What do you think?


ضد
چهارمین کتابِ «فاضل نظری» در قالبِ غزل.
ضد یعنی نَفسِ أمّاره که انسان را امر میکند به بدی. به تعبیرِ نظری انسان از آن نفسِ امرکنندهی به بدیست که شکایت میبرد به خداوند و میگوید: «یا من إلیهِ شکوتُ أحوالی» و «یا من إلیه اشکو نفسی و تقصیرها»؛ نظری میگوید انسان این ضدِّ خود را «خود» میپندارد و از آن نزدِ پروردگارِ خویش شکایت میبرد.
ضد یعنی نَفسِ أمّاره که انسان را امر میکند به بدی. به تعبیرِ نظری انسان از آن نفسِ امرکنندهی به بدیست که شکایت میبرد به خداوند و میگوید: «یا من إلیهِ شکوتُ أحوالی» و «یا من إلیه اشکو نفسی و تقصیرها»؛ نظری میگوید انسان این ضدِّ خود را «خود» میپندارد و از آن نزدِ پروردگارِ خویش شکایت میبرد.
- GenresPoetry
114 pages, Paperback
Published April 26, 2013
Ratings & Reviews
Friends & Following
Create a free account to discover what your friends think of this book!
Community Reviews
Displaying 1 - 30 of 160 reviews
June 24, 2022
من از سرمایه عالم همین یک قلب را دارم
اگر چیزی دگر مانده است، آن را هم هدر گردان
______
گفتم به هیچکس دل خود را نمیدهم
اما دلم برای همان هیچکس گرفت
______
مگو شرط دوام دوستی دوریست باور کن
همین یک اشتباه از آشنا بیگانه میسازد
اگر چیزی دگر مانده است، آن را هم هدر گردان
______
گفتم به هیچکس دل خود را نمیدهم
اما دلم برای همان هیچکس گرفت
______
مگو شرط دوام دوستی دوریست باور کن
همین یک اشتباه از آشنا بیگانه میسازد
December 26, 2020
چشم انتظار حادثه ای ناگهان مباش
با مرگ زندگی کن و با زندگی بمیر
با مرگ زندگی کن و با زندگی بمیر
Read
October 11, 2014گفتم دل خود را به هیچکس نمی دهم
اما دلم برای همان هیچکس گرفت
..
رازی نگفته در پس حرفی نگفته است
مگذار درد دل کنم و دردسر شود
.
کامل ترین معنا برای عشق تنهایی ست
اما دلم برای همان هیچکس گرفت
..
رازی نگفته در پس حرفی نگفته است
مگذار درد دل کنم و دردسر شود
.
کامل ترین معنا برای عشق تنهایی ست
July 3, 2019
دنیا پُلی دارد که در هر سوی آن باشی
در فکر سوی دیگری، آوخ چه آونگی...
.
***********
دلیل عشق فراموش کردن دنیاست
وگرنه بین من و دوست ماجرایی نیست
***********
به روی ما، به شرط بندگی ، در می گشاید عشق
عجب داروغه ای! باج سر دروازه می گیرد...
در فکر سوی دیگری، آوخ چه آونگی...
.
***********
دلیل عشق فراموش کردن دنیاست
وگرنه بین من و دوست ماجرایی نیست
***********
به روی ما، به شرط بندگی ، در می گشاید عشق
عجب داروغه ای! باج سر دروازه می گیرد...
July 23, 2020
مجموعه شعر بینهایت زیبایی بود..
جالبه که طرفداران فاضل نظری گریه های امپراطور رو بهترین کتابش میدونن، اما، «این» کتاب بنظر من بسیار زیباتر از «آن» کتاب می باشد... :)
جالبه که طرفداران فاضل نظری گریه های امپراطور رو بهترین کتابش میدونن، اما، «این» کتاب بنظر من بسیار زیباتر از «آن» کتاب می باشد... :)
June 8, 2024
خوندن شعرهای این مجموعه، لذتبخش بود. بعد از مجموعهی "کتاب"، دومین کتاب خوبِ فاضل نظری از نظر من، این کتابه.
