فراموشخانه و فراماسونری در ایران، کتابی است از دهه هزار و سیصد و چهل خورشیدی، نوشته مورخ، اسماعیل رائین در سه جلد که ابتدا در ایتالیا، و سپس در ایران به چاپ رسید. در این کتاب تاریخ سازمانهای سری فراماسونری در ایران و نام چند صد عضو ایرانی این سازمانها آورده شده است. در کتاب دهها کلیشه از مدرک عضویت، سوگندنامه، دعوتنامه به مجالس و تصاویر ایرانیان فراماسون ملبس به جامه فراماسونها آورده شده است. جلد نخست کتاب: مقدمه ای بر فراماسونری و پیشینه آن است، جلد دوم: ساختار لژهای فراماسونری و تاریخچه آنها در ایران، و جلد سوم: لژهای ایران
اسماعیل رائین فرزند غلامحسین رائین معروف به " غلامحسین پیانو" در سال ۱۲۹۸ ه.ش(1919) در بوشهر متولد شد.تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در بوشهر و در دبیرستان سعادت گذرانید. لیسانس روزنامه نگاری را از دانشگاه تهران اخذ نمود.در مدرسه ی پست در رشته رادیو و بیسیم تحصیل کرد. وی همچنین دارای مدرک مکاتبه ای مخابرات از آمریکا بود. رائین کارهای مطبوعاتی خود را از سال۱۳۱۸ با نوشتن مقالاتى در روزنامهى «خلیج ایران» در بوشهر آغاز كرد. ضمن فعالیت مطبوعاتى خود در نشریههاى «كیهان»، «اطلاعات»، «آتش»، «ایران»، «خراسان»، «تهران مصور»، «روشنفكر» و «فردوسى» با مطالعه بسیار و سفر به کشورهای مختلف از جمله انگلستان و ارائه مدارک فراوان توانست کتب تحقیقی ارزنده ای را به چاپ برساند. آثار او رابه بیش از از دویست کتاب و رساله شمارش می کنند و تا کنون ۵۰ جلد کتاب چاپ نشده از او موجود است. او در کتاب "دریانوردی ایرانیان" ثابت کرده است بر خلاف گفته اروپاییان، ایرانیان نه تنها اهل دریانوردی بوده اند بلکه از قدیم ترین دوره های تاریخی با دریا و دریانوردی سر و کار داشته اند و ناوگان های دریایی ایران در اعصار مختلف تاریخ در دریاهای جهان در تردد بوده اند. وى از اعضاى پایهگذار اتحادیهى نویسندگان و خبرنگاران مطبوعات بود و چندین دوره ریاست هیئت مدیره و عضویت در هیئتهاى اجرایى این اتحادیه را به عهده داشت. .. از آثار اوست: تصحیح و مقدمه اختناق ایران (تألیف مورگان شوشتر، ترجمهى ابوالحسن موسوى شیرازى، 1345)؛ اسناد و خاطرههاى حیدرخان عمو اوغلى (1358)؛ انجمنهاى سرى در انقلاب مشروطیت (ترجمه و تألیف، 1345)؛ انشعاب در بهائیت (1357)؛ اولین چاپخانه در ایران (1347)؛ ایرانیان ارمنى (1349)؛ پسران صولت قشقایى (1333)؛ حقوق بگیران انگلیس در ایران (1247)؛ حیدرخان عمو اوغلى (1352)؛ در كرانههاى كارون و شط العرب و اسناد تاریخى حاكمیت ایران (1330)؛ دریانوردى ایرانیان دو جلد، 1350)؛ دلالان بینالمللى نفت، سفرنامهى میرزا صالح شیرازى (1347)؛ فراموشخانه و فراماسونرى در ایران (سه جلد، 1347)؛ قیام جنگل؛ یادداشتهاى میرزا اسماعیل جنگلى (1357)؛ میرزا ملكمخان؛ زندگى و كوششهاى او (1349)؛ یپرمخان سردار (1350
_ميرزا ابوالحسن خان ايلچي _ رقابت روسيه و غرب در ايران _اسرار خانه سدان _من از بحرین آمدهام یا اسناد حقانیت ایران _سفرنامه میرزا صالح شیرازی _ میرزا صالح شیرازی _قطع رابطه ایران و انگلیس _بمبسازان گرجی و قفقازی در انقلابهای ایران _روزنامه و روزنامهنگاری در ایران هجوم آمریکا به ایران -۱۸۵۶-___ -حزب کمونیست در ایران از ۱۲۹۸ تا ۱۳۲۰ شمسی و ...
