مدعای اصلی این کتاب تکمیل یک سخن است و آن این که تغییر در جامعه اصلاً امر نامحتملی نیست و به ارادهای متکی است که از روی آگاهی و تجربه برخاسته باشد. تأکید بر این امر است که انتظار تغییر در جامعهی ایرانی بدون خوانش و ردک منطبق بر واقع و دقیق پیشینهاش غیرممکن استوو نگاه به جامعه است با در نظر گرفتن همهی خصوصیاتش٬ چه مثبت و چه منفی. توجهدادن به این نکته است که تلاشهای اصلاحی پیشین میتواند چارچوبهی مناسبی برای درسآموزی در رویدادهای آتی باشد. طرح این تأسف است که رویکرد سفید و سیاه داشتن به پدیدههای تاریخی جندان کارساز نیست بلکه مهمتر از آن عبرتگیری از آنهاست. و نهایتاً این که سادهکردن مسائل اجتماعی در طول تاریخ با نظریاتی مثل تئوری توطئه ضمن دورشدن احتمالی از واقعیت٬ بیشترین خدمت به خود توطئه است. جامعهی ما و در رأس آن متفکرانش بیش از هرچیز به صداقت و فروتنی و خویشتنداری و مدارا و نگرش واقعگرایانه و بهدور از تعصب به پدیدهها نیاز دارد.
کتاب مصاحبه ای است با آقای کاتوزیان که در اون توضیحات بیشتری در مورد نظریه کوتاه مدت بودن جامعه ایران مطرح میشه و در مورد نقد های وارد شده بر آن بحث میشه. این کتاب به نظرم بهتر و قابل فهم تر از کتاب ایران جامعه کوتاه مدت بود
این کتاب را میتوان در واقع ادامه کتاب "ایران جامعه کوتاه مدت"دکتر همایون کاتوزیان دانست. .در این کتاب راه حل هایی برای ایجاد جامعه بلندمدت در ایران بیان میشود که اجمالا نویسنده معتقد است سه عامل اصلی که باید در جامعه نهادینه شود عبارتست از تساهل،دیالوگ،سازش و مصالحه است. در کتاب بر روی تاریخ مشروطه به بعد نیز اشارات فراوانی شده و دلیل کوتاه مدت بودن جامعه ایران به دو عامل حقوقی و حاکمیت قانون و دیگر عامل اجتماعی و اینکه دولت نماینده طبقات اجتماعی باشد نه آنکه طبقات اجتماعی تابع دولت باشند اشاره میکند و فقدان ابن دو عامل را سبب قابل پیش بینی نبودن و کوتاه مدت بودن جامعه میداند.. خلاصه مطلب کتابی مفید برای شکلگیری دیدگاه مناسب نسبت به مسائل سیاسی و تاریخی جامعه ایران است.
