بکتاش آبتین در مورد مجموعه شعر در میمون خود پدربزرگم میگوید:
نام کتاب از عنوان یکی از شعرهای مجموعه برگرفته است و چون این عنوان برایم جالب بود به عنوان اسم کتاب هم آن را انتخاب کردم. من شعرهای زیادی درباره میمون دارم و به نوعی میتوانم بگویم میمون حیوان مورد علاقهام است و شاید دلیل دیگری نداشته باشد.
این کتاب شامل ۵۰ شعر سپید است که در فاصله سه سال اخیر سروده شدهاند و برخی از آنها نیز پیش از این در نشریات به چاپ رسیدهاند. این کتاب شامل شعرهای عاشقانه، اجتماعی و مرگاندیش است.
شعر «گناه شال، گردن من بود» رو خیلی دوست داشتم. در کل اشعار متفاوت و نگاه جالبی بود. -------------------------- یادگاری از کتاب: وقتی تو نیستی چه فرقی میکند ساعتها را جلوتر یا عقبتر بکشم؟! ... شب از نیمه گذشته و تو از رویای آدمبرفی میلرزی! چقدر زمستان دارد این قصه یادم باشد کنار آتش شعری برای درختان سراسیمه بنویسم! ... همزمان که به من تکیه میکنی دوباره دیوانه شو حرفهای خاک خورده در تقویم را تازه کن ... ادامهی این نقش را تو بازی کن! ... گاهی آهی پر آ کندهام... ... هر جای این شب شلوغ را که ورق میزنم تو باز میشوی. ... در من آرزوی بزرگی از هوش رفته است!
حقیقتش اینه که من این کتاب رو نخوندم، کتاب داستان میمون آنالی اکبری رو خوندم و خیلییییییییی ضعیف بود، جز یکی دوتا داستانش واقعا ارزش نداشت، خورد تو ذوقم:(