اسماعیل رائین گاهى مطالب خود را در روزنامهها و مجلهها با نام مستعار «بهمن» امضا مىكرد. اسماعیل رائین در سال (1979)۱۳۵۸ در پی مشاجره ی لفظی بر سر تالیف کتابهایش در انتشارات " امیر کبیر " تهران بر اثر حمله ی قلبی درگذشت. و در بهشت زهرای تهران به خاک سپرده شد. از وی آثار چاپ نشده متعددی باقی مانده که در اختیار خانواده اش می باشد. دفتر تحقیقات " رائین" در خیابان مفتح (روزولت) تهران که از سال ۱۳۴۶ تاسیس شده بود، پس از درگذشت او تعطیل شد.
اینطور که من فهمیدم این کتاب قرار بوده پنج جلد باشه و بنا به دلایلی دو جلد آخر هرگز چاپ نشده. در جلد اول این مجموعه ابتدا از تاریخچهی فراماسونری در جهان صحبت کرده و لژهای جهانی معروف و همچنین آداب و آیینها و نحوهی ورود به این گروه و مراسمهای مربوطه. در ادامه مقداری به مجامع سری قدیمی در ایران پرداخته و بعد از تعدادی از فراماسونهای اولیهی ایرانی و مجامع فراماسونی ابتدایی که در ایران تشکیل شده حرف زده که البته زیر نظر لژهای اصلی نبودند. جلد دوم کاملا به لژهای ایرانی با مجوز پرداخته و نقش اونها در اتفاقات و وقایع ایران. جلد سوم به جزئیات در مورد لژهای ایرانی پرداخته و اسمها و مرامنامهها و قوانین اونها رو آورده. در مجموع سه جلد اطلاعات خوبی وجود داره به نسبت سالی که کتاب انتشار پیدا کرده ولی برای حال حاضر با این حجم از اطلاعات موجود کمی پیش پا افتاده به نظر میاد حداقل برای من که مطالعات شخصی در این زمینه داشتم. اسناد و تصاویر کتاب خیلی جالبه. نکتهای که در مورد این کتاب همیشه بحث شده در مورد مرام و مسلک نویسنده یعنی اسماعیل رائین هست. بر کسی پوشیده نیست که اسماعیل رائین روابط نزدیکی با ساواک داشته و بسیاری از اسنادی که در کتاب استفاده کرده توسط ساواک در اختیارش گذاشته شده، در این مورد میتونم بگم خیلی تفاوتی نمیکنه این مدارک و اسناد چطور به دست اسماعیل رائین رسیده تا وقتی که جعلی نباشه! اما مسیله دوم اینه که آیا نویسنده تمام اسناد و مدارک رو نشون داده یا فقط اون مقداری که در جهت هدف خودش بوده؟ واقعیت اینه که نمیدونم اما احتمالاً این اتفاق خواه ناخواه افتاده، یعنی اگر مدرکی از نظر ساواک قابل انتشار نبوده قاعدتاً در اختیار نویسنده قرار نگرفته. در این مورد هم شما اسناد ارائه شده رو ببینید اما به تحلیلهای نویسنده توجه نکنید. نمیشه انکار کرد که اسناد و مدارک و تصاویر کتاب بسیار قابل توجه هست و تلاش نویسنده در تحقیقاتش قابل ستایش. البته این نکته رو هم اضافه کنم که میزان پیشرفت و تغییر سازمانهای سری در دنیا در پنجاه سال اخیر دقیقاً مثل پیشرفت تکنولوژی بوده، به همین شدت و به همین اعجاب انگیزی.ه
شادروان اسماعیل رائین در این کتاب توضیح میدهد که فراماسونها اصولا اعتقاد به بر پایی حکومت جهانی دارند و انترناسیونالیست جهان وطن گرا هستند مثل سازمان کمونیسم بین المللی که کارگران را رفیق و متحد می داند برای ایجاد حکومت کارگری در جهان سازمان جهانی فراماسونری یک گروه متحد جهانی هستند به هم پیوسته و در سطح مدیریت کشورها که با هم برادرند و امروز به صورت یک باند سیاسی دنیا را اداره می کنند و از طریق انجمن های سری سیاست گذاری می کنند برای ایجاد نظم نوین جهانی یا یکپارچه سازی جهان به نفع حکومت جهانی صهیونیسم و یهود فعالیت می کنند هدف آنها از بین بردن دولت ملت هاست و ترجیح سازمان های بین المللی مثل سازمان ملل متحد بخش سیاست بانک جهانی صندوق بین المللی پول سازمان تجارت جهانی برای آزاد سازی اقتصاد و تجارت خارجی و ادغام اقتصاد کشورها به اقتصاد سرمایه داری جهانی پیمان های منطقه ای مثل اتحادیه اروپا یا پیمان تجارت آزاد آمریکای شمالی و الحاق کشورها به جامعه جهانی به جای حکومت های ملی است و مخالف ناسیونالیسم و سیاست مستقل ملی و میهنی هستند از فعالیت های فراماسونها میتوان به انقلاب فرانسه استقلال آمریکا از انگلستان انقلاب مشروطیت ایران اعلامیه جهانی حقوق بشر ایجاد سازمان ملل متحد و غیره نام برد دوست دار ملت ایران میلاد ساداتی
