"بازم گل نرگس اومد به خونه به کوچه اومده نعناع و پونه بیا گل ریحون دارم دیگه نوروز تو راهه بیا رنگین کمون دارم دیگه نوروز تو راهه پرستو برگشته لونه می سازه لونه شو گوشه ی ایوون می سازه بیا گل ریحون دارم دیگه نوروز تو راهه بیا رنگین کمون دارم دیگه نوروز تو راهه اسب سفیدش رو سرما زین کرده باد و بارونش رو تو خورجین کرده بیا گل ریحون دارم دیگه نوروز تو راهه بیا رنگین کمون دارم دیگه نوروز تو راهه خورشید خانوم برگشت گرما طلائی باغ درختارو چراغون کرده بیا گل ریحون دارم دیگه نوروز تو راهه بیا رنگین کمون دارم دیگه نوروز تو راهه بیا گل ریحون دارم دیگه نوروز تو راهه بیا رنگین کمون دارم دیگه نوروز تو راهه"
+ به تاريخ توي راه بودن نوروز سردرگم در ميان روپوش هاي سپيد، از لابه لاي ريه هاي سپيد ِمجروح ، از تنگناي سياه خفقان و بلاهت . بلد نبودم درد را هندل كنم حالا بلد هستم . من كه چهل نامه ي كوتاه به يار ننوشته ام ،من كه بلد نبوده ام به نامه نوشتن ، آن هم چهل ،با اين همه هزار هزار نامه كوتاه براي تو تنها با اين عبارت كوتاه :مراقب خودت باش جان ِمن.ما كه بلد نبوده ايم به حرف زدن از نهايت شب، من از نهايت درد خاموشم.دارم جنون شب ميگيرم بيا در اين سكوت از قد و بالاي خميده ي بهار نگوييم.بيا چاپلوس خزان شويم بيا كه تا مغز استخوان مثل ريشه هاي درختان كهنسال و بي خواب بدويم در خودمان ،بمانيم در خودمان ،شايد فصل جديدي آغازيد شايد كه از خستگي ِاين همه احساسات مينوي و غيرمينوي گريه شديم و خوابشان براي هميشه پريد از سر آرزومندان ِ بي هيچ آرزو."خواهان هيچ آرزويي نيستم فقط اينكه بگذرد و تمام شود."واقعن؟ ميگذرد؟ تمام مي شود؟ بلد شده ايم به هندل كردن دردهاي وسيع الطيف از هر دو سر كور و بغرنج. فقط اينكه بگذرد ، تمام شود.راست گفته بودي "چه كسي حوصله ي فرجام دارد. "كي حوصله ي هيجانات كلمه ي غريب ِعاقبت را دارد. من اينجا در كنج صد ساله ي انزوا دارم پرنده ي صد ساله ام را مي رهانم از تيركمان هاي پسربچه هاي نابالغ شهر، شما كه كبوترتان صد ساله نيست شما كه توي نقاشي پنج سالگي تان ابر ها را با مداد ِكش رفته از جعبه ي مدادرنگي هاي ميلاد به رنگ سپيد نكرده بوديد . شما كه بابت ابرهاي سپيد از ميلاد كتك نخورده ايد. شما كه نمي دانيد سپيد را.ابر را، باران را ،كه نقاشي ام خيس شد از درد ِكش رفتن رنگ سپيد. شما كه درد ِكش رفتن رنگ سپيد را نمي دانيد .
It awakes a precious childhood memory in me. I know all of the lyrics. The memory doesn’t precisely bring out a joyful feeling but it’s just warm, familiar and safe not happy but safe enough to linger.