مرگ در قاموس ما از بیوفایی بهتر است
در قفس با دوست مردن از رهایی بهتر است
قصهی فرهاد دنیا را گرفت ای پادشاه
دل به دستآوردن از کشورگشایی بهتر است
تشنگان مهر، محتاج ترحم نیستند
کوشش بیهوده در عشق از گدایی بهتر است
باشد ای عقل معاشاندیش، با معنای عشق
آشنایم کن ولی ناآشنایی بهتر است
فهم این رندی برای اهل معنا سخت نیست
دلبری خوب است ولی دلربایی بهتر است
هرکسی را تاب دیدار سر زلف تو نیست
اینکه در آیینه گیسو میگشایی بهتر است
کاش دست دوستی هرگز نمیدادی به من
آرزوی وصل از بیمجدایی بهتر است...
مرگ در قاموس ما از بیوفایی بهتر است
در قفس با دوست مردن از رهایی بهتر است
قصهی فرهاد دنیا را گرفت ای پادشاه
دل به دستآوردن از کشورگشایی بهتر است
تشنگان مهر، محتاج ترحم نیستند
کوشش بیهوده در عشق از گدایی بهتر است
باشد ای عقل معاشاندیش، با معنای عشق
آشنایم کن ولی ناآشنایی بهتر است
فهم این رندی برای اهل معنا سخت نیست
دلبری خوب است ولی دلربایی بهتر است
هرکسی را تاب دیدار سر زلف تو نیست
اینکه در آیینه گیسو میگشایی بهتر است
کاش دست دوستی هرگز نمیدادی به من
آرزوی وصل از بیمجدایی بهتر است...
January 20, 2017
میشه گفت ک اولین کتاب شعریه که خوندم : )
و بر خلاف چیزی که همیشه فک میکردم"رابطه خوبی با شعر و شاعری ندارم" به این نتیجه رسیدم خیلی هم اشتباه فک میکردم
چشمم افتاد ب چشم تو ولی خیره نماند
شعله ای بود که لرزید ولی جان نگرفت
ا***
برکه ای گفت به خود ماه ب من خیره شده است
ماه خندید که من چشم به خود دوخته ام
ا***
یک عمر جدایی به هوای نفسی وصل
گیرم که جوان گشت زلیخا ب چ قیمت
و بر خلاف چیزی که همیشه فک میکردم"رابطه خوبی با شعر و شاعری ندارم" به این نتیجه رسیدم خیلی هم اشتباه فک میکردم
چشمم افتاد ب چشم تو ولی خیره نماند
شعله ای بود که لرزید ولی جان نگرفت
ا***
برکه ای گفت به خود ماه ب من خیره شده است
ماه خندید که من چشم به خود دوخته ام
ا***
یک عمر جدایی به هوای نفسی وصل
گیرم که جوان گشت زلیخا ب چ قیمت
October 6, 2019
به قول یکی از دوستان، وقتی منطقی فکر میکنم با خودم میگم که خب، هرکسی برای خودش عقیدهای داره و عقاید هر فرد هم ارزشمنده.
اما وقتی با چشم دلم به قضیه نگاه میکنم، نمیتونم درک کنم که چهطور ممکنه کسی شعر دوست نداشته باشه و ازش لذت نبره؟ مگه میشه اصلا؟
اولین کتابی بود که از فاضل نظری میخوندم. بسی دوستش داشتم.
گفت تا کی صبر باید کرد؟ گفتم چاره چیست؟!
دیدم این پاسخ، از آن پرسش سوالیتر شدهاست
*
شیرینی فراق کم از شور وصل نیست
گر عشق مقصد است خوشا لذت مسیر
*
چه شوری بهتر از برخورد چشمها باهم
نگاهش را تماشا کن، اگر فهمید حاشا کن
اما وقتی با چشم دلم به قضیه نگاه میکنم، نمیتونم درک کنم که چهطور ممکنه کسی شعر دوست نداشته باشه و ازش لذت نبره؟ مگه میشه اصلا؟
اولین کتابی بود که از فاضل نظری میخوندم. بسی دوستش داشتم.
گفت تا کی صبر باید کرد؟ گفتم چاره چیست؟!
