عنوان: صدایم را از پرنده های مرده پس بگیر؛ شاعر: لیلا کردبچه؛ مشخصات نشر: تهران، دفتر شعر جوان، 1390، در 116، شابک: 9789648027464؛ موضوع: شعر معاصر فارسی قرن 21 م
خب من این مجموعه رو خیلی بیشتر از "غمزیستی" دوست داشتم. با همون اولین شعرش، ترغیب شدم و انتظارم از این کتاب بالا رفت. خب اگر بخوام راجع به شعرهای با مضامین عاشقانهش بگم، باید بگم بیشترشون تلخن و احتمالا پشتش، تجربهی عاشقانهی تلخ و ناراحتکنندهی شاعر قرار داره. و واقعا به وضوح میشه احساسش کرد. اینکه احساس میکنی با خوندن شعرهاش چقدر داری این شاعر رو میشناسی و محیط سرد و دردناک بعضی شعرها رو راحت تصوّر میکنی، هنر قلم شاعر رو میرسونه. جدا از شعرهای عاشقانه، شعرهای دیگه تشبیههای واقعا قشنگی دارند و چقدر زیاد پیش اومد که اونقدر عاشق تشبیه یا جمله یا تکهی خاصی بشم که از کل شعر جداش کنم و برای خودم نگه دارم. مثلاً: . "[...]کافیست تو را به نام بخوانم تا ببینی لکنت، عاشقانهترینِ لهجههاست و چگونه لرزش لبهای من دنیا را به حاشیه میبَرد." . "[...]دوستت دارم و خواستن تو جنینیست در من که نه سقط میشود نه به دنیا میآید" . "[...]شنیدهام آدمها پیش از آنکه بمیرند تمام خاطراتشان را دوره میکنند و مرگ چقدر باید منتظر بماند تا کار من تمام شود."
من میروم از حیاط خانهام بپرسم چرا جادهها و آرزوها هیچوقت یکی نمیشوند؟ تو میروی برای تمام فصلهایی که نبودی بهانه بیاوری حیاط میرود کمی با خودش خلوت کند.
دوستت دارم با تمام واژه هایی که در گلویم گیر کرده اند و تمام هجاهای غمگینی که به خاطر تو شعر می شوند دوستت دارم با صدای بلند دوستت دارم با صدای آهسته دوستت دارم
مرده شوها چه می دانند لب های من چقدر قشنگ دوستت دارم را با چهار هجای کشیده ادا می کردند و انگشتانم هنگام نوشتن از تو چگونه لای سطرها ریشه می دادند.
چه می دانند گونه هایم چگونه عطر بوسه های تو را در توحش گل های سرخ پنهان می کردند و موهایم میان انگشتان تو چگونه باد ها را به مسیر های تازه می بردند.
تو اما می دانی بهتر از همه می دانی موهای من چقدر مشکی تر و بلند تر بودند وقتی انگشتانت را لای موهای کسی از یاد ببری و "یادش بخیر" سهم کوچکم از شبانه هایت می شود.
من پرنده ای فراموشکارم که آوازهای خوبی میخوانم هر بار فراموش میکنم با پرهایم چه کاردستی های قشنگی ساخته اند و هر بار فراموش میکنم چه چیزهایی را فراموش کرده ام
بد موقعی به خوندن شعرای تلخش رسیدم، موقع ِ تلخی...
خانم کردبچه! خودتان بیایید و بگویید چطور شد که به شما سه امتیاز دادم، نه کمتر و نه بیشتر؟ فکر میکنم تنها موضوع خوبی که این کتاب برایم پیش آورد این بود که فهمیدم باید بیشتر دربارهی قواعد شعر سپید تحقیق کنم تا بفهمم چرا شاملو آنقدر دلنشین است و کردبچه نه! دو شعر موردعلاقهام در این کتاب: لکنت بارانهای بیهنگام