داستانهای عامیانه فارسی گنجینههایی از مضمون، تمثیل، ضرب المثلها و آداب و رسوم فارسی زبانان به شمار میروند. توجه به چنین گنجینههایی، در اصل پاسداشت فرهنگ و ادب کهن سرزمینی است به وسعت زبان فارسی. در چاپ جدید این داستانها با بهره از نسخههای متعدد و با به کارگیری رسم الخط جدید، نسخهای حتیالمقدور به دور از لغزشها ارائه میشود. چه بسیار کسانی که با خواندن این داستانها با کتاب پیوندی همیشگی یافتهاند، زیرا این داستان که اغلب روایت پهلوانی و مردانگی و عشقند، با نثری شیرین و پرطمطراق با افسانه سازی و خیالپردازی خواننده را بر سر شوق میآورند و به خواندن ترغیبش میکنند.
Books can be attributed to "Unknown" when the author or editor (as applicable) is not known and cannot be discovered. If at all possible, list at least one actual author or editor for a book instead of using "Unknown".
Books whose authorship is purposefully withheld should be attributed instead to Anonymous.
دوستانِ گرانقدر، بدون شک بسیاری از شما، بارها در ضرب المثل هایِ عامیانه، نامِ <حسین کرد شبستری> به گوشتان خورده است این داستانِ قدیمی را به هیچ عنوان نمیتوان در حد داستانهایِ شورانگیز و اصیلِ ایرانی و بخصوص داستانهایِ پهلوانی و حماسی در شاهنامه به شمار آورد... به نظر میرسد هدف از خلقِ این داستان، این بوده که نامِ <علی بن ابیطالب تازی> را به عنوانِ پهلوان و جوانمرد در ذهنِ ایرانیان جا بیاندازند... البته میدانیم که بکار بردنِ صفتِ پهلوانی برایِ یکسری آدمکش، ضیف کش و غارتگرِ بیابانی، دور از دادمندی و خرد میباشد عزیزانم، این داستان در زمانِ <شاه عباسِ صفوی> روایت شده است و در موردِ چوپانی به نامِ <حسین کرد شبستری> میباشد که به تنهایی به کمکِ قداره کش و چاقو کشِ شاه، یعنی <مسیح تبریزی> میرود که در نبرد شکست خورده است.. خلاصه آنکه حسین کرد شبستری دو قداره کش و یاغی دیگر به نامِ <اختر خان> و <ببراز خان> را به همراه هفتاد الی هشتاد نوچهٔ آنها میکشد... درکل گویا این <شاه عباس> دشمنانش قداره کش هایِ ازبک و تورک بوده اند و به اصطلاح پهلوانهایِ دربارِ وی، کارشان کشتنِ ازبک ها بوده است در ادامهٔ این داستانِ کودکانه، <حسین کرد شبستری> تک و تنها به هندوستان سفر کرده و همه را میکشد و <طالب فیل زور> پهلوانِ هندی را شکست داده و جمجمهٔ فیلِ هندی را درهم میشکند و سپس به سمتِ <جهان شاه> شاه هندوستان رفته و باج و خراجِ هفت سالِ ایران را به زور از او می ستاند و برایِ <شاه عباس> می آورد جالب است که در این داستان که الگویِ چاقوکش ها و قمه کشان، <علی بن ابیطالبِ تازی> بوده است، بارها وی را با <رستم> پهلوان بزرگ و خردمندِ سرزمینمان مقایسه کرده اند --------------------------------------------- درکل داستانِ خوبی نیست، و هدف از نوشتن این ریویو، آشنایی شما عزیزان با داستانِ مشهورِ <حسین کرد شبستری> بوده است <پیروز باشید و ایرانی>
لحن، کلمات، روند داستان، تغییر فعلها و وام گرفتن یکسری اسم و داستان از «شاهنامه» و «خسرو و شیرین» و احتمالا سایر کتابهایی که من هنوز نخوندمشون و داستانهاشون رو نمیدونم، برام جالب بود و فکر میکنم همین موارد بوده که باعث ماندگار شدن اثر شده. چون نمیشه از حق گذشت که داستانهایی که پر از جنگ، پیروزی، شجاعت، زیبایی، سفر و عشق هستن و گهگاه شعرهایی در اون استفاده میشه و کلمات محاوره و حتی تکهکلامهای بیادبانه بیان میشه، میتونه جمعی رو همراه خودش کنه و ساعتها پای داستان بنشونه. نکته مهم دیگه در این کتاب برام این بود که یک فرد تعلیم ندیده که فقط زور فراوون و شجاعت داره (که حتی در قسمتهای اول، که داستان میخواد حسینکرد شبستری رو معرفی کنه هم اشاره میکنه که «اگر تعلیم ببینه نیروی خوبی میشه» (نقل به مضمون البته)) و فقط اعتقادات مذهبی داره، چقدررر میتونه خطرناک باشه! میتونه غارت، تجاوز و قتل انجام بده و چون نام و یاد امام علی رو بر زبون داره و شیعه است، فکر کنه که برحقه و حتی عدهای هم باشن که بهش حق بدن!