دیدم این پاسخ، از آن پرسش سوالیتر شدهاست
*
شیرینی فراق کم از شور وصل نیست
گر عشق مقصد است خوشا لذت مسیر
*
چه شوری بهتر از برخورد چشمها باهم
نگاهش را تماشا کن، اگر فهمید حاشا کن
July 23, 2021
این چیست که چون دلهره افتاده به جانم
حال همه خوب است، من اما نگرانم
در فکر تو بستم چمدان را و همین فکر
مثل خوره افتاده به جانم که بمانم
چیزی که میان تو و من نیست غریبی است
صدبار تو را دیده ام ای غم به گمانم؟!
انگار که یک کوه سفر کرده از این دشت
اینقدر که خالی شده بعد از تو جهانم
از سایه سنگین تو من کمترم آیا ؟!
بگذار به دنبال تو خود را بکشانم
ای عشق!مرا بیشتر از پیش بمیران
آنقدر که تا دیدن او زنده بمانم
شعر هاشو دوست داشتم :))))
حال همه خوب است، من اما نگرانم
در فکر تو بستم چمدان را و همین فکر
مثل خوره افتاده به جانم که بمانم
چیزی که میان تو و من نیست غریبی است
صدبار تو را دیده ام ای غم به گمانم؟!
انگار که یک کوه سفر کرده از این دشت
اینقدر که خالی شده بعد از تو جهانم
از سایه سنگین تو من کمترم آیا ؟!
بگذار به دنبال تو خود را بکشانم
ای عشق!مرا بیشتر از پیش بمیران
آنقدر که تا دیدن او زنده بمانم
شعر هاشو دوست داشتم :))))
Read
September 9, 2015غرض رنجیدن ما بود - از دنیا - که حاصل شد
مکن ای زندگی عمر مرا دیگر تباه اینجا
برای چرخش این آسیاب کهنه دل سنگ
به خون خویش میغلتند خلقی بیگناه اینجا
نشان خانه خود را در این صحرای سردرگم
بپرس از کاروان هایی که گم کردند راه اینجا
اگر شادی سراغ از من بگیرد جای حیرت نیست
نشان میجوید از من تا نیاید اشتباه اینجا
تو زیبایی و زیبایی در اینجا کم گناهی نیست
هزاران سنگ خواهد خورد در مرداب ماه اینجا
مکن ای زندگی عمر مرا دیگر تباه اینجا
برای چرخش این آسیاب کهنه دل سنگ
به خون خویش میغلتند خلقی بیگناه اینجا
نشان خانه خود را در این صحرای سردرگم
بپرس از کاروان هایی که گم کردند راه اینجا
اگر شادی سراغ از من بگیرد جای حیرت نیست
نشان میجوید از من تا نیاید اشتباه اینجا
تو زیبایی و زیبایی در اینجا کم گناهی نیست
هزاران سنگ خواهد خورد در مرداب ماه اینجا
September 4, 2021
از نگاه من زیباترین اثر فاضل نظری همین کتاب بود.
از جان بود و بر جان نشست.
خیلیها کتاب سبز را معرفی کردند اما من با این اثر و گریه های امپراتور بیشتر ارتباط برقرار کردم.
بقول ترک زبانان: هاریکا👌👌
از جان بود و بر جان نشست.
خیلیها کتاب سبز را معرفی کردند اما من با این اثر و گریه های امپراتور بیشتر ارتباط برقرار کردم.
بقول ترک زبانان: هاریکا👌👌
October 18, 2023
همونیه که حسین صفا گفته دقیقا😂
از اساس استادیم
در جناس استادیم
فاضلیم در دانش
فاضلیم در خوانش
ارج مینهیم اما شعر فاضلابی را …
از اساس استادیم
در جناس استادیم
فاضلیم در دانش
فاضلیم در خوانش
ارج مینهیم اما شعر فاضلابی را …
January 16, 2022
جان پس از عمری دویدن لحظهای آسوده بود
عقل سر پیچیده بود از آنچه دل فرموده بود
عقل با دل روبهرو شد صبح دلتنگی بخیر
عقل برمیگشت راهی را که دل پیموده بود
عقل کامل بود، فاخر بود، حرف تازه داشت
دل پریشان بود، دل خون بود، دل فرسوده بود
عقل منطق داشت، حرفش را به کرسی مینشاند
دل سراسر دست و پا میزد، ولی بیهوده بود
حرف منّت نیست اما صد برابر پس گرفت
گردش دنیا اگر چیزی به ما افزوده بود
من کیام؟! باغی که چون با عطر عشق آمیختم
هر اناری را که پروردم به خون آلوده بود
ای دلِ ناباور من دیر فهمیدی که عشق
از همان روز ازل هم جرمِ نابخشوده بود
August 27, 2025
بهترینهای این کتاب از نگاه من:
«دوستی ۱» ، «گناه» و «قصهی عاشقی»
«دوستی ۱» ، «گناه» و «قصهی عاشقی»
June 25, 2013
عالی بود...