مرحوم رایین متاسفانه با وجود آرشیو اسناد غنی که داشتند بیشتر روزنامه نگار بودند تا تاریخ نگار.این کتاب سه جلدی هم علیرغم شهرت زیادش پر از نتیجه گیری های نادرست و تعمیم های اشتباه و لحن غیرمنصفانه و دور از یک کار جدی پژوهشی است.آخرین نمونه بامزه ای که از بی دقتی های معروف ایشان دیدم در پانویس صفحه 618 جلد سوم و در خصوص شاهزاده عباس اسکندری است مرحوم رایین به جز بی دقتی ها و لحن نامناسبی که در آثارشان دارند دارای جنبه سیاه پنهان تری نیز هستند و آن ارتباط ایشان با ساواک است.در اسناد ساواک که بعد از انقلاب منتشر شده سند جالبی وجود دارد که ایشان از ساواک خواسته تا سوالاتی را از مرحوم دکتر جاوید کتبا بپرسد و به ایشان برای استفاده در کتابی راجع به تاریخ کمونیسم در ایران بدهد!جالبتر این که به ساواک اطلاع داده که جواب های ایشان دقیق نیست و از بیان درست موضوعات سوال شده خودداری کرده!زهی محقق تاریخ نگار!اسباب شرمساری است که محقق معروف وابسته به ساواک در آن دوره چنین فردی است و نویسنده مشهور مخالفش هم فردی مانند آل احمد که حتی از چسباندن وصله غرق کردن صمد بهرنگی به دامان ساواک هم نمی گذشت
تشکیل گروههای فراماسونری از قرن هجدهم از اروپا آغا شد مراسمی که در جلسات مخفیانه آنها انجام می شود بر گرفته از ایینهای دین یهود می باشد. اهمیت هنر و صنعت معماری سر منشااین گروهاست.
آثار اسماعیل رائین (زاده ی بوشهر ۱۲۹۸ – درگذشته در تهران ۱۳۵۸) متنوع و اغلب در مورد شخصیت ها و وقایع اواخر دوره ی فاجار، جنبش مشروطه و دوران پهلوی اول است. آثارش با وجود جذابیت، از منابع و ماخذ معتبری برخوردار نیستند. در شرح احوالش تنها استخدام در وزارت پست و تلگراف در ۱۳۱۴ آمده، و مقالاتی که همان سال ها در مجلات (تهران مصور، آتش و روشنفکر) و روزنامه ی اطلاعات می نوشته، و به دلیل انتشار مطلبی علیه رزم آرا (نخست وزیر پیش از مصدق که مقتول شد) از اطلاعات هم اخراج شده (در اواخر دهه ی 1320)، در عین حال آثارش پر است از مطالبی که کمتر پژوهشگری به آنها دست یافته، از این رو در مورد او شایعات بسیاری ورد زبان ها بود؛ این که پیش از کودتای ۱۳۳۲ با حزب توده کار می کرده، بعدن در خدمت ساواک بوده (به ویژه پس از آن که نام مصدق السلطنه و برخی مغضوبین دیگر دستگاه را در فهرست اعضاء فراماسونری در ایران منتشر کرد). باری، به دلیل حجم آثار و کمبود سند و مدرک مورد قبول، اعتماد و اعتقاد به گفته های رائین کمی سنگین است. به برخی از آثارش نظیر "سفرنامه میرزا صالح"، "میرزا ابوالحسن خان ایلچی"، "روسیه و غرب در ایران"، "تصحیح و مقدمه ی اختناق ایران"، و... بیشتر می توان اعتماد کرد، اگرچه در بقیه ی آثارش نیز، حقایقی انکار ناپذیر وجود دارد. مرگش نیز، مانند زندگی اش معماست. گویا انتشارات امیرکبیر(جعفری، پدر) برخی از آثار او را بدون مجوز منتشر کرده. رائین به دادستانی انقلاب شکایت می کند و گویا روزی شخصن به امیرکبیر می رود و کارگران امیرکبیر کتکش می زنند و چون عارضه ی قلبی داشته، سکته می کند و می میرد!
