هر چند گفته اند «مشک آن است که خود ببوید نه آن که عطار بگوید»، اگر گوینده فریدالدین محمد عطار نیشابوری باشد، به حقیقت مشک همان سخن عطار است. کردی ای عطار بر عالم نثار نافه ی مشک هر زمانی صدهزار از تو پرعطر است آفاق جهان وز تو در شورند عشاق جهان ختم شد بر تو چو بر خورشید نور منطق الطیر و مقامات طیور
«هفت شهر عشق در ادبیات جهان» داستان هفت شهر عشق در ادبیات جهان هرجا به گونه ای دیگر حکایت شده و این خود نشان روشنی است که شوق سفر به سوی سیمرغ در نهاد آدمیان نهفته است و هرچه از ادبیات خاور و باختر که دلها را صید کرده و جانها را شیرین افتاده همان است که گوشه ای از سیر ابدی انسان را به سوی آفریدگار جهان که زیبایی و نیکویی و دانایی بی انتهاست بازگو می کند. داستان اودیسه، اثر هومر، به گونه ای اساطیری از تلاش انسان برای بازگشت به موطن اصلی و سختیهای راه و جنگ با دیو ها و شکستن طلسمها و افسونها و هلاک شدن بسیاری از رهروان و رسیدن اندکی حکایت دارد. کمدی الهی دانته نیز همه داستان سیر و سلوک انسان از ژرفای جهنم غفلت به فراخنای بهشت دیدار است و نمایشنامه های شکسپیر نیز همان سه کتاب دوزخ و برزخ و بهشت دانته را به زبانی دیگر بر صحنه آورده است و از همه شیرین تر داستان سیر و سلوک ترسا یا سیر زائر اثر جان بانیان انگلیسی است ک ه زیباترین حکایت تمثیلی از منازل سیر آدمی در ادبیات مسیحی است