=======================================
برکه ای گفت به خود ماه به من خیره شده ست
مـــــاه خندید که من چشم به خود دوخته ام
=======================================
کاش دست دوستی هرگز نمیدادی به من
آرزوی وصل از بیم جدایی بهترســـت
=======================================
ما مشق غم عشق تو را خوش ننوشتیم
اما تو بکش خــط به خطای همه ی ما
=======================================
کوزه ی دربسته در آغوش دریا هم تهی ست
در گـــل خشک تو دیگر فرصت تغییر نیست
=======================================
برکه ای گفت به خود ماه به من خیره شده ست
مـــــاه خندید که من چشم به خود دوخته ام
=======================================
کاش دست دوستی هرگز نمیدادی به من
آرزوی وصل از بیم جدایی بهترســـت
=======================================
ما مشق غم عشق تو را خوش ننوشتیم
اما تو بکش خــط به خطای همه ی ما
=======================================
کوزه ی دربسته در آغوش دریا هم تهی ست
در گـــل خشک تو دیگر فرصت تغییر نیست
February 7, 2018
از باغ میبرند چراغانیات كنند
تا كاج جشنهای زمستانیات كنند
پوشاندهاند «صبح» تو را «ابرهای تار»
تنها به این بهانه كه بارانیات كنند
یوسف! به این رها شدن از چاه دل مبند
این بار میبرند كه زندانیات كنند
ای گل گمان مكن به شب جشن میروی
شاید به خاك مردهای ارزانیات كنند
یك نقطه بیش فرق رحیم و رجیم نیست
از نقطهای بترس كه شیطانیات كنند
آب طلب نكرده همیشه مراد نیست
گاهی بهانهای است كه قربانیات كنند
تا كاج جشنهای زمستانیات كنند
پوشاندهاند «صبح» تو را «ابرهای تار»
تنها به این بهانه كه بارانیات كنند
یوسف! به این رها شدن از چاه دل مبند
این بار میبرند كه زندانیات كنند
ای گل گمان مكن به شب جشن میروی
شاید به خاك مردهای ارزانیات كنند
یك نقطه بیش فرق رحیم و رجیم نیست
از نقطهای بترس كه شیطانیات كنند
آب طلب نكرده همیشه مراد نیست
گاهی بهانهای است كه قربانیات كنند
June 14, 2021
موسیقیسکوت صدایی شنیدنیست
بگذار گفتگو به زبان هنر شود
بگذار گفتگو به زبان هنر شود
May 29, 2013
نمی دانم چرا نتوانستم ارتباط برقرار کنم بااین کتاب
شاید چون کلا از شعرهایی که پر از کلمات عشق و غم و این هاست خوشم نمی آید! این هم یک مصرع در میان یک کلمه ی عشق تویش بود!!! خب، زیادی "ادعایی" می شود این طور شعر ها! و جالب که وقتی رفتم بخرم فروشنده می گفت این کتابش کمتر عاشقانه است تا دیگر کتاب های فاضل نظری!
بعضی شعر ها هستند که دقیقا همان چیزی است که که همیشه می خواستی بگویی و بیخِ گلویت را گرفته بود و نمی گذاشت نفس بکشی ولی نمی توانستی بگویی! بلد نبودی که بگویی!
اما این کتاب ... مصنوعی بود انگار!
توی کل کتاب بیتی نبود که این طور باشد! قشنگ به جانم بنشیند!
