Roald Dahl was a beloved British author, poet, screenwriter, and wartime fighter pilot, best known for his enchanting and often darkly humorous children's books that have captivated generations of readers around the world. Born in Llandaff, Wales, to Norwegian parents, Dahl led a life marked by adventure, tragedy, creativity, and enduring literary success. His vivid imagination and distinctive storytelling style have made him one of the most celebrated children's authors in modern literature. Before becoming a writer, Dahl lived a life filled with excitement and hardship. He served as a Royal Air Force pilot during World War II, surviving a near-fatal crash in the Libyan desert. His wartime experiences and travels deeply influenced his storytelling, often infusing his works with a sense of danger, resilience, and the triumph of the underdog. After the war, he began writing for both adults and children, showing a rare versatility that spanned genres and age groups. Dahl's children's books are known for their playful use of language, unforgettable characters, and a deep sense of justice, often pitting clever children against cruel or foolish adults. Some of his most iconic titles include Charlie and the Chocolate Factory, Matilda, The BFG, James and the Giant Peach, Fantastic Mr Fox, and The Witches. These works are filled with fantastical elements and moral undertones, empowering young readers to challenge authority, think independently, and believe in the impossible. Equally acclaimed for his work for adults, Dahl wrote numerous short stories characterized by their macabre twists and dark humor. His stories were frequently published in magazines such as The New Yorker and later compiled into bestselling collections like Someone Like You and Kiss Kiss. He also wrote screenplays, including the James Bond film You Only Live Twice and the adaptation of Ian Fleming's Chitty Chitty Bang Bang. Despite his literary success, Dahl was a complex and sometimes controversial figure, known for his strong opinions and difficult personality. Nonetheless, his books continue to be treasured for their wit, originality, and the sense of wonder they inspire. Many of his stories have been adapted into successful films, stage plays, and television specials, further cementing his legacy. Dahl's impact on children's literature is immeasurable. His ability to connect with young readers through a mix of irreverence, heart, and imagination has made his stories timeless. Even after his death, his books remain in print and continue to be read by millions of children worldwide. His writing not only entertains but also encourages curiosity, courage, and compassion. Roald Dahl's work lives on as a testament to the power of storytelling and the magic of a truly original voice. He remains a towering figure in literature whose creations continue to spark joy, mischief, and inspiration across generations.
تا امروز تنها نویسنده ای که تونسته وادارم کنه 347 صفحه داستان کوتاه بخونم رولد داله. توصیفات فوق العاده ش مثل همیشه آدم رو درگیر خودش می کنه. پایان ها غیر منتظره، خنده دار یا از شدت سادگی عجیب هستند. و اگر با زندگی این نویسنده آشنا باشین خاطراتش رو که بین داستان ها مخفی کرده رو پیدا می کنید. به نظرم "پوست" خاص ترین داستان این مجموعه بود، هرچند که داستان خوب اصلا کم نداشت.مخصوصا هرچقدر به آخر نزدیک شد بهتر شد. "آرزو" برای مثال، دنیای تخیل یک کودک به جدی ترین حالت ممکن بود. چیزهایی که خیلی از ما تجربه کردیم. نگاه کردن به یک قالی و سعی کردن برای راه رفتن روی یک رنگ خاص. به همین سادگی کتاب پر است از آداب انگلیسی عجیب و شرط بندی ها و شرایط اجتماعی که برای من خیلی جذاب بود
