Jump to ratings and reviews
Rate this book

چکامه‌ها

Rate this book
نام اصلی پابلو نرودا، سرایندهٔ چکامه‌ها، ریکاردو ریس با سوآلتو است. شاعر و دیپلماتی که آثارش مجموعه‌ای از اشعار غنایی و منظومه‌های حماسی آمریکای لاتین است. او کنسول و سفیر شیلی در بسیاری کشورها بود و به هنگام کودتای پینوشه بر علیه آلنده، مسئولیت سفارت کشورش در فرانسه را به عهده داشت. پس از مرگ آلنده، این شاعر مردمی زیستن نتوانست و دو سال پس از دریافت نوبل ادبی، به سال ۱۹۷۳ میلادی دیده بر جهان فرو بست.

چکامه‌های نرودا درباره موضوعات مختلف هستند. غم، نان، بهار، پاییز، زمستان، جامعه، شادی، هستی، نسیم، تنهایی، باران، آرامش و … برخی از موضوعاتی هستند که نرودا درباره‌شان چکامه سروده است.

مفهوم مهم‌ترین ویژگی شعرهای نرودا به حساب می‌آید. همچنین از یک سو شعرهای او متاثر از مسایل سیاسی و اجتماعی شیلی و فعالیت‌های سیاسی این شاعر در زمانی‌که به عنوان دیپلمات یا سناتور فعالیت داشته است، هستند و از سوی دیگر نگاهی به طبیعت دارند

به عبارت دیگر شاعر متاثر از روحیه و احوال درونی‌اش، زمانی‌که در انزوا بوده به طبیعت روی آورده و در اوج فعالیت‌های اجتماعی و سیاسی‌اش نگاهی این‌چنینی را دنبال کرده است.

134 pages, Paperback

Published January 1, 2011

12 people want to read

About the author

Pablo Neruda

1,082 books9,623 followers
Pablo Neruda, born Ricardo Eliécer Neftalí Reyes Basoalto in 1904 in Parral, Chile, was a poet, diplomat, and politician, widely considered one of the most influential literary figures of the 20th century. From an early age, he showed a deep passion for poetry, publishing his first works as a teenager. He adopted the pen name Pablo Neruda to avoid disapproval from his father, who discouraged his literary ambitions. His breakthrough came with Veinte poemas de amor y una canción desesperada (Twenty Love Poems and a Song of Despair, 1924), a collection of deeply emotional and sensual poetry that gained international recognition and remains one of his most celebrated works.
Neruda’s career took him beyond literature into diplomacy, a path that allowed him to travel extensively and engage with political movements around the world. Beginning in 1927, he served in various consular posts in Asia and later in Spain, where he witnessed the Spanish Civil War and became an outspoken advocate for the Republican cause. His experiences led him to embrace communism, a commitment that would shape much of his later poetry and political activism. His collection España en el corazón (Spain in Our Hearts, 1937) reflected his deep sorrow over the war and marked a shift toward politically engaged writing.
Returning to Chile, he was elected to the Senate in 1945 as a member of the Communist Party. However, his vocal opposition to the repressive policies of President Gabriel Gonzalez Videla led to his exile. During this period, he traveled through various countries, including Argentina, Mexico, and the Soviet Union, further cementing his status as a global literary and political figure. It was during these years that he wrote Canto General (1950), an epic work chronicling Latin American history and the struggles of its people.
Neruda’s return to Chile in 1952 marked a new phase in his life, balancing political activity with a prolific literary output. He remained a staunch supporter of socialist ideals and later developed a close relationship with Salvador Allende, who appointed him as Chile’s ambassador to France in 1970. The following year, he was awarded the Nobel Prize in Literature, recognized for the scope and impact of his poetry. His later years were marked by illness, and he died in 1973, just days after the military coup that overthrew Allende. His legacy endures, not only in his vast body of work but also in his influence on literature, political thought, and the cultural identity of Latin America.

Ratings & Reviews

What do you think?
Rate this book

Friends & Following

Create a free account to discover what your friends think of this book!

Community Reviews

5 stars
0 (0%)
4 stars
3 (27%)
3 stars
4 (36%)
2 stars
2 (18%)
1 star
2 (18%)
Displaying 1 - 5 of 5 reviews
Profile Image for پیمان عَلُو.
346 reviews290 followers
July 16, 2023
اندوه!
سوسکِ سیاهِ هفت پای شکسته!
گلولۀ تار عنکبوت!
موشِ شکسته‌سر!
اسکلتِ ماده سگ!
به اینجا راهی نداری تو.
برو
چتر خویش به دست گیر و راهی جنوب شو،
دندان‌های مارگونۀ خویش بردار و راهی شمال شو،
شاعری زندگی می‌کند اینجا.
اندوه را یارای آن نیست
که بگذرد از این درها.
پا به درون می‌گذارد از پنجره‌ها
هوای تازۀ دنیا
گل سرخ‌های شاداب
پرچم های برودری دوزی مردم
و پیروزی‌های مردم.
نمی‌توانی تو
به اینجا راهی نداری تو.
بال‌های خفاشی خود را بگشای
هر پری که فرو افتد از جامۀ تو،
در زیر گام‌های من لگدمال خواهد شد.
من پاره‌های کالبدت را
به چهار جانب باد خواهم روفت
گلوگاه تو را پیج و تاب خواهم داد.
چشم‌های تو را خواهم دوخت.
کفن‌ات را از هم خواهم درید.
و ای اندوه،
پاره استخوان‌های تو را دفن خواهم کرد،
در زیر بهارانِ یک درخت سیب.