"در جستوجوی جامعهی بلندمدت" حاصل گفتوگوی ششساعته با "همایون کاتوزیان" و دنبالهی کتاب "ایران، جامعهی کوتاه مدت" است. "کاتوزیان" کوتاهمدت بودن جامعهی ایرانی را از دو وجه حقوقی و وجه اجتماعی بررسی میکند. وجه حقوقی یعنی نهاد قدرت در ایران به هیچ قاعدهای ورای ارادهی خودش متعهد و محدود نبوده و وجه اجتماعی آن به معنای اینکه چون طبقات درازمدت و مستقل اجتماعی وجود نداشتند، آنها نمیتوانستند ارادهی خودشان را به به یک چارچوب قانونی تبدیل کنند که دولت را به رعایت آن متعهد کند. او معتقد است که پیشرفت و توسعهی سیاسی در ایران به سه عامل تسامح و مدار، دیالوگ، سازش و مصالحه بستگی دارد و اینها چیزهایی است که باید نسبت به آنها آگاهی ایجاد شود و جامعه، آنها را به درستی تجربه کند. او پروسهی پیشرفت را یک روند تغییر آهسته میبیند نه چیزی که یکشبه انجام شود. "محمود سریعالقلم" در کتاب "اقتدارگرایی ایرانی در عهد قاجار" به تقابل و تعارض فلسفی و میان "اسلام" به عنوان دینی سیاسی که ادعای حکومت دارد و "لیبرالیسم"، مهمترین موضوع فکری و اجتماعی نه تنها دورهی قاجار بلکه تاریخ مدرن ایران اشاره میکند. جریانهای مدرن راه نجات ایران را قانون و علمگرایی و دفع استبداد میدانستند و مبنای این تحرکات را تجربیات اروپاییان قلمداد میکردند اما با رقیبی جدی در جامعهی روحانیت و از آن مهمتر تفکر دینی و دینی سیاسی روبهرو بودند، زیرا این دو جریان، فضای مشترک اندکی را داشتند. در جامعهی ایرانی همهی دوران، دو تفکر لیبرالیسم و اسلامگرایی از دو خانوادهی متعارض فکریاند و بازی فکری میان هواداران این دو طرز فکر، بازی فکری با حاصل جمع صفر است چون ورود یکی خروج کامل دیگری را میطلبد. رخدادهای سال 98 ایران باعث شد که تاریخ حکومت جمهوری اسلامی (با همهی جنایتهای پیش) به قبل و پس از آن تقسیم شود. کتاب "کاتوزیان" در این تقسیمبندی به قبل از این اتفاقات مربوط میشود. اگر هنوز امیدی به تغییر وجود داشت، پس از آن اتفاقات، چیزی به جز سرخوردگی و یاس و ناامیدی باقی نمانده. البته دلیل دیگری بر صحهگذاری "جامعهی کلنگیِ مختص کاتوزیان".
در یادداشتی از دکتر کاتوزیان که در ابتدای این کتاب چاپ شده به این نکته اشاره میشود که این گفت و گو دربرگیرنده مطالب و نظریات جدیدی نیست بلکه تنها به رفع ابهام و ارائه مثال در باب نظریات ایشان به خصوص نظریه جامه کوتاه مدت میپردازد. کتاب یک گفت و گوی تقریبن هشتاد صفحه ای با دکتر کاتوزیان است و جسته و گریخته به نقاط گوناگون تاریخ ایران اشاره میکند و با ارائه مثال سعی در بسط بیتر موضوع دارد.برای کسی که آثار کاتوزیان را به دقت خوانده باشد این کتاب نکته جدیدی ندارد هرچند در جایگاه جمع بندی و نوعی خلاصه بسیار عالیست.
من از این کتاب خیلی چیزها٬ هم در مورد آکادمی و هم در مورد سیاست و نحوه تفکر سیاسی صحیح یاد گرفتم. خیلی استفاده کردم٬ اما از جمله چیزهایی که به ذهنم رسید هنگام خواندن کتاب این بود که چقدر بهتر بود اگر پلان پرسشها واضحتر بود.
برای افرادی که مدت هاست در این مورد خوانده اند و شنیده اند مطلب جدیدی نداشت ، اما میشه گفت همان مطالب تکراری رو باز هم به خوبی و به طور قابل فهمی بیان میکنه.فارغ از این قضیه مطالعش رو بعد از خوانش " ایران جامعه کوتاه مدت " توصیه میکنم
کتاب کوچکی که برای یک حکومت میتواند دانشگاهی باشد.کاش میشد برای حکومت داری از اقای کاتوزیان مشاوره خواست... بارها باید این کتاب رو خوند و توصیه هاش در رابطه با حافظه تاریخی و درس گرفتن از تاریخ و سعی بر استفاده از تجارب گذشته در زندگی سیاسی به کار بست
کاتوزیان تأکید میکند که «نقد تاریخ باید واقعگرایانه باشد؛ یعنی هم نقاط مثبت را نشان دهد و هم منفیها را». اما در عمل، بیش از نیمی از کتابش صرف سفیدشویی و مالهکشی برای اصلاحات و اصلاحطلبان میشود، تا جایی که حتی به چهرههایی که در سرکوبها نقش [غیرمستقیم] داشتهاند نیز احترام میگذارد. تناقض اینجاست که او با معیار خودش برای تعریف حکومتهای استبدادی و توتالیتر ــ یعنی تکحزبی کردن و ممنوعیت احزاب مخالف ــ فقط جرئت میکند حکومتهای گذشته را محکوم کند، اما در برابر رفتار مشابه نیروهای مورد علاقهاش از سفیدشویی دست برنمیدارد.
