کمابیش نود درصد شعرهای این مجموعه تکرارِ بیهودهای است از همان شعرهایی که در «کتابِ نیست» منتشر شده؛ با این تفاوت که ترجمهای فرانسوی نیز در زیر هریک از آنها افزوده شده است. شخصاً معتقدم انتشار چنین اثری فقط نوعی «کتابسازی» است. ترجمههای شعرها بهزبان فرانسوی هم بهحالِ غالب خوانندههای فارسیزبان سودی ندارد و کاری بیفایده بهنظر میرسد. البته شعرها در نوع خود، زیبا و جذاب است؛ منتها بهدلیل این کتابسازی دغلبازانه، شخصاً احساس زیان میکنم که چنین اثری را بهعنوان اثری جداگانه و تازه از علیرضا روشن خریدهام.
مطمئنا اشعار (؟) این کتاب شاهکار شعر معاصر فارسی نیستند و از نظر ادبی خیلی متوسط محسوب میشوند ولی با اینحال من یکبار خواندنش را دوست داشتم و حتی بعضی صفحات را چندبار خواندم همچنین باید اشاره کنم که سبک مینیمال بهکاررفته را خیلی پسندیدم و به نظرم آینده شعر در همین زمینه رقم خواهد خورد. صفحهای از کتاب: 《ما آب را برای گریستن نوشیدهایم》
سالهای پیش از دوستی این کتاب رو هدیه گرفتم؛ اون موقع علاقهی زیادی به شعرهای امروزی و شعرهای آقای روشن داشتم و اگه اون زمان میخواستم امتیاز بدم احتمالا ۵ میشد.به هرحال، تصمیم گرفتم به یاد گذشته یکبار دیگه این کتاب رو بخونم؛فقط میتونم بگم کاش به شعور مخاطب توهین نمیشد و با قرار دادن کلمات در هر خط اسم شعر رو روی نوشتههاش نمیذاشت.از نشری مثل نیماژ باید توقع داشت وقتی تصمیم دارند کتاب شعری رو منتشر کنند چندبار شعرها رو مرور کنند؛شاید از حجم کتاب کم شه ولی مخاطب احساس نمیکنه به شعورش توهین شده