محمد مختاری در روز ۱ اردیبهشت سال ۱۳۲۱ به دنیا آمد و در ۱۲ آذر ۱۳۷۷ خورشیدی در ماجرای قتلهای زنجیرهای ترور شد. وی از شاعران، نویسندگان، مترجمان و منتقدان معاصر ایران بود. وی چندین سال در بنیاد شاهنامه فعالیت داشت. از اعضای کانون نویسندگان ایران و همچنین عضو هیأت دبیران آن بود. او در پاییز ۱۳۷۷ ترور شد. ترور او، محمدجعفر پوینده، داریوش فروهر و پروانه اسکندری به قتلهای زنجیرهای معروف شد و مقامات وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی در بیانیهای اعتراف کردند که این قتلها به دست عوامل این وزارتخانه صورت گرفتهاست. مختاری آثاری در بررسی آثار شاعران معاصر از جمله نیما یوشیج و منوچهر آتشی دارد. از مختاری دو فرزند به نامهای سیاوش و سهراب به جا مانده است که حاصل ازدواج وی با مریم حسینزاده است
در کدام راه گم شدی که در همهجا پیدایت میکنم؟ چهار فصل بر شانهام سنگینی دو برگ بر چشمانم
غریق، در اعماق دستهایت مرواریدی صید میکند. برمیخیزی ثانیهها را به نخ میکشی من و تور و مروارید در حلقه یاسها میرقصیم جادهها، خجل از برهنگی ما زیر حجاب مه و سکوت طویل تردید سؤالی بزرگ را طرح میکنند در کدام راه گم شدی که در همهجا پیدایت میکنم؟
عشق همیشه همان گونه معنا شده که انسان معنا شده است. هرگونه نگاه کردن به خود انسان نوع نگاه کردن به عشق را نیز مشخ کرده است. هر کارکرد و موقعیتی که برای او در این جهان درنظر گرفته شده است، کارکرد و موقعیت عاشقانه او را هم دربرگرفته است. هویت عشق در گرو هویت آدمی است انسان حیاتی است که از خود آگاه است. . می تواند بداند که چه می خواهدو چرا هست، و از چه با جهان پیوسته است. و چگونه می تواند با جهان پیرامونش رابطه نزدیک تر و مطلوب تری برقرار کند. می داند که همسازی او با جهان موکول به هماهنگی با دیگری است. می داند که به تنهایی نمی توان با جهان همساز شد. پس پیش از هرچیز باید تنهایی را چاره کرد. درک خویشتن و دیگری و جهان، نفی جدایی میان این هرسه است. نفی این جدایی به معنای نفی موقعیتی و اثبات موقعیتی دیگر است. دنیایی وانهاده می شود، و دنیایی ساخته می شود. دنیای نخست احساس تنهایی و دوری و بازدارندگی است و دنیای دوم دنیای احساس همبستگی و نزدیکی و بی واسطگی است تاریخ بشر به اعتباری تاریخ همین وانهادن و پیوستن است. تاریخ غلبه بر جدایی، و تحقق وصل است
کتابی که مادرم به زور مجبورم کرد بخرم و بخونم نتیجه چی شد؟ عالی بودش با اینکه هیچ حسی موقع خریدش نداشتم ولی هنگام خواندن کتاب تازه دیدم چه کتاب زیبایی رو در دستانم نگه میدارم کتاب متاسفانه به سختی مجوز چاپ رو بعد از ۷ سال گرفت و متاسفانه باز دوباره نمی گذارن چاپ بشه، دلیلشم اینه که شعر ها سانسور نشدن و آقای زنده یاد مختاری با تمام دل و جرأت شعر های کامل و اروتیک شاعران معروف معاصر رو در کتاب آورده اقرار میکنم اگه این کتاب رو نمیخوندم هیچ وقت متوجه نمیشدم که کتاب هایی که از فروغ فرخزاد و سیمین بهبهانی چاپ میکنند سانسور شده هستند دوم اینکه من هیچ وقت فکر نمیکردم این همه شاعر خوب شعر نو داشته باشیم و از این بابت خیلی خرسندم
آن چیزی که با دیدن عنوان کتاب در ذهن آدم بوجود میاد با آن چیزی که هست متفاوته اما بیشتر از هر چیزی از این تعجب کردم که چقدر شاعر داریم فکر میکردم تا حالا شعر زیاد خوندم و خیلیها رو میشناسم ولی راستش اکثر اونها رو نمیشناختم خوندن کتاب از یه نظر خیلی سخت هست همونطوری که خود آقای مختاری هم گفته بیرون اومدن از اون دایره سلیقه ای که برای خودت درست کردی و دنبال همون تیپ اشعار هستی سخته اما تجربه خوندن کارهای این همه شاعر مختلف هر چند سخت بود ولی از این نظر که با شعر دیگران هم آشنا بشی بد نیست هر چند خیلی ها مورد پسند من نبودند ولی یه چند نفر رو که نمیشناختم و شعرهاشون هم خیلی به دلم نشست هم پیدا کردم
NO BODY KNOWS WHAT HAPPENS IF LOVE NO LONGER EXIST. BUT BY KILLING HIM ,THEY THOUGHT KILL HIS MIND ,BUT HE IS LIKE FIRE IN OUR COUNTRY ALIVE FOR THOUSANDS YEARS.