حرفهاش دربارۀ ترجمه و اینکه ترجمه هنره یا نه و اینکه چاپ اول دن کیشوت بهتر از چاپهای بعدی بوده و دربارۀ مرتضی کیوان و کیفیت دوستی شون و اعدام شدنش برای من خواندنی و آموزنده بود.
صحبت هایی که دربارۀ هدایت میکنه تا حدی خوب بود (اونجا که میگه یه رگۀ سانتیمانتال تو ادبیات فارسی از دوران کهن تا الان ادامه یافته) و گاهی هم متناقض و غیر یکسان (مثلاً اونجا که میگه منظورم از منحط یعنی دکادانت و بعد طوری توصیف میکنه که یعنی منظورش همون منحط به معنای مخالف مترقی هست و غیره)
و بعد آخرهای کتاب درمورد فُرم و محتوا صحبت هایی میکنه که تازگی نداشت برای من ولی مرور دانسته ها بود و بنابراین خواندنی
جذاب ترین و خواندنی ترین بخش کتاب هم هنر «نائیف» یا همان ساده دلانه و غیر مغلق بود که طوری که من گرفتم، یه جور سهل ممتنع مراد نجف دریابندی بوده، که خب جذاب توضیح میده و نمونه هایی که از هنر جهان میاره (هانری روسو) و هم مکتوبات ایرانی (سیاحت شرق)
بحثش در مورد ابطال پذیر بودن تفسیر و تحلیل و نقّادی هم جالب بود که یعنی ادعایی که درمورد اثر ادبی میکنیم باید مسیر و علت و ریشه هاش مشخص باشه و نباید رو هوا باشه، که اگر چنین نبود جدی نیست و ارزش جدی گرفتن رو نداره.
یک جملۀ جالب از متن کتاب: «موعظۀ اخلاقی یکی از عوارض و شواهد فقر اخلاقی است» (183). تمام