«چرخدندهها» روایتی نامتعارف از زندگی دو کاراکتر به نامهای سین و صاد است، که طی رویدادهای عجیبی، پس از ملاقاتی تصادفی که در یک تاکسی با هم دارند، سرنوشتشان به هم گره میخورد و به جاهای غریبی ختم میشود. «امیر احمدی آریان» میکوشد به طنزی ویژه برسد که در کل اثر بهخوبی توزیع میشود و منطق رابطه در جامعهی شهری کشور جهان سومی ایران را به چالش میکشد.
متولد اهواز و مهندس متالورژی تا به حال کتابهای «تکههای جنایت»، «کتاب اوهام»، «لویی آلتوسر»، «نگاه خیرهی منتقد»، «چرخدندهها» و... را تالیف و ترجمه کرده است.
احمدی آریان در زمینهی فعالیتهای مطبوعاتی با مجلات و روزنامههای بیدار، کارنامه، ارغنون، زیباشناخت، شهروند امروز، مهرنامه، شرق، هممیهن، اعتماد، اعتماد ملی، همشهری و... همکاری داشته است. این نویسنده و منتقد ادبی از سال ۱۳۸۴ به عنوان مسئول بخش کتابهای فلسفه و نظریهی ادبی به نشرچشمه پیوست.
داستانِ مطلب یا داستان- مقاله که البته نه داستان است و نه مقاله ! که بیشترک خام داستانیست آمیخته به نامنسجم مطالبِ بریده بریدهای که به جای روایتی پر کشکش و چند بعدی خواننده را با انتحارنامه یا تشریح انتحار شخصیتها و انبوهی از حفرههای داستانی هیچ انگارانه بی نصیب میگذارد
چندصفحهی اول داستان رو که میخونی به نظر میرسه نویسنده حرف های خوبی برای گفتن داره. اما جلوتر که میری میبینی تقریبا حرف جدیدی نمیزنه و انگار فقط میخواد وانمود کنه حرفی برای گفتم داره. متنش روونه و پیش میری و دنبال یه چیزی هستی توش... اما تهش یکم ناامیدت میکنه. شاید هدف نویسنده به تصویر کشیدن یه تهوع به سبک خودش و یه پوچ گرایی باشه؛ اما خیلی جذاب و دوست داشتنی از کار در نیومده.
ریتینگ پایین این کتاب نشون میده عامۀ کتابخوانهای ایرانی چقدر ازلحاظ ادبی بیسوادن. بااینکه این کتاب رو چشمه چاپ کرده و من ترجیح میدم گوه بخورم اما کتابهای چشمه رو نخرم، اما بهخاطر امیر احمدی آریان که جزو معدود ادبیاتیهای واقعاً باسواد و کاردست ایرانه، بهقیمت ۴۰۰۰۰ ریال وجه رایج مملکت که باهاش حتی شیر نمیشه خرید، این کتاب رو خریدم و خوندم و واقعاً لذت بردم. البته دلیلی که بهش ۵ ستاره دادم درواقع این بود که ریتینگش رو ببرم بالا، وگرنه ۳/۵ واقعاً. ولی همین برای نویسندههای ایرانی واقعاً عالیه.
ذوق زدگی کهنۀ دهه هشتادی، که برآمده از تاثیرگذاری کلاس های نقد براهنی در اوایل این دهه هست،در سراسر کتاب موج میزنه.انگار که نویسنده داره زور میزنه از روی نظریۀ دریدا،رمان دربیاره و کتاب نظریه بغل دستشه دائما.عناصری مثل غیرخطی نوشتن کلّ رمان.به زور حقنه کردن به مخاطب که این کتاب،نظر به تاریخ سیاسی مشخصی داره و صحنه های عجیب مثل تف اندازی در خیابان یا جویدن لامپ به از عصبانیت به خاطر عقدۀ دیده نشدن،همگی نشان از یک اثر یک بار مصرف(حداکثر) رو دارن.شخصیت سین هیچ فرقی با شخصیت صاد نداره حتی.توصیه به خواندنش ندارم.