جالب بودن این اثر بیشتر به خاطر حس و حال پهلوانی و روایت گونه بودن آن بود. و گرنه اگه مته به خشخاش بگذاریم خیلی هم تنوع و خلاقیت درش نیست. تکرارهای شدید هر چند ممکن است آزار دهنده باشند اما در عین حال کوبنده بودن روایت را تشدید می کنند - مثل قافیه و ردیف. از حیث محتوایی هم گویندگان سعی کرده بودند با اطلاق اسامی شاهنامه به قهرمانان و ضدقهرمانان آن سنت های پهلوانی را در ذهن زنده کنند. آنچه برای من جای تأسف بود پایان گرفتن ماجرا به صورت خوش بود؛ بیشتر دوست داشتم مرگ حسین کرد هم در روایت باشد مثل مرگ رستم
همانطور که بر حسب تصادف در نقدی خواندم نداشتن مقدمه و نداشتن هیچ گونه توضیح حقیقتا نقطه ی ضعفی است برای این اثر. بهتر بود که ویراستار در مورد چیستی این روایت، تاریخ آن و نسخ آن توضیحی ارائه می داد
آنچه برای من در این داستان جالب بود جدای از آن خوی های پهلوانی، یکی تعصب شدید مذهبی - در این حد که شیعه شدن را با عنوان مسلمان شدن ذکر می کرد - و دیگری عشق های جسمانی غیر جنسی بود. حسین کرد مردی است پرزور که گاه و بیگاه در هر شهری وقتی را به زیبارویان رقاص و شراب اختصاص می دهد و حتی شب ها را کنار آنها می خوابد در حالی که دست در گردن آنها دارد - چه معشوقش مذکر باشد و چه مؤنث ( اگر مؤنث باشد بوسه هم به این ترکیب اضافه می شود ). اما در عین حال در جایی شدیدا تذکر می دهد که قسم خورده رابطه ای نداشته باشد از نوع جنسی. نکته ی جالب دیگر وضع ایران زمین و بلبشوی آن دوران است، اینکه این پهلوانان چه بسا جای خردمندان و حکما را در تدبیر امور گرفته بودند و سینه چاکان و نوچه های شاه عباس بودند که امنیت - و ناامنی - را در کشور پدید می آوردند
حرف زیادی در موردش ندارم. به هر حال کتابی بود که باید میخوندم. نکته جالبی که برام وجود داشت و چندان در یادداشت های دیگه ندیدم این بود که این اثر اگر چه خیلی گرته برداری از شاهنامه داره اما بر خلاف شاهنامه خیلی از نبردها در داخل شهرها اتفاق می افته. خی یه علتش اینه که صحنه های نبرد مربوط به لشکرکشی نمیشه و فقط مربوط به نبرد پهلوانان به عنوان نمایندگان ایران و ازبک هست. اما میشه این مسئله رو مربوط به اهمیت یافتن زندگی شهری نسبت به دوران های پیش از اون دونست و اهمیت این نکته که صفویان میخواستن محیط شهر ها رو امن و امان نشون بدن و این خودش یه نوعی قدرت نمایی بوده. عامیانه بودن داستان رو هرگز نباید فراموش کرد و وقتی این مسئله یادمون باشه خیلی توقعمون میاد پایین تر مثلا این که هر وقت قراره یه پهلوانی لباس رزم بپوشه فقط از همین جمله استفاده میشه: غرق آهن و پولاد شد! و هیچ خلاقیتی در ارائه توصیف ها و مضامین در کار نیست. به هر حال چون همزمان دارم کتاب جامعه شناسی نخبه کشی رو هم میخونم جالبه که در دوره ای که اروپا داره تحولات عظیمی پیدا میکنه ما چطور درگیر مسائل کوچک تر و همسایگان شرقی خودمون یعنی هند بودیم و در داستان مهم ترین ماموریت حسین کرد بعد از هنرنماییش در دفع نفوذ و خرابکاری پهلوانان ازبک، اعزام شدن به هند برای گرفتن باج و خراج هفت ساله س. شاه عباس هم به عنوان فردی زیرک تصویر شده که چندین بار برای سرکشی به اوضاع لباس درویشانه میپوشه به میون اجتماع میره