مصنوعی بود انگار!
اما خب بیت های جالب داشت ها! (فقط در حد جالب!)خب کم بودند! مثلا این یکی:
"سایه ای رقصنده بر دیوارِ پشت آتشم
جز گمانِ هست چیزی نیست هست و نیستم"
یا:
تفاوت های ما بیش از شباهت هاست باور کن"
"تو در تلخی شراب کهنه ای، من تلخی زهرم
شاید چون کلا از شعرهایی که پر از کلمات عشق و غم و این هاست خوشم نمی آید! این هم یک مصرع در میان یک کلمه ی عشق تویش بود!!! خب، زیادی "ادعایی" می شود این طور شعر ها! و جالب که وقتی رفتم بخرم فروشنده می گفت این کتابش کمتر عاشقانه است تا دیگر کتاب های فاضل نظری!
بعضی شعر ها هستند که دقیقا همان چیزی است که که همیشه می خواستی بگویی و بیخِ گلویت را گرفته بود و نمی گذاشت نفس بکشی ولی نمی توانستی بگویی! بلد نبودی که بگویی!
اما این کتاب ... مصنوعی بود انگار!
توی کل کتاب بیتی نبود که این طور باشد! قشنگ به جانم بنشیند!
مصنوعی بود انگار!
اما خب بیت های جالب داشت ها! (فقط در حد جالب!)خب کم بودند! مثلا این یکی:
"سایه ای رقصنده بر دیوارِ پشت آتشم
جز گمانِ هست چیزی نیست هست و نیستم"
یا:
تفاوت های ما بیش از شباهت هاست باور کن"
"تو در تلخی شراب کهنه ای، من تلخی زهرم
March 26, 2021
پلنگِ سنگیِ دروازههای بستهی شهرم
مگو آزاد خواهی شد که من زندانی دهرم
مرا ای ماهی عاشق رها کن، فکر کن من هم
یکی از سنگهای کوچک افتاده در نهرم
تفاوتهای ما بیش از شباهتهاست، باور کن!
تو تلخیِ شرابِ کهنهای، من تلخیِ زهرم
کسی را که برنجاند تو را هرگز نمیبخشم!
تو با من آشتی کردی ولی من با خودم قهرم
تو آهوی رهای دشتهای سبزی اما من
پلنگِ سنگیِ دروازههای بستهی شهرم...
مگو آزاد خواهی شد که من زندانی دهرم
مرا ای ماهی عاشق رها کن، فکر کن من هم
یکی از سنگهای کوچک افتاده در نهرم
تفاوتهای ما بیش از شباهتهاست، باور کن!
تو تلخیِ شرابِ کهنهای، من تلخیِ زهرم
کسی را که برنجاند تو را هرگز نمیبخشم!
تو با من آشتی کردی ولی من با خودم قهرم
تو آهوی رهای دشتهای سبزی اما من
پلنگِ سنگیِ دروازههای بستهی شهرم...
June 29, 2013
کتاب عشق و شکایت از خویشتن
شعرهایی بس لطیف و حس هایی بس آشنا
...
تو از کی عاشقی؟ این پرسش آیینه بود از من
خودش از گریه ام فهمید مدت هاست، مدت هاست
شعرهایی بس لطیف و حس هایی بس آشنا
...
تو از کی عاشقی؟ این پرسش آیینه بود از من
خودش از گریه ام فهمید مدت هاست، مدت هاست
January 25, 2014
اگه می تونستم بیشتر از 6 ستاره بهش می دادم :)
+ نظر خاصی نیست؛ جز اینکه من همش حس می کنم فاضل نظری به حافظ ارادت زیادی داره و دیوانشو زیاد می خونه! :)
+ نظر خاصی نیست؛ جز اینکه من همش حس می کنم فاضل نظری به حافظ ارادت زیادی داره و دیوانشو زیاد می خونه! :)
June 25, 2016
چند غزل خیلی خوب داشت اما از آنها خیلی ضعیف تر بود ب نظرم.
October 28, 2016
من ضدی دارم.
آن قدر فریب کار که آن را
"خود" پنداشته ام.
حالا
من از خود برای تو شکایت آورده ام.