در ادامهی تئوری خودشون دربارهی کوتاه مدت بودن جامعهی ایران توضیحات تکمیلی و ارجاعات تاریخی میدن که مفید هست. میتونید اول کتاب ایران جامعهی کوتاه مدت رو بخونید بعد این کتاب رو مطالعه کنید. دکتر کاتوزیان دید بسیار جامع و در عین حال دقیقی روی جامعهی ایران از لحاظ رفتار سیاسی دارند.
درآمد نفت در واقع یک تیغ دو دم است. بسته به اینکه از کدام طرف ببرید، کارکردش تغییر میکند. د هر حال موهبتی آسمانی برا ی جامعه است که اگر نبود حتی پایین ترین اقشار اجتماع، همین سطح رفاهی که الان وجود دارد نمیتوانستند داشته باشند. بنابراین آنان که خیلی ساده میگویند ای کاش اصلا نفت نداشتیم باید به شرایط 100 سال پی مراجعه کنند و ببینند ایران در آن زمان یکی از فقیرترین کشورهای دنیا بوده است. آمار و شواهدش هم هست. حتی شرایط ما از کنیا پایین تر و فقر بیشتر بوده است. من خودم بچه ی قبل از انقلاب نفتی ام . ما درآمد ناشی از صادرات نفت داشتیم اما قیمت نفت هنوز زیاد نشده بود. در نتیجه من یادم می آید وقتی هشت ده ساله بودم تعداد زیادی از مردم عادی در همین شهر تهران ژنده پوش بودند و لباسشان وصله ای بود. یک معلم مدرسه فقط یک دست لباس داشت و اگر روی آن جوهر میریخت باید با همان کت یا شلوار جوهری مدت زیادی سر میکرد. من خودم کسی هستم که اول بار امدم و فریاد کردم که رانت واین مسائل و مشکلات را در سیاست و اقتصاد پدید می اورد. ولی وقتی میبینم افرادی از ان طرف بام می افتند و خوشبختی یا بدبختی را به نفت وابسته میبینند این را درست نمیدانم.
باید توجه داشت که دموکراسی یک برنامه نیست بلکه یک فرایند است. مثلا دموکراسی امروز انگلستان خیلی جلوتر از دموکراسی صد سال پیشش است. از بعضی نظرها فوق العاده جلوتر است. بنابراین دموکراسی چون مراحل گوناگونی دارد واجد نسبیتی است تقریبا هم بی انتهاست. مثل هر چیز علمی دیگر. یعنی اینکه چون سیستم ناکاملی است و ادعای کمال ندار همیشه جای پیشرفت دارد. سیستمی که ادعای کمال داشته باشد، نهایتا سر جایش متوقف می شود. چون مدعی است که بهتر از آن دیگر امکان وجود ندارد. مثل شوروری سابق. در حالی که دموکراسی غربی به وی×ه اروپای غربی پیشرف��ی زیادی کرده است به خصوص در 100 سال گذشته و آن زمان هم به ان دموکراسی اطلاق میشد و الان هم می شود و از خیلی جهات این دو با یکدیگر بسیار فرق دارند.