به طرز عجیبی طولانی بود تنها کتابی که خودم عامدانه ادامه اش ندادم و خسته شدم از خوندش این کتاب بود باغ بر ۸۰ درصد کتاب رو که خوندم خسته شدم و رها کردم یک اتفاق تکراری هر شب رخ میداد که به طرز آزار دهنده ای تمامی نداشت و .... به نظرم واقعا خوب معروف شده به بسیار بلند بودن ولی در مجموع نکات جالبی داشت برای من هر چند که به صحت این کتاب بعضی خدشه وارد می کنند و تغییرات بخشی از اون رو احتمال میدن ولی نوع گوش و حتی لفظ های رکیکی که استفاده میشد برای من عجیب بود
بعد از خوندن امیر ارسلان نامدار، این کتاب هم به کله م افتاد که بخونم ببینم داستان چیه. همیشه از بچگی جاهای مختلف از شنیدن اسم حسین کرد شبستری یه جور حس پهلوانی بهم دست میداد ولی هیچ وقت نمیدونستم قضیه چیه! تازه نمیدونم چرا هر کی واسه یه کلمه کلی توضیح میداد میگفتم یارو قصه حسین کرد داره تعریف می کنه. خلاصه که خیلی سریع خوندمش و متوجه شدم قضیه چیه . که این داستان پهلوانی بیشتر یه قصه رابین هود وطنیه که همینطور پیچ و تاب میخوره سر هیچی :)) خیلی هم چنگی به دلم نزد البته. از مدل های داش مشتی وار و سر بازارچه و کل کل های پهلوانی و ارباب و نوچه و این جور مفاهیم توش زیاده. داستان پهلوان حسین کرد شیعه مسلک که خوب نشون داده میشه و اهل تسنن مایه دار که ظالمن و پولدار و این پهلوان داش مشتی که کسی تاب نداره جلوش دوام بیاره که البته خودش هم از یه دید دیگه کم آدم کش نیست!! قصه ی با مزه ایه که برای فرهنگ شاید چهل پنجاه سال پیش جذاب بوده و دهان به دهان در حد یک اسم هم به نسل ما رسیده.
این دومین تقریر، روایت و تصحیحیست که از داستانِ «حسین کرد شبستری» خواندم. روایتِ پیشین «حسیننامه» بهتصحیحِ «مهران افشاری» و «ایرج افشار» بود که بهمراتب مفصلتر و جذابتر است و شخصیتهای متنوعی دارد. این روایت و تصحیح اما، بر خلافِ «حسیننامه»، مختصر است و تمامِ تمرکزش بر شخصِ «حسین کرد» است و عمدتاً در هند میگذرد؛ بر خلافِ «حسیننامه» که روایتی از چندین و چند پهلوانِ دربارِ شاهعباس است و در چند کشورِ مختلف داستانها واقع میشود. در مجموع شاید همین نبودِ تنوع و تکرار یک اتفاق بهاشکالِ مختلف در یک جغرافیا و بهدستِ یک شخصیت است که این تقریر از داستانِ «حسین کرد شبستری» را نسبت به آن یکی بیرمق و بیکشش کردهست. هرچند که اشتراکاتی از قبیلِ تکیهکلامها و اعمالِ پهلوانانه در هردو روایت یافت میشود. باید دید آبشخور این داستان کجاست و کدامیک بر دیگری تقدم دارد.