داستانهای رولد دال در این کتاب هم خوشخوان، جذاب، ساده و در پایان تکاندهنده هستند. اگر دلتان برای داستان به معنایی که از قدیم و شاید از کودکی میشناختیم تنگ شده و دنبال فرم و پیچیدگیهای روایی و پیام اخلاقی و ... نیستید و دلتان داستان میخواهد قطعا رولد دال یکی از بهترین گزینههاست و چه بسیار که ما داستاننویسانِ در آغاز راه باید از او بیاموزیم. کتاب در ترجمه مشکلاتی داشت اما در کل خوشخوان و روان بود و مشکل جدی ایجاد نمیکرد. عینا در ویراستاری هم این طور بود. بسیاری غلطهای تایپی یا جا افتادن کلمات یا مشکلات نگارشی در کتاب بود که قاعدتا اگر کتاب ویراستاری شده بود نباید این اشتباهها به چاپ ره پیدا میکرد. با این همه شیرینی جهان داستانی رولد دال آن اندازه هست که اینها به چشم نیاید. شک ندارم که هر از گاه دلم برای خواندن داستانهای رولد دال تنگ خواهد شد :)
رولد دال را اغلب به عنوان نویسنده کودکان می شناسند احتمالا به این دلیل که بسیاری از آثار او در قالب انیمیشن یا فیلم کودکان مورد اقتباس قرار گرفته و با اقبال عمومی مواجه شده. اما رولد دال برای بزرگسالان نیز داستان های کوتاه بسیاری نوشته و آن ها نیز مورد اقتباس سینمایی قرار گرفته اند. داستان های کوتاه رولد دال به غافلگیری معروف اند. داستان ها، سیر طبیعی و درست خود را طی می کنند، خواننده، مجذوب نثر پرکشش رولد دال می شود و منتظر پایان داستان است که با اتفاقی باورنکردی روبه رو می شود که هرگز انتظارش را نداشته. این داستان های تکان دهنده، صرفا برای سرگرمی نوشته نشده اند بلکه در آن ها «خباثت ها و رذالت های نهفته در سرشت انسان و روابط اجتماعی به تصویر کشیده شده.» داستان ها که گاهی ترسناک نیز هستند، دیدگاه انسانی و اخلاقی نویسنده را آشکار می سازند و نمونه بی نقص و ظریفی از «طنز سیاه» را ارائه می دهند و می توانند الگویی باشند برای هرکس که می خواهد داستان کوتاه بنویسد. شانزده عدد از این داستان ها در سال 1384 در کتابی با عنوان «داستان های نامنتظره» با ترجمه گیتا گرکانی توسط انتشارات کاروان به چاپ رسید. در همان سال، نشر مرکز نیز داستان های کوتاه رولد دال را در چهار جلد با عناوین «بانوی من، قمری من»، «زن صاحبخانه»، «دیروز زیبا بود» و «پیشخدمت» با ترجمه شهلا طهماسبی منتشر کرد. این کتاب ها برای چندسال نایاب بودند تا اینکه نشر مرکز در سال 1393 به تجدید چاپ چهار کتاب خود پرداخت. خواندن این کتاب ها و غرق شدن در گره های داستان، پیشنهاد خوبی است برای گذراندن روزهای طولانی و گرم تابستان! منتشر شده در صفحه کتابگردی هفته نامه آتیه نو شماره 207. 9 تیر 1398
رولد دال را به واسطه کتابهای کودکان اش میشناختم و این کتاب اولین اثری است که ازش خواندم و مخاطبش بزرگسال است. داستانهاش در عین هیجان انگیز بودن واقعی هستند و اکثرا با پایان بازشان ذهن را درگیر میکنند.
رولد دال یکی از برجستهترین نویسندگان کودک است. کتابهای او برخلاف حتی کتابهای امروزی حس و حالی ترسناک و کاهاً بدآموزی دارد. کتابهای بزرگسالش هم همین طور است. یک جور طنز تلخی در همه داستانهایش است و البته یک جور حس بدی حین خواندن داستانها داریم. بعضی از داستانهای فضای فانتزی دارد ولی خیلی شبیه واقعیت است. مثلاً در یکی از داستانها مردی نقاشی خیلی مهمی را روی پشتش خالکوبی میکند و حالا ارزش خودش خیلی زیاد است. هر داستان او روند مشابهی دارد اما باز هم پایان داستانها غافلگیرکننده است.
"...as though she were a great tub of cream and I had fallen in it." Here it is; a world enclosed in this one single sentence. Being a Bridge lover, its among my personal favorites.