پ.ن: همه کتابای آقای نظری ی خلاقیت خاصی از لحاظ گرافیستی دارن ک خیلی دوست داشتنیه.
آن قدر فریب کار که آن را
"خود" پنداشته ام.
حالا
من از خود برای تو شکایت آورده ام.
پ.ن: همه کتابای آقای نظری ی خلاقیت خاصی از لحاظ گرافیستی دارن ک خیلی دوست داشتنیه.
September 10, 2017
نمیدونم چرا بدون این که شعرای فاضل نظریو بخونم، دیدم نسبت بهش منفی بود، به توصیه یکی از دوستام تصمیم گرفتم این کتابشو بخونم که دیدم خیلی فرا تر از چیزیه که فکرشو میکردم 👌
December 31, 2018
میشد که خیلی بهتر از این باشه
گه گاهی لغزش وزن حس میشد
گه گاهی لغزش وزن حس میشد
March 3, 2022
مپرس از من چرا در پیلهی مهر تو محبوسم
که عشق از پیلههای مرده هم پروانه میسازد.
عالی بود این کتاب.
با اینکه 50 درصد شعرهاش رو دوست داشتم، اما همونها خیلی پرمغز و ملات بودن.
که عشق از پیلههای مرده هم پروانه میسازد.
عالی بود این کتاب.
با اینکه 50 درصد شعرهاش رو دوست داشتم، اما همونها خیلی پرمغز و ملات بودن.
July 27, 2022
حوصلهسربر. اگر موزون نبود خوابم میبرد.
March 29, 2017
خیلی از تک بیت های مشهور که در فضای مجازی دست به دست میشه از این کتابه. مثل این ها:
کسی را که برنجاند تو را هرگز نمی بخشم
تو با من آشتی کردی ولی من با خودم قهرم
.
اگر شادی سراغ از من نگیرد جای حیرت نیست
نشان می جوید از من تا نیاید اشتباه اینجا
.
انگار که یک کوه سفر کرده از این دشت
این قدر که خالی شده بعد از تو جهانم
.
چنین که یافته ام دشمن حقیقی خود را
دلم به غیر خود از هیچکس گلایه ندارد
.
من و تو در سفر خویش دیر فهمیدیم
قطار منتظر هیچکس نمی ماند
.
گیسوان تو شبیه است به شب، اما نه
شب که این قدر نباید به درازا بکشد
.
تو از کی عاشقی؟ این پرسش آیینه بود از من
خودش از گریه ام فهمید مدت هاست مدت هاست
کسی را که برنجاند تو را هرگز نمی بخشم
تو با من آشتی کردی ولی من با خودم قهرم
.
اگر شادی سراغ از من نگیرد جای حیرت نیست
نشان می جوید از من تا نیاید اشتباه اینجا
.
انگار که یک کوه سفر کرده از این دشت
این قدر که خالی شده بعد از تو جهانم
.
چنین که یافته ام دشمن حقیقی خود را
دلم به غیر خود از هیچکس گلایه ندارد
.
من و تو در سفر خویش دیر فهمیدیم
قطار منتظر هیچکس نمی ماند
.
گیسوان تو شبیه است به شب، اما نه
شب که این قدر نباید به درازا بکشد
.
تو از کی عاشقی؟ این پرسش آیینه بود از من
خودش از گریه ام فهمید مدت هاست مدت هاست
June 24, 2018
تعبیراتی که فاضل نظری تو اشعارش استفاده میکنه رو دوست دارم؛ یادم بمونه برگردم مرور کنم. اما بیتِ حال و هوای خودم تو این مجموعه؛
در این فکرم که در پایان این تکرار پیدرپی
اگر جایی برای مرگ باشد! زندگی زیباست...
در این فکرم که در پایان این تکرار پیدرپی
اگر جایی برای مرگ باشد! زندگی زیباست...
September 11, 2018
من آسمان پر از ابرهاي دلگيرم
اگر تو دلخوري از من، من از خودم سيرم
اگر تو دلخوري از من، من از خودم سيرم
Displaying 1 - 30 of 160 reviews































