگلیسی کتاب پیشنهاد میشود. اما در کتاب "فرار مدرسه" اطلاعات س��دمندی نهفته است که با کتب تاریخی و تحقیقی دیگر نیز منطبقتر است و اظهار نظرهای زرینکوب در آن کمتر.
ظاهرا یک اشتباه معمول بین نوجوانان و جوانان پرشور علاقه مند به عرفان و تصوف، این است که در ابتدا به این کتاب به عنوان راه و روش سیر و سلوک معنوی و عارفانه نگاه میکنند. در حالی که اینطور نیست و این کتاب به بررسی تحلیلی و تاریخی تصوف در ایران پرداخته است و خواننده ای که به دنبال آموزش عرفان است ازخواندن آن خسته و دلزده خواهد شد. به هر حال این کتاب یکی از مهمترین و گرانقدرترین آثار مرحوم دکتر عبدالحسین زرین کوب است. نکات ریز و کاملی که در بین سطور آن بیان میشود به روشنی گواهیست بر حجم عظیم مطالعه و تسلط نویسنده بر تاریخ تصوف ایران نکته آخر اینکه، هرچند این کتاب برای آموزش تصوف انتخاب مناسبی نیست، اما از این جهت که منبعیست برای معرفی آثار گوناگون نویسندگان عارف ایرانی در طول تاریخ، می تواند مورد استفاده پویندگان راه عرفان و تصوف قرار گیرد