Noted American actor, screenwriter, and filmmaker Woody Allen, originally Allen Stewart Konigsberg explored the neuroses of the urban middle class in comedies of manners, such as Annie Hall (1977) and Deconstructing Harry (1997).
This director, jazz musician, and playwright thrice won Academy Award. His large body of work mixes satire, wit and humor in the most respected and prolific cerebral style in the modern era. Allen directs also in the majority of his movies. For inspiration, Allen draws heavily on literature, philosophy, psychology, Judaism, European cinema, and city of New York, where he lives.
به نظرم داستان های کوتاه وودی آلن رو فقط باید به صورت صوتی و با لحنی با نمک گوش داد که خوشبختانه باز هم شانسش رو داشتم و کتاب صوتیش اون هم با لحنی جالب رو گوش دادم و ازش لذت بردم , در برابر کتاب صوتی افاده ای ها کمی نمکش کمتر بود هرچند زیادی انتظار داشتم مثل افاده ای ها منو مجبور به یه لبخند کشدارو درد آور توی صورتم کنه , یعنی لبخنده اینقدر کش بیاد که تمام صورتم درد بگیره و به اصطلاح صورت درد بگیرم :)) خب یه لبخند ساده هم یه لبخنده و ارزش طنزش و میزان نمک داستانش رو میرسونه دیگه , مگه نه ؟ :) راستی از اینجا میتونین بهش گوش بدین : https://telegram.me/bookhapdf/11264
من کلا داستانهای کوتاه رو دوست دارم و اعتقاد دارم هیچ کتاب بدی نداریم و هر کتابی ارزش حداقل یکبار خوندن رو داره ، پس پیشنهاد میکنم ، 🍀یه تیکه هاییش هم بانمک بود، مثل پسرم! خورد خورد بدزد همیشه بدزد🤪🤭
ابداعات طنّازانه ی با مزه ای داشت.... هَممون تجربه کردیم، تو حوزه ی طنزهای غیر بومی، بعضی نوشته ها، رفتار و شوخی ها که مردم اون سرزمین و فرهنگ رو به قهقهه میندازه ، ممکنه صرفا کمی لبخند روی لب های ما بنشونه، بالعکسشم صادقه....البته بعضی طنزها برا خنده های قاه قاه ساخته نشدن و شیرینی و نمک زیر پوستی قشنگی دارن که تو هر فرهنگی قابل لمسه. مثل جمله ی زیر از بنجامین فرانکلین
"...من هر صبح ساعت نه بیدار میشوم و روزنامه صبح را دستم میگیرم. بعد به صفحه اعلامیههای ترحیم آن نگاه میکنم. اگر اسمم آنجا نباشد، از جایم بلند می شوم."
- بله من دزدم. چرا ندزدم؟ جایی که من بزرگ شدم آدم باید میدزدید تا بتونه شکم شو سیرکنه و زنده بمونه. بعد هم که خوب بزرگ شدم، مجبوربودم بدزدم تا بتونم به پیشخدمتهای رستوران انعام حسابی بدم.
- مامان هم یه جانی تحت تعقیب بود. البته اون قدیم ندیما اوضاع مثل حالا نبود. زنها از حقوق مساوی با مردها برخوردار نبودن و حقیقتش رو بخواین اصلاً دنبال هم چین چیزی نبودن. واسه زن جماعت سابقه جنایی برابربود با دوبار لکه دار شدن دامن عفتش. یه هم چین زنی واسه ادامه زندگیش تو جامعه، باید همیشه یا یه جورایی باج میداد و یا یه جورایی با سمی، طناب داری، چیزی خودش رو خلاص میکرد و دیگه ادامه نمیداد. البته بعضی از خانوما توشیکاگو ماشین می روندن؛ اما این ماجرا فقط وقتی شروع شد که آقایون راننده اعتصاب کردن، چه اعتصاب وحشتناکی! تو اون هشت هفته بی ماشینی و کم ماشینی، صدای همه مردم در اومده بود؛ اما فلک زده ترازهمه گانگسترا بودن که تو اون مدت اگه بانک میزدن مجبور بودن یا پیاده راه شونو رو تا مخفیگاه گز کنن یا توصف اتوبوس منتظر رسیدن ماشین وایسن، به هرحال، داشتم از مامانم میگفتم. اوضاع بد جامعه واسه کارکردن یه زن باعث شده بود که اون نتونه به اندازۀ بابام فعال باشه و فقط تا شعاع دوتا خیابان بالا و پایین خونه مون دله دزدی و آفتابه دزدی میکرد. البته، حداقلش این بود که تا روزی که تو نوادا به رحمت حق واصل شد، حتی یه بارهم گیر افتاد.
- "پسرم خرد خرد بدزد، همیشه بدزد!"
- برادرم جِری، یک آدم اهل مطالعه بود، یک کِرم کتابِ حسابی، اگه عضو خونواده ما نبود، ممکن بود یه چیزی بشه. اما چون پسرِ بابا ننه دزد ما بود، قاطیِ یه باند زیرزمینیِ سارقینِ ادبی شد.
- مسئله اعتماد به نفس هم در برخورد با دزدا خیلی مهمه. اگه یه دزد و درحین سرقت از خونه تون غافلگیر کردین اصلاً وحشت زده نشین. چون مطمئن باشین که اون هم به اندازه شما ترسیده.
This entire review has been hidden because of spoilers.
اعترافات یک سارق مادرزاد اثر وودی آلن ترجمه حسین یعقوبی نام کتاب بهترین معرفی برای شرح موضوع این داستان کوتاه است.آلن یک نابغه است که طنز وی چه در فیلم هایش و چه در نوشتارش بوی کهنگی نگرفته.