اینها دقیقا تیوری توطئه نیست اما از همان جنس است. و اساسا ناشی از دشمنی ملت با دولت است. این نوع قضاوت بسیار زیان بخش است. به ویژه در ارتباط با نیروی خارجی به دلیل اینکه اول احساس مسئولیت را از جامعه میگیرد. جامعه نسبت به تصمیمات و عملکرد خودش احساس مسئولیت نمیکند. و خود را بازیچه ی قدرت های نامرئی میداند . یعنی هر وقت کاری کرد و بعد پشیمان شد بدون دیدن نقش و مسئولیت خودش آن را به قدرت های خارجی ربط و نسبت دهد. اما یکی دیگر از پیامدهای زیان بار این پدیده اصلا قدرتمندتر کردن کشورهای خارجی نزد مردم است . وقتی شما چنین اقتداری به آنها میدهید طبعا انها هم اگر بتوانند از آن کمال استفاده را میکنند. چنان که گاهی میکردند. حتی من شنیده ام که زمانی به یکدیگر میگفتند که این خیلی هم بد نیست چون به این ترتیب بیشتر از ما میترسند. و حرفمان را گوش میدهند.
اولین کتابی که در سال نو میلادی تمام کردم. کتاب به واکاوی نظیریه جامعه کوتاه مدت همایون کاتوزیان میپردازد. گفت و گو گیراست که البته بخش اعظم آن به تسلط مثال زدنی کاتوزیان به تاریخ،اقتصاد و جامعه شناسی بازمیگردد. شیوایی و روانی در بیان کاتوزیان بسیار آموزنده است و نشان میدهد سخن آکادمیک الزاما به فرم پیچده زبانی نیازمند نیست هر چند به اعتراف خود کاتوزیان این سادگی و آکادمیک بودن در کنار هم بسیار مشکل و حاصل احاطه او به مباحث مورد گفت و گو است. چند نکته ظریف حرف های کاتوزیان این است - نخست اینکه کاتوزیان از دید تک عاملی به پدیده های اجتماعی پرهیز میکند. هیچ گاه یک عامل،مثلا قانون را به تنهایی مایه بهبود جامعه نمی داند. - تاکید می کند به اصلاح گام به گام و عدم آرمانگرایی و تکامل مدام پدیدهای مانند دمکراسی - گریز از گفت و گو را عامل میداند که به حذف منجر خواهد شد - تسامح،تساحل،گفت و گو ، انباشت تجربه و ... عامل پیشرفت جامعه ایران در یک مسیر بلند مدت میداند
** کاش سوالات مصاحبه کننده انسجام و قوت بیشتری مخصوصا در بخشهای پایانی داشت
کتاب کوتاه و بسیار جالبی بود. کاتوزیان محققی بیپرواست که مقصود خود را با شیواترین و رساترین حالت ممکن ببان میکند. این جمله را از خود ایشان نقل میکنم: «یکی به میخ و یکی به نعل زدن کار محتاطانهتری است ولی کار من نیست!»
این کتاب پیرو مقالات و کتاب جامعه کوتاه مدت و در راستای رسیدن به راهکار و نشانههایی برای حرکت جامعه ایران به سمت جامعه بلند مدت و از طریق مصاحبهای با آقای کاتوزیان جمعآوری شده است.
کتاب بسیار خوبی و مثل همیشه تحلیلهای خوبی از شرایط ایران دارد. البته مطالب آن خیلی به کتاب ایران جامعه کوتاه مدت مرتبط است و بهتر است ابتدا آن کتاب خوانده شود.
This entire review has been hidden because of spoilers.