یکی از معدود پژوهشهای صورت گرفته دربارۀ فراماسونری در ایران، کتاب درخورِتوجه اسماعیل رائین (۱۲۹۸-۱۳۵۸) با عنوان «فراموشخانه و فراماسونری در ایران» است. کتابی که بنابر گفتۀ نویسندۀ بوشهری آن از تهیۀ اسناد تا نگارشش بیستسال به طول انجامیده است (رائین، ۱۳۵۷: ۳/ ۶۳۸). این کتاب مفصّل، که گویی نخست در سالهای ۱۳۴۶ و ۱۳۴۷ در ایتالیا و پس از آن در تهران به چاپ رسیده است، شامل سهجلد و ۲۲۴۴ صفحه است. جلد اول شامل مقدّمهای بر فراماسونری و پیشینۀ آن است. جلد دوم به ساختار لژهای فراماسونری و تاریخچۀ آنها در ایران میپردازد. و جلد سوم نیز مختصراً لژهای ایران و برخی از اعضای آن را واکاوی میکند. البته این مجموعه جلد چهارمی هم داشته است که ظاهراً به دلیل مخالفت محمدرضا پهلوی مجوّز نشر نگرفته است (همان:۱/ ۳؛ ۳/ ۱۵۸). در ایران روال سخن گفتن دربارۀ فراماسونری مبتنی بر نظریۀ توطئۀ جهانی انگلیس و یا صهیونیسم است. محمود کتیرایی در کتاب «فراماسونری در ایران»، ضمن آنکه دکتر مصدق را یکی از اعضای جامع آدمیّت معرّفی میکند که در ادامه شیوۀ سیاسی دیگری پیش گرفت (کتیرایی، ۱۳۵۵: ۸۳)، معتقد است که نزدیک به همۀ کسانی که به فراماسونری پیوستهاند در راه سود سیاسی انگلستان و خیانت به ملّت ایران گام برداشتهاند (همان: ث). سعید نفیسی هم در رمان فراماسونستیز «نیمهراه بهشت»، فراماسونرها را افرادی بیاندازه مرموز دانسته و ضمن اینکه بسیاری از فراماسونرها را دستنشاندۀ بیاطّلاع دستگاه جاسوسی انگلستان میشمرد، بر آن باور و اعتقاد است که اشخاص گمنامِ بیبووخاصیّت، عزیزترین افراد مورد نیاز فراماسونرها هستند (نفیسی، ۱۳۴۴: ۳۸-۴۲-۵۸).
اسماعیل رائین بااینکه به نقد فراماسونرها پرداخته است، اینگونه نسبتهای داده شده به آنان را نپذیرفته و نسبت بازگشت فراماسونرها به دوران سلطنت سلیمان و معبد سلیمان را افسانه شمرده است و مینـویسد:
از همان اوائل تشکیل لژهای فراماسونری در ایران این فکر در بین طبقه مردم به وجود آمده بود که فراماسونری یک مؤسسه وابسته به دولت انگلستان است. مردم عادی فراماسونرها را خادم مطیع و عدّهای بدبین آنها را جاسوس انگلستان میدانستند درصورتیکه چنین نبود و در بین معدودی از خائنان و جیرهخواران انگلیس، مردمی نیکنفس و آزاده و باتقوا نیز در بین آنان بوده و هست (رائین، ۱۳۵۷: ۱/ ۹۵-۲۰۶). فراماسون در لغت فرانسه به معنای بنّای آزاد است (همان: ۱/ ۳۶-۴۰). اولین تشکیلات فراماسونری در اواخر قرن دوازدهم میلادی در کشور آلمان به وجود آمد (همان: ۱/ ۴۸). سپس فراماسونری انگلیسی در سال ۱۷۱۷ این مجمع فنّی بنّاها را از بین برد و به جای بنّایان حرفهای سابق، فراماسونری جدید و بنّاهای آزاد شده را تشکیل داد که اجتماعشان یک انجمن سرّی و فلسفی و سیاسی شد (همان: ۱/ ۶۸-۶۹). هرچند افرادی نیز بر آن اعتقادند که در انجمن فراماسونری نهتنها رازی