Jump to ratings and reviews
Rate this book

روضۀ نوح

Rate this book

202 pages

First published January 1, 1393

7 people want to read

About the author

حسن محمودی

10 books3 followers

Ratings & Reviews

What do you think?
Rate this book

Friends & Following

Create a free account to discover what your friends think of this book!

Community Reviews

5 stars
0 (0%)
4 stars
0 (0%)
3 stars
4 (15%)
2 stars
5 (19%)
1 star
17 (65%)
Displaying 1 - 6 of 6 reviews
Profile Image for Saman.
1,166 reviews1,077 followers
Read
July 30, 2016
واقعاً روضه خوانی بود. خسته کننده. بی‌هدف. مثل این روضه خوان‌ها که دو ساعت می‌روند بالا، و نمی‌دانی ته داستان چی گفت؟ چی شد؟ کیف ماله کیه؟ کت تن کیه؟ این کتاب هم همونجوری بود
برام یک سوال شده که چرا این نویسنده‌‌های ایرانی نمی‌آیند یک داستان بدون ادعا و سر راست تعریف کنند؟
مگه مجبورشون کردن که بزرگ‌تر از قامتشون تکنیک پیاده کنند؟

خسته کننده+حال به هم‌زن
Profile Image for Roozbeh Estifaee.
95 reviews96 followers
July 9, 2015
فاجعه. گه مجسم. مزخرف محض. نمایش بلاهت. اقرارنامه بی‌سوادی نویسنده، حتی در حد املای صحیح کلمات. مدرک بازاری بودن ناشری که از یک نمونه‌خوانی ساده برای پیشگیری از تکرار هزار باره غلط‌های تایپی‌اش هم حتی دریغ دارد. مشتی نمونه خروار گند برده ادبیات داستانی امروز ایران، که چنین کثافت مکتوبی را بهترین رمان فارسی سال 93 هم می‌داند.
فعلا آن قدر عصبانی هستم که «نقدتر» از این فحاشی چیزی به ذهنم نمی‌رسد. بی‌ادبیم را، اگر ناراحتتان می‌کند، ببخشید، اما هر توصیفی ضعیف‌تر از این کلمه اجحاف در حق کتاب است: در یک کلام، تخمی
Profile Image for Ferial Fattahi.
184 reviews15 followers
July 9, 2015
كتاب بسيار خسته كننده و بي هدفي بود.جهش بين شخصيت ها بدون ظرافت انجام ميگرفت و در نتيجه گاهي گمراه كننده ميشد.
Profile Image for محمد یوسفی‌شیرازی.
Author 5 books208 followers
August 18, 2014
اصلاً داستان جالبی نبود. تمام مدتی که خودم را به خواندن مجبور می‌کردم تا کتاب را کامل بخوانم، به شباهت ماجراهای این رمان با سریال‌های آبکی تلویزیونی فکر می‌کردم. شروع و ادامه‌ی داستان تا میانه‌ها، بسیار بسیار شتاب‌زده و بی‌انسجام است. راوی ناگهان، بی‌آن‌که سرنخ سرراستی برای دنبال‌کردن سیر روایت به‌دست دهد،‌ داستان را شروع می‌کند و در فصل‌فصل کتاب، مخاطب را با انبوهی از شخصیت‌هایی روبه‌رو می‌کند که نه‌تنها تأثیر چندانی در پیش‌برد داستان ندارند، بل‌که خواننده را گیج و مبهوت و سردرگم وسط نثر کتاب رها می‌کنند. خواننده تا می‌آید جزئیات مربوط‌به شخصیتی را در ذهنش ثبت کند، شخصیت تازه‌ای ظاهر می‌شود؛ بی‌آن‌که شخصیت قبلی آن‌چنان‌که باید، پرداخته شده باشد. تقریباً به‌تعداد همین شخصیت‌های پرشمار و گیج‌کننده، حادثه‌های فرعی و حاشیه‌ای در داستان وجود دارد. از فرط عیب‌هایی که برشمردم، تا میانه‌های داستان مطلقاً روشن نیست ماجرای اصلی‌ای که مخاطب باید ذهنش را بر آن متمرکز کند و آن را پی بگیرد، کدام است. پرگویی‌های راوی دانای کل نامحدود را نیز باید به این‌ها افزود. در اغلب بخش‌های داستان، به‌جای این‌که واقعه‌های داستانی را شخصیت‌ها و مکان‌ها و فضاسازی‌ها و دیگر عنصرهای داستانی پیش ببرد، راوی، مداخله‌جویانه، همه‌چیز را صریح و آشکار کف دست خواننده می‌گذارد و او را از لذت کشفِ بسیاری از ریزه‌کاری‌های داستان بی‌بهره می‌کند. ازلحاظ محتوایی هم شمار زیادی از شخصیت‌ها، به‌ویژه زن‌ها، ماهیتی «خاله‌زنک‌وار» دارند. داستان پر است از خاله‌زنک‌‌ها و خاله‌زنک‌بازی‌ها و خواستگاری‌کردن‌ها و ماجراهای کلیشه‌ای بی‌مزه‌ای که در فیلم‌ها و سریال‌های تلویزیونی سراغشان را باید گرفت.