برای ما که جامعهشناسی و تاریخ معاصر علاقهٔ اولمان نیست این کتاب مختصر وسیلهٔ خوبیست برای آشنا شدن با یکی از نظریات مشهور حوزهٔ جامعهشناسی ایران. قالب گفتوگویی کتاب هم باعث شده مسائل با زبان راحتتر و سادهتری بیان شوند. این گفتوگو سال نودودو انجام شده، اوایلی که حسن روحانی رئیسجمهور ایران شده بود. مطالب کتاب و تأکیدش بر اصلاحات گامبهگام را هم باید در همین زمینهٔ گفتمان رایج در دورهٔ اول ریاستجمهوری روحانی دید، گرچه خود کاتوزیان میگوید مقصود من از اصلاحات کلّیست و به جریان سیاسی خاصی اشاره ندارم. امروز بعد از گذشتن از گفتمان رایج در دورهٔ کوتاه دولت اول روحانی و وقوع اینهمه اتفاق تلخ، میتوانیم از آقای کاتوزیان بپرسیم که اصلاحات بهجز دورههای کوتاه ثبات و رشد نسبی اقتصاد، دقیقاً چه دستاوردی برای جامعهٔ ایران داشته؟ باعث تحکیم حاکمیت قانون و خروج از چرخهٔ بستهٔ استبداد-هرجومرج شده؟ وقتی حکومت تمام نمایندههای اصلاحخواه را ردّ صلاحیت میکند و دولت اصلاحخواه حتی در زمانی که در قدرت است اختیار تصمیمگیری دربارهٔ امور مهم را ندارد اصلاحات چه معنایی دارد؟ انتقاد آقای کاتوزیان از مصدق این است که چرا روزنامهٔ حزب توده را که ازش کاریکاتور زن نیمهلخت میکشید توقیف نمیکرد. یعنی ایشان دموکراسی را هم درست متوجه نشده. میگوید ارتش محمدرضاشاه با آنهمه خرج حتی نتوانست جلوی قیام مردم را بگیرد، در حالی که آن ارتش اصولاً برای مقابله با کشورهای همسایه مثل تهدید عراق توسعه پیدا کرده بود، نه برای سرکوب مردم داخل، و اگر امکانات و تجهیزات و آموزشهای همان ارتش پاکسازیشده و نصفونیمه نبود، ایران چطور میخواست در جنگ هشتساله جلوی صدّام دوام بیاورد؟
مدارا و تساهل، گفتگو و مصالحه و سازش سه توصیه ای هستند که دکتر همایون کاتوزیان ضمن توضیح نظریه جامعه کوتاه مدت و چرخه "استبداد-هرج و مرج-استبداد" به عنوان راه پیشرفت و توسعه سیاسی از آن ها یاد می کند. این کتاب در واقع تلخیص کتاب ها و مقالات گذشته کاتوزیان در باب علت عقب ماندگی ایران و شکست تجربه های تاریخی ایرانیان جهت نیل به پیشرفت و آزادیست. همچنین در این گفت و گو به برخی نقدهای وارده به نظریات او از جمله جبری بودن آن ها و عدم تطبیق جامعه کوتاه مدت با تاریخ بلند مدت دوهزار و پانصد ساله ایران پاسخ داده می شود. این کتاب کم حجم می تواند مدخل مناسبی جهت مطالعه آثار دکتر همایون کاتوزیان باشد.
جناب کاتوزیان به لطف بیپلاس نیازی به معرفی ندارند هرچند بنظر من این کتاب از دکترارغندهپور اثر بهتری هست حتا از خود کتاب جناب کاتوزیان. دستکم برای تفهیم بهتر ایده کلی هما کاتوزیان، مطالعه در جستجوی جامعه بلندمدت بعد از خود کتاب اصلی ایده بسیار پسندیدهای هست. من بسیار با ادبیات آقای کاتوزیان آشنا هستم، سویههایی از خستهکننده نبودن و جذابیت ادبیات گفتاری آقای کاتوزیان در کتاب قابل لمس هست و بر جذابیت کتاب افزوده. درکل کتابی هست بسیار عمومیتر از جامعه کوتاهمدت اما بسیار زیبا و بامفهوم. از دست ندید. از بهترین کتابهایی که میشه خوند.