Jump to ratings and reviews
Rate this book

نهاد ناآرام‌ جهان‌

Rate this book

115 pages, Paperback

First published April 1, 1978

14 people are currently reading
234 people want to read

About the author

Abdolkarim Soroush

44 books354 followers
Abdolkarim Soroush was born in Tehran in 1945. Upon finishing high school, Soroush began studying Pharmacy after passing the National Entrance exams of Iran. After completing his degree, he soon left for London in order to continue his studies and to become familiar with the modern world.

It was after graduating in analytical chemistry from graduate school at London that he went to Chelsea College, for studying history and philosophy of science, spending the next five and a half years there. During these years, confrontation between the people and the Shah's regime was gradually becoming more serious, and political gatherings of Iranians in America and Europe, and Britain in particular, were on the increase. Soroush, too, was thus drawn into the field.

After the Revolution, Soroush returned to Iran and there he published his book "Knowledge and Value" (Danesh va Arzesh) the writing of which he had completed in England. He then went to Tehran's Teacher Training College where he was appointed the Director of the newly established Islamic Culture Group.

A year later, all universities were shut down, and a new body was formed by the name of the Cultural Revolution Institute comprising seven members, including AbdulKarim Soroush, all of whom were appointed directly by Ayatollah Khomeini. The purpose of this institute was to bring about the re-opening of the universities and total restructuring of the syllabi.

In 1983, owing to certain differences which emerged between him and the management of the Teacher Training College, he secured a transfer to the Institute for Cultural Research and Studies where he has been serving as a research member of staff until today. He submitted his resignation from membership in the Cultural Revolution Council to Imam Khomeini and has since held no official position within the ruling system of Iran, except occasionally as an advisor to certain government bodies. His principal position has been that of a researcher in the Institute.

See also عبدالکریم سروش

Ratings & Reviews

What do you think?
Rate this book

Friends & Following

Create a free account to discover what your friends think of this book!

Community Reviews

5 stars
53 (27%)
4 stars
64 (33%)
3 stars
53 (27%)
2 stars
17 (8%)
1 star
5 (2%)
Displaying 1 - 23 of 23 reviews
Profile Image for فؤاد.
1,134 reviews2,379 followers
December 15, 2017
مقدّمه ای بر حرکت جوهری

کتاب جالبی هست به اسم «پختستان» که ماجرای یه شهره، به اسم پختستان، که همۀ مردمش، شکل های هندسی دو بُعدی هستن، مربع و دایره و مثلث و... و همه روی یه سطح دو بعدی زندگی می کنن.
فرض کنید توی یه همچین دنیایی، یه روزی یه استوانه بخواد از پختستان رد بشه. یه حالتی مثل تصویر زیر اتفاق می افته.



اون صفحه، شهر پختستانه. اون مثلث، یه شکل دو بعدیِ ساکن پختستانه. ولی اون استوانه یه شکل سه بعدیه که داره از اون شهر می گذره.
حالا مثلث وقتی به عبور استوانه از پختستان نگاه می کنه، چی می بینه؟
فقط یه دایره. دایره ای که یه مدت نبود، بعد به وجود اومد، بعد هم از بین رفت. چون درکی از بعد سوم نداره، فکر می کنه فقط یه دایره داره می بینه. متوجه نمی شه که این دایره توی یه بُعد دیگه، کِش داره. "امتداد" داره. تصور یه دایرۀ کِش دار (یه استوانه) برای اون مثلث شبیه یه هیولای وحشتناکه! اگه اصلاً بتونه تصورش کنه.

حالا فکر کنید من، در حقیقت این فؤادی که الان ته اتاق، کنار بخاری دراز کشیده نیستم. این فؤاد توی این "لحظۀ" اکنون مثل همون دایره است توی صفحۀ دو بُعدیِ پختستان. این فؤاد، در حقیقت توی یه بُعد دیگه، کِش داره. "امتداد" داره. بیست و شش سال کِش داره. یه وجود کِش دار، که یه سرش قمه، ادامه پیدا کرده همین طور در طول سالیان رفته تهران، رفته مشهد، رفته شیراز...
اگه یه نفر که خودش توی این "لحظۀ" اکنون زندگی نمی کنه به همه ی لحظه های فؤاد نگاه کنه، یه وجود کِش دار می بینه که ابتداش قدش کوچیکه، وسط هاش قدش بلند میشه، توی شهر ها جا به جا میشه.

مردم عادی و همین طور فلاسفۀ قدیم، فکر می کردن که مثلاً فؤادِ ساعت دوازده شب، همون فؤادِ ساعت هفت صبحه. توی زمان حرکت کرده، از ساعت هفت صبح، اومده ساعت دوازده شب.
ملاصدرا اومد گفت: اصلاً چیزی به نام زمان وجود نداره. زمان در حقیقت اندازۀ کش دار بودن جسم رو نشون میده. این خودِ جسمه که در بُعد چهارم کش داره (همون طور که توی سه بُعد دیگه کش داره) و همون طور که متر اندازۀ کش دار بودن جسم رو توی سه بُعد نشون میده، ثانیه و ساعت هم اندازۀ کش دار بودن در بُعد چهارم رو نشون میده.
ملاصدرا گفت: در حقیقت فؤاد ساعت هفت صبح، یه "بخش" از فؤاد اصلیه. فؤاد ساعت دوازده شب، یه "بخش" دیگه از فؤادِ اصلیه. فؤاد اصلی اون استوانه است، اون موجود کش داره که از ساعت هفت صبح تا دوازده شب کشیده شