ادبيات پيش دانشگاهي رو دوست داشتم.جزو معدود درسايي بود كه تو اين ١٢سال با ذوق ميخوندم .البته خب قطعا نه تمام درساشو.محتسب رو دوس داشتم :]ضحاك رو!حلاج رو!! شب كوير!واي واي شب كوير بي نظير بود،من مردم باهاش:'}و اشك ريختم باهاش. اخرين درس رو كه خونديم جلسات اخره يك دوره ي ١٢ساله،دل هممون گرفت.و هنوز هم كه ياد اين درس ميوفتم دلم ميگيره.داستان ه خداحافظيش خيلي ملموس ه تو جلسات ه اخر پيش دانشگاهي:')
ادبیات پیش دانشگاهی شیرین ترین زمان من در دوران سخت و پر استرس و فشار پیش دانشگاهی بود. با استادی که امثال خودش رو دلیل این فشار و سختی برای نوجوان های این دوره و زمونه میدونست گذشت. ته کلاس با دوست صمیمی ساعت های پیش دانشگاهی به خوندن شعر از فریدون مشیری، نوشتن شعر توسط دوستم و نوشتن متن توسط من، زدن تست و خوندن متن درس ها جلوتر گذشت، شاید تنها درسی که با بد بودن معلم هاش دوست داشتم ، تحملش میکردم و وقت ناراحتی و حوصله نداشتن کتاب رو باز میکردم و شروع به خوندن میکردم همین درس بود. حیف که دیگه تو دانشگاه دوران کارشناسی جز یه درس 2 واحدی دیگه خبری ازش نیست. البته تنها درسی بود که هیچ غیبتی سر کلاسش نکردم. تنها کتاب های درسی که از دوران مدرسه هنوز هم نگه شون داشتم کتاب های ادبیات 4 سال دبیرستان و 2 سال راهنمایی هست. کتاب تست و قواعدشم هنوز دارم :دی ادبیات منحصر به فرد است... یادش بخیر
من دوره پیشدانشگاهی رو نگذروندم کتاب پیشدانشگاهی خواهرم که واسه آخر دهه 70 هست رو برداشتم و خوندم جالب بود داستان سیاوش و داستان ضحاک و داستان منصوربن حلاج رو خیلی دوس داشتم از این کتاب یاد درس ادبیات و ساعات ادبیات بخیر
این هم از آخرین کتاب ادبیات دوران دبیرستان... نسبت به کتاب های قبلی خیلی بهتر بود. گویا حس کرده بودن دیگه بزرگ شدیم . جای فلسطین و انقلاب و این داستانا رو شعر وداستان های عاشقانه گرفته بود.