Jump to ratings and reviews
Rate this book

ترمه

Rate this book

184 pages, Paperback

First published January 1, 1957

1 person is currently reading
28 people want to read

About the author

نصرت رحمانی

21 books63 followers

Ratings & Reviews

What do you think?
Rate this book

Friends & Following

Create a free account to discover what your friends think of this book!

Community Reviews

5 stars
8 (19%)
4 stars
13 (30%)
3 stars
9 (21%)
2 stars
9 (21%)
1 star
3 (7%)
Displaying 1 - 7 of 7 reviews
Profile Image for ZaRi.
2,316 reviews876 followers
Read
September 13, 2015
اوراق شعر ما را
بگذار تا بسوزند
لب های باز ما را
بگذار تا بدوزند
بگذار دستها را
بر دستها ببندند
بگذار تا بگوییم
بگذار
تا بخندند
بگذار هر چه خواهند
نجواکنان بگویند
بگذار رنگ خون را
با اشکها بشویند
بگذار تا خدایان
دیوار شب بسازند
بگذار اسب ظلمت
بر لاشه ها بتازند
بگذار تا ببارند
خونها ز سینه ی ما
شاید شکفته گردد
گلهای
کینه ی ما
Profile Image for Sepanta.
68 reviews3 followers
February 18, 2025
برای این دفتر شعر به جمله‌ای از مقدمه شاعر یادداشت میکنم به خیالم توضیح خوبی از فضای مجموعه هست:«ترمه کتابی که سوگنامه می‌پنداشتم شک نامه ای شده است».

خدایا تو بوسیده‌ای هیچگاه
لب سرخ فام زنی مست را؟
ز وسواس، لرزیدِ دندان تو؟
به پستان کالش زدی دست را؟

خدایا تو لرزیده‌ای هیچگاه
به محرابِ چشمانِ گم رنگِ او؟
شنیدی تو بانگ دل خویش را
ز تاریکیِ سینه‌ی تنگ او؟

خدایا تو گرییده‌ای هیچ‌گاه
به دنبالِ تابوت‌های سیاه؟
ز چشمان خاموش پاشیده‌ای
به چشمِ کسی خون بجای نگاه؟

دریغا تو احساس اگر داشتی
دلت را چو من مفت می‌باختی
برای خود ای ایزد بی‌خدا
خدایی دگر نیز می‌ساختی

شعر کفر که پس از چاپ اول از مجموعه ترمه بریده شد و کنار رفت.
Profile Image for Amir .
592 reviews38 followers
April 24, 2013
كولی وحشی نگفتنی ام
چو گذارد
شاخه نارنج دیرمان سر گیسوی
عطر بپاشد ، بهار در دهن یاس
آب دهد كام سنگ در كف هر جوی
چشمه خورشید از غبار تن ابر
بر لب
دیوار آفتاب بریزد
دختر همسایه رخت شسته سر بند
پهن كنند، تا بینی اش بگریزد
كودك ولگرد كوی ، یك نخ باریك
پیچید بر حلقه در و برهی دور
خویش نهان دارد از نگاه تو نصرت
تقه زند در گشایی بشوی ، بور
هم چو پرستو به شهر گرم دل ت
كوچ كنم تا ز عشق سرد نمیرم
باز نگه بر خطوط دست تو بندم
باز بیایم دوباره فال بگیرم
فال بگیریم ، بگویم
این خط مرگ است
لیك زنی در میان راه نشسته ست
فال بگیرم بگویم
این خط عمر است
لیك زنی ره به راه عمر بسته ست
كولی من ای بهار گم شده ی من
گوشه هر
جوی رسته بته ی نعنا
پیچك لب می كشد به كاشی در گاه
كولی من ای بهار گم شده ، بازآ
Profile Image for KamRun .
398 reviews1,622 followers
December 23, 2013
از این مجموعه تنها اشعار "و خدای دیگر" و "ترانه پاییز" را پسندیدم و جدای از این دو،بقیه اشعار سبک و بی مایه بودند
Profile Image for Bahman Bahman.
Author 3 books242 followers
April 25, 2017
یاران
وقتی صدای حادثه خوابید بر سنگ گور من بنویسید:
یک جنگجو که نجنگید
اما شکست خورد
Displaying 1 - 7 of 7 reviews

Can't find what you're looking for?

Get help and learn more about the design.