هدفِ تحقیقِ حاضر مطالعهٔ جشن و موسیقی سبُک شهری در فرهنگهای ایرانی، در عینِ جادادنِ آن در یک چشماندازِ گستردهتر است که انواعِ اصلی موسیقیها را شامل میشود؛ چیزی که مستلزمِ تأملی بر طبقهبندیهای رایج و نیز بر دوگانهٔ کلاسیک/مردمی است. من این تأمل را جای دیگر کرده و کوشش کردهام یک طبقهبندی تاحدممکن روشن از عواملِ تشکیلدهندهٔ این موسیقی سبُک شهری با مراجعه به این دوگانه ارائه دهم. در آنجا رابطهٔ میانِ انواعِ موسیقی کلاسیک و مردمی در بطنِ این موسیقی سبُک را روشن کردهام و کوشیدهام نشان دهم که چگونه این دو موسیقی موجبِ ظهورِ نوعِ دیگری – موسیقی مردمپسند – میشوند و هرکدام از این سه نوع موسیقی، در بسترِ کلی حضورِ موسیقیهای سبُک در قرن بیستم، چه راهی دنبال میکنند.
در این کتاب، اما، من صرفاً به بخشی از موسیقیهای سبُکِ شهری میپردازم و میکوشم ویژگیهای آنها را روشن کنم. منظور من از «موسیقی شهری» موسیقیهای مهمترین مراکز شهری فرهنگهای ایرانی مثل تهران، بخارا، دوشنبه و باکو است. در منطقهٔ فرهنگی بزرگِ ایرانی– عربی– ترکی، میتوان مناطقی دورگه مثل ماوراءالنهر و آذربایجان تشخیص داد که در آنها فرهنگهای ایرانی و ترکی وسیعاً با هم درآمیختهاند. با وجودِ حضورِ قوی فرهنگِ ایرانی در تاجیکستانِ فارسیزبان، و نیز در مراکزِ شهری فارسیزبانِ ازبکستان، بدیهی است که نمیتوان تأثیر فرهنگ ترکی را انکار کرد و، برعکس، در جمهوری آذربایجان (ترکیزبان) حضورِ فرهنگ ایرانی غیرقابلانکار است. این فرهنگ ایرانی همان نظامِ ارزشها و اعتقادات، مجموعهٔ آداب و رسوم، جهانبینی، زبان و موسیقیای است که در طی قرنها در این منطقهٔ جغرافیایی گسترده حکمروایی کرده، هرچند گاهی اوقات، اینجا و آنجا، تحتالشعاعِ عناصر فرهنگِ ترکی قرار گرفته است. موضوع بر سرِ فرهنگِ مردمانِ ایرانی است که بخشی از آنها در حالِ حاضر در کشوری به نامِ ایران زندگی میکنند. استفاده از اصطلاحِ «فرهنگِ ایرانی برونمرزی» برای مشخص کردنِ ماوراءالنهر و جمهوری آذربایجان صرفاً برای تأکید بر این واقعیت است که فرهنگِ مشترکی این مناطقِ جغرافیایی را، که یا در داخل یا در خارجِ کشوری به نامِ ایران قرار دارند، متحد میکند.
کتاب در دو بخش موسیقی و موسیقیدانان جشنهای سنتی شهری در ایران و موسیقی و موسیقیدانان جشنهای سنتی شهری در فرهنگهای ایرانی برونمرزی با دقت و ریزبینیهای مثالزدنی دکتر ساسان فاطمی فراهم آمده و بیاندازه خواندنی ست. بیشک ریشههای بسیاری ازمخالفتهاویا تلقیهای امروزینه مردم ما نسبت به موسیقی سنتی و فرهنگ پساصفوی را میتوان لابهلای صفحات این پژهش سترگ بازجست