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
من از جنوبم ،شیلیایی‌ام
دریانوردی
که از دریاها باز آمده است.

تاج بر سر،
در جزیره‌ها باقی نماندم.
درون هیچ رؤیایی
نشسته نماندم.

بازگشتم تا صادقانه کار کنم
در کنار همه،
و از برای همه.
خانه‌ام را
با چکامه‌های بلورین می‌سازم
تا همگان،در آن آشیان بگیرند.

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
زنی که دوستش دارم چشم انتظار من است
و من عبور می‌کنم و اشیا
از من می‌خواهند که آن ها را بسرایم.
مرا فرصتی نیست،
باید به فکر همه باشم
باید به خانه برگردم
به حزب سری بزنم
چه می‌توانم بکنم؟
همه از من می‌خواهند که سخن بگویم،
همه از من می‌خواهند که بسرایم
و برای همیشه بسرایم

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
زندگی،پیکار است،
همچون رودی که پیش می‌تازد.
و انسان ها می‌خواهند
به من بگویند
به تو بگویند
برای چه می‌جنگند،
اگر می‌میرند
برای چه می‌میرند.
و من عبور می‌کنم
و برای این همه زندگی فرصتی ندارم.
می‌خواهم که همگان
در هستی من زندگی کنند،
و در ترانۀ من آواز بخوانند.
من اهمیتی ندارم،
فرصتی برای مشکلات خویش ندارم،
باید از آنچه روی می‌دهد
شب و روز،یادداشت بردارم،
و هیچکس را از یاد نبرم.

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
برای زندگی‌ام،درد تمام عالم را
ارزانی ‌ام دارید،
من به امید مبدلّش خواهم کرد.

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
از برای زمستان
تن پوش گرم می‌خواهیم.
روستاییان به پیش می‌آیند
و از برای شاعر،مرغی
مرغی تیره بخت پیشکش می‌آورند.
تو،شاعر! به آنان چه خواهی داد؟؟

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
Profile Image for Mohammad Soltani.
21 reviews8 followers
June 15, 2021
براي زندگاني ام، دردِ تمام عالم را
ارزاني ام داريد،
من به اميد مبدلّش خواهم كرد.
تمام شادي ها را به من دهيد،
حتي نهفته ترينشان را
چرا كه گر چنين نكنيد،
چگونه دنيا از وجودشان باخبر شود؟
بايد كه بازگوشان كنم.
جدال هاي هر روزه را به من بسپاريد،
چرا كه آنان ترانه هاي منند.
و اين گونه ما، تمامي انسان ها
شانه به شانه يك ديگر گام بر ميداريم،
ترانه من همه را به هم پيوند مي دهد:
ترانه مرد ناپيدا،
كه مي سرايد با تمامي انسان ها.
Profile Image for Maryam Hosseini.
164 reviews191 followers
August 22, 2016

،زندگی،‌ پیـکار است
.همچون رودی که پیش می‌تازد
و انسان‌ها می‌خواهند
به من بگـویند
به تو بگـویند
،برای چه می‌جـنگـنـد
اگر می‌مــیرند
.برای چه می‌مــیرند
و من عبور می‌کنم
.و برای این همه زندگی فرصـتی ندارم
Profile Image for مجید اسطیری.
Author 8 books549 followers
October 27, 2021
شیمبورسکا خیلی بهتر بود. اینجا نرودا یک شعر برای پیاز دارد و شیمبورسکا هم در مجموعه پل ها یک شعر برای پیاز دارد. همین دو شعر را با هم مقایسه کنید درمی‌یابید شیمبورسکا چقدر عمیق تر و شاعر تر است.
Profile Image for Bahman Bahman.
Author 3 books242 followers
July 7, 2022
گزیده ای از شعرهای زیبای کتاب چکامه ها سروده پابلو نرودا :

دور نشو"
حتی برای یک روز
زیرا که …
زیرا که …
– چگونه بگویم –
یک روز زمانی طولانی ست
برای انتظار من
چونان انتظار در ایستگاهی خالی
در حالی که قطارها در جایی دیگر به خواب رفته اند . "
Displaying 1 - 5 of 5 reviews

Can't find what you're looking for?

Get help and learn more about the design.