«سخن هاي ديرينه» مجموعه مقالاتي درباره فردوسي و شاهنامه به قلم دكتر جلال خالقي مطلق است كه به اهتمام علي دهباشي فراهم آمده و نشر افكار چاپ سوم آن را هفته گذشته منتشر كرده است. چاپ اول اين كتاب در سال 81 منتشر شده بود. جلال خالقي مطلق علمي ترين تصحيح از شاهنامه را چندي پيش در تهران منتشر كرده بود. http://bukharamag.com/1393.02.5478.ht...
جلال خالقی مطلق (زاده ۲۰ شهریور ۱۳۱۶) ادیب، زبانشناس، ایرانشناس و شاهنامهپژوه ایرانی است. عمده کارهای پژوهشیِ او، در زمینه شاهنامه و حماسهسرایی در ایران بوده است. دوستداران فرهنگ ایران، خالقی مطلق را بزرگترین شاهنامهپژوهِ همه ادوار میدانند؛ زیرا این باور به صورت عام وجود دارد که او توانسته بهترین تصحیحِ شاهنامه را ارائه کند. وی عضو هیئت امنا و قائم مقام بنیاد فردوسی است و سالها در دانشگاه هامبورگ، آلمان تدریس کرده است.
فردوسی با سرایش شاهنامه به ملیت ایرانی جسمیت و روحانیت یک کلیسای کهنرا داد که چون در صحن آن قرار می گیریم ، پیرو هر مذهی که باشیم ، اگر با درد حس کردن آشنا باشیم ، از ابهت و تقدس آن به دلهره می افتیم . فردوسی به کسی می ماند که بر باروی ویران شهری سوخته ایستاده است و بر شکوه بربادرفته آن را توصیف می کند...از پیکر مردگان کاخ و میدان می سازد و از دود و آتش باغ و گلشن. ولی هرچندگاه ، یکبار هم به خود می آید و با دیدن وضع دلخراش موجود به بی مهری و بدگوهری جهان نفرین می فرستدو زبان به پند و اندرز می گشاید . بدین ترتیب توصیفی که فردوسی از ایران کهن می کند عمیقا با پرسش از هدف و مفهوم زندگی آمیخته است ...
دکتر جلال خالقی مطلق معتقد است فردوسی تقریباً از ۶۴۰ واژۀ عربی در چهلوهشتهزار بیت شاهنامه استفاده کرده است. البته این آمار با در نظر نگرفتن چندهزار بیت الحاقی در شاهنامه است والّا پژوهشهایی مبتنی بر ۹۸۴ و یا ۷۰۶ کلمۀ عربی نیز به دست آمده است. و ناگفته نماند که دقیقی شاعر هم در هزاروپانزده بیت خود در شاهنامه، ۵۰ واژۀ عربی به کار برده است (خالقی مطلق، ۱۳۸۱: ۳۷۳ الی۳۷۵). محمدعلی جمالزاده نیز با احتساب ابیات الحاقی شاهنامه ۸ تا ۱۰ درصد از هشتهزارواندی کلمۀ موجود در این دیوان را عربی دانسته و در کتاب قصهنویسی میآورد:
بعضی از هموطنان ما طرفدار پارسی خالص هستند و خیال میکنند که اگر کلمات عربی را از زبان فارسی بیرون بریزند، خدمتی به زبان مادری خود نمودهاند. حتی فردوسی هزارسال پیش در شاهنامه جاویدان خود کلمات عربی بسیاری آورده است و با تحقیقات خود من معلوم گردید که در شاهنامه ۸۶۵ کلمه عربی آمده است (جمالزاده، ۱۳۸۲: ۱۲۶-۱۲۷).
منابع:
_ خالقی مطلق، جلال، ۱۳۸۱، سخنهای دیرینه، به کوشش علی دهباشی، تهران، افکار.
کتاب را کسی همان اوایلی که از افکار چاپ شده بود به منِ بیست ساله هدیه داد اولش هم یادداشت کوتاهی نوشت ولی دروغ چرا ورق زدم خواندم بعضی چیزها ازش یادم ماند ولی رفت یک گوشهای از کتابخانهی بازمانده در خانهی پدری و خاک میخورد تا چندسال پیش که با خودم آوردمش. دومین باری که رفتم سراغش یکی فریتس ولف یادم ماند یکی ماگیستروس. هر دو برای اینکه قصه داشتند. نه «دوازده رخ» و نه سه-چهار جستار معرکهی ته کتاب یادم نماند. این روزها باز بیشترش را خواندم. بعضی پانویسهای آقای خالقیمطلق از ذوقی متفاوت آب میخورد. حدس میزنم ذهن و تربیت جدیدتری دارد. در کتابهایی که خوانده یا فلسفه و اینها هم همینطور، حدس میزنم قدری توفیر داشته باشد با کسی مثل «شفیعی»، باید با ادبیات مدرن هم دمخور باشد، و باید نگاهش به ادبیات فارسی عاری از سلطهی عرفان. در باب فن داستانسرایی و درام در شاهنامه میتوانسته پیشتر برود.