کتاب ترجمه ای است از داستان هندی چهل طوطی از کتاب سوکه سپتاتی. مترجمان این داستان را از مجموعه ای انگلیسی چاپ شده در لندن به سال 1911 ترجمه کرده اند. در پایان نیز بخشی از مثنوی که داستان طوطی و بازرگان است آورده شده است
همچنین در صفحات میانی چندین طرح از اردشیر محصص نیز آمده است
دوستان گرانقدر، این کتاب از 6 داستان هندی تشکیل شده است، که به انتخاب خلاصه ای از یکی از داستان ها را برای شما بزرگواران در زیر مینویسم
روزی زنی با شوهرش سخت مشاجره کرد و همراه با دو پسرِ خود از خانه به هدفِ رفتن به خانۀ پدرش بیرون رفت... در مسیرشان به جنگل رسیدند... در جنگل ببری بزرگ را دیدند... زن و پسرها ترسیدند.. ببر به سمتشان حرکت کرد زن با دست به پشت دست پسرها زد و بر سرشان فریاد زد که چرا بر سرِ خوردن این ببر با هم دعوا میکنید؟؟؟؟ فعلاً دوتایی این را بخورید، یکی دیگر پیدا خواهیم کرد ببر که این سخن را شنید، پا به فرار گذاشت... در راه شغالی او را دید... و علت فرارش را پرسید... ببر جریان را برای شغال تعریف کرد... شغال باورش نشد... گفت بر پشت تو سوار میشوم و با هم به آنجا برویم شغال به پشت ببر پرید و سوار شد... با هم به سمت زن و پسرهایش رفتند... زن تا شغال و ببر را دید.. فریاااد زد که ای شغاال، تو همیشه برای ما 3 ببر می آوردی که بخورییم ... اکنون چرا یک ببر آورده ایی؟... ببرِ بیچاره تا این را شنید... دوباره پا به فرار گذاشت... شغال هم بر پشت او نشسته بووود... آنقدر دوید که از نفس افتاد و مُرد
امیدوارم مورد پسندتان بوده باشه «پیروز باشید و ایرانی»
جدای از فضای به شدت زن ستیز داستان ها، من داستان "زن و ببر" رو - به خاطر ظرافتش - ، داستان "بانو و ماهی خندان" رو - به خاطر داستان های درونیش که همه به اهمیت راز می پرداختن و بر محوری بودن دوری از کنجکاوی زیاد تأکید می کردن - ، و آخرین داستان رو - به خاطر حضور عنصر نفرین و رفع مسئولیت از زن به خاطر وسوسه ها - دوست داشتم
در مورد زبان ترجمه هم باید بگم که ناراضیم. جملات فارسی سلیس نیستند. هر چند مترجمان این عذر را آورده اند که می خواهند از اسلوب کلیله و دمنه در جاهایی تقلید کنند - که البته برای من بدخوان بودن متن رو کمتر نمی کنه
کتاب را بیشتر برای دیدن طراحی های اردشیر محصص دست گرفتم. با توجه به سطح توقع پایینی که از جلال آل احمد داشتم، کتاب آنقدرها هم آزاردهنده نبود. این کتاب مجموعه ای از قصه های قدیمی و ملال آور، در مایه های همان داستان های هزار و یک شب بود و طراحی های محصص ها چندان برای من قابل درک نبودند.
«چهل طوطی» طبق تعریف امروز، نه داستانست و نه رمان، بلکه قصّهست. مجموعهایست از چندین قصه، که در اصل به زبان سانسکریت بوده و شخصی به نام B. Hale Wortham اونها رو به انگلیسی ترجمه کرده و روانشادان جلال آلاحمد و سیمین دانشور هم به فارسی برگردوندن. مدلِ قصّهها شبیهِ همون حکایتهایی هستن که احیاناً از پیرمردها و پیرزنها شنیدیم، بدون این که سبک خاصی داشته باشن و فضاسازیها و لحن کلامی که مشخصاً در داستانهای امروز مورد استفاده هستن در این قصهها پدیدار باشن اما مهم این که شیرینیِ خاصّی دارن که اگر قصّهها و حکایتهای آدمهای دنیادیدهی یادشده رو پسندیده باشید، این قصّهها رو هم دوست خواهید داشت. قبل از خوندن کتاب، احتمال میدادم که از کتاب خوشم نیاد چون احساس میکردم که دورهی این مدل داستانها و قصّهها گذشته، که البته اشتباه میکردم و خوشم اومد. اما اگر شما هم این طور فکر میکنید، ارجاعتون میدم به متنِ پشتِ جلدِ کتاب؛ نوشتهی علی اصغر حاج سید جوادی: «...سادهلوحی است اگر تصور کنیم که از این قصّهها چیزی برای تداعی با مسائلی که زندگی ما را دربرگرفته است وجود ندارد و یا انسانهای این روزگار از حوزه درگیریهای ذهنی و روانی موجودات افسانهای این قصّهها درگذشتهاند. انسان در متن تاریخ خود داستان ناتمامی است. هیچ چیز در گذشته او وجود ندارد که در حال او نتوان یافت...»