از همه‌ی این ایرادها که بگذریم، نام‌گذاری فصل‌های داستان به‌گمانم کاری زیبا و شاعرانه بود. بیش‌ترِ فصل‌های رمان نام‌هایی بامسما و معنادار و با مایه‌هایی از شاعرانگی داشت؛ مثل «چیزهایی هست که نمی‌دانی، تا حالا دنبال باد دویدی؟، نوح کجا است؟، صبر ایوب، میخ‌های تابوت مرا چه‌کسی می‌کوبد؟، خواب هفت‌لا و...».
درخلال داستان، از درخت‌های بعضاً عجیب‌وغریبی نام برده می‌شود و برای آن‌ها کارکردهای فراواقعی و دلالت‌های نمادینی درنظر گرفته می‌شود. چنین می‌نماید که این سطح از داستان بر آن بوده است تا باورهای عامیانه‌ای را درباره‌ی چنین پدیده‌هایی در خود بازتاباند. چنین باورهایی را به‌وضوح می‌توان در میان عقیده‌های شخصیت‌های داستان سراغ گرفت. نکته‌ی پایانی این‌که نام‌گذاری اشخاص در داستان نیز ظاهراً غرضی داشته است. نویسنده کوشیده است هرکدام از اسم‌ها (نوح، یونس، لیلا، اسماعیل، حوا، ایوب و...) تلمیحی با خود به‌همراه داشته باشد و نیز شخصیت‌ها با پیشینه‌ای که این الفاظ با خود دارد، هم‌سو باشند. بااین‌همه، به‌نظر می‌رسد زیاده‌روی در به‌کاربردن چنین تلمیح‌هایی ارزش کار را کاسته باشد.
1 review
May 18, 2018
توصیفات و گویش خاصی که گهگاه توی دیالوگ ها به کار رفته بود رو دوست داشتم، ولی جهش ناگهانی بین راوی های داستان برام گیج کننده بود.
و ذهنم درگیر داستان باقی موند، چون انتظارش رو داشتم چیزهایی که فقط حوا میدونست برای خواننده هم مشخص بشه که نشد.
Profile Image for Hamed.
67 reviews12 followers
May 29, 2015
داستان روضه نوح در زمان و فضاي جنگ ايران و عراق اتفاق مي افتد. نوح شخصيت اصلي داستان است كه شايعه هايي در مورد اعزام او به جبهه غرب بر سر زبانها مي افتد. همين كافيست تا خواننده ي علاقمند، سريع داستان را تا پايان بخواند.
با اينكه شخصيتهاي متعددي در داستان حضور دارند، معرفي و يادآوري گاه و بيگاه آنها، خواننده را از سردرگمي نجات ميدهد. با نزديك شدن به انتهاي داستان گويي از عمق خيال به سطح واقعيت ميرسيم تا آنجا كه خواننده حس مي كند آنچه را كه از نظر گذرانده واقعيت داشته! هرچند كه ممكن است اينطور نبوده باشه شايد هم بوده.
شرح جنايت هولناكي كه در يكي از فصول داستان ذكرش مي رود، مو بر تن راست مي كند. و همچنين آنچه را كه در پايان در مورد نوح و ديگر شخصيت داستان، سليمه، مي فهميم.
ريتم روايي داستان سريع است . تعليق هاي اصلي و فرعي گنجانده شده، نقش مهمي در پيشبرد داستان دارند.
حس تعليق، حتي بعد از اتمام داستان در من باقي ماند، از آنجهت كه باز هم "چيزهايي هست" كه فقط حوا، خواهر نوح، مي داند. وسوسه اي براي مرور مجدد داستان به اميد يافتن نكاتي تازه در مورد نوح. خدا كنه كه درست نباشه!ا

از کتاب:
"جنگ واسه ات توی همی مدرسه اس. درست رو بخون یه مشت بچه زلفی قرتی نخوان با زور بابا و ننه شون، شاگرد اول بشند." صفحه 157

"دخترم! عمر نوح، صبر ایوب می خواهد." صفحه
Displaying 1 - 6 of 6 reviews

Can't find what you're looking for?

Get help and learn more about the design.