نیست، بلکه سراسر القای خرافات و موهومات است و ازاینرو شعار آزادی، برابری و برادری فراماسونرها فقط وسیلهای برای پیشرفتهای سیاسی آنهاست (همان: ۱/ ۱۱۷-۱۸۴-۱۸۵). رائین اساس فعالیت فراماسونرها را به مانند کمونیستها تشکیل حکومت جهانی میداند (همان: ۲/ ۶۶). برخی از آنان را معتقد به خدا و مذهب معرّفی میکند: «سرود مخصوص فراماسونرها جملات و آیاتی از مزامیر داوود در تورات، کتاب مقدّس یهودیان، است که طی آن بارها یهوه را خدای آدمیان شناخته و همه مردم را بندگان و گوسفندان مرتع او دانسته است (همان: ۳/ ۱۵۸-۲۱۶).» و بسیاری را لامذهب میشمرد و معتقد است که لامذهب یعنی نه مذهب خاصی دارند و نه مخالف مذهب هستند (همان: ۱/ ۱۲۲-۱۸۲). هرچند در ادامه به این نکته اشاره میکند که فراماسونرهای لامذهب باعث رواج بدبینی در میان مردم نسبت به کسوت شریف روحانیت و سلب اعتماد از تعالیم مذهبی و ازجمله مذهب حقّه اثنیعشری میشوند (همان: ۳/ ۲۱۸-۲۱۹-۴۲۵).
از مشهورترین علامات و نشانههای فراماسونری میتوان به دو ستون، دو گوی آتشین، شاقول، خطکش، گونیا، پرگار و چشم خدا (نقاشی یک چشم در مثلث یا نصب حرف G) اشاره کرد (همان: ۲/ ۸۷). عدد ۳ در نزد آنان اهمیّت داشته (همان: ۳/ ۸۸) و رتبههای آنان از مبتدی، کارگر و بنّا شروع میشود تا در رتبۀ ۳۳ به مقام معمار بزرگ ختم شود (همان: ۱/ ۱۸۹).
نخستین فراموشخانه در ایران، که سازمانی شبهفراماسونری و غیرجهانی به شمار میآمد، فراموشخانۀ میرزامَلکَمخان ارمنی اصفهانی بود که در سال ۱۸۵۷ میلادی در دوران سلطنت ناصرالدینشاه قاجار تأسیس شد. پس از آن نیز دو سازمان سیاسی شبهفراماسونری دیگر، یعنی مجمع آدمیت و جامع آدمیت تشکیل شد (همان: ۱/ ۴۹۷-۶۳۲؛ ۲/ ۱۶۰). اسماعیل رائین، که پرویز ثابتی او را از مأمورین ساواک شمرده است (قانعیفرد، ۲۰۱۲: ۲۰۵)، در این کتابِ خود به ذکر افراد متعدّدی میپردازد که بهزعم وی عضو انجمن فراماسونری بودهاند. افرادی ازجمله ولتر، موزارت، گوته، نیچه، تولستوی، مونتسکیو، نیکلسون، ادوارد براون، محمد مصدق، میرزاملکمخان، حسن پیرنیا، جمالالدین اسدآبادی (رائین، ۱۳۵۷: ۱/ ۳۲-۱۰۲-۳۰۶-۳۵۹-۴۵۵-۴۵۶-۴۵۹-۶۴۰)، محمدعلی فروغی، شیخ ابراهیم زنجانی، رضاقلیخان هدایت، شیخ مرتضی نجمآبادی، حسن تقیزاده، جمالالدین واعظ (پدر محمدعلی جمالزاده)، علیاکبر دهخدا (همان: ۲/ ۴۹-۷۲-۷۳-۷۴-۷۸-۱۷۳)، مرتضی مدرسی چهاردهی، احسان یارشاطر، حسن امامی ، عباس زریاب خویی و عبدالحسین زرینکوب (همان: ۳/ ۶۴۴-۶۵۷-۶۷۲-۶۸۰).
منابع: _ رائین، اسماعیل، ۱۳۵۷، فراموشخانه و فراماسونری در ایران، تهران، امیرکبیر.
_ کتیرایی، محمود، ۱۳۵۵، فراماسونری در ایران: از آغاز تا تشکیل لژ بیداری ایران، تهران، اقبال.
_ نفیسی، سعید، ۱۳۴۴، نیمهراه بهشت، تهران، گوهرخای و امیرکبیر.
_ قانعیفرد، عرفان، ۲۰۱۲، در دامگه حادثه: گفتگویی با پرویز ثابتی، لسآنجلس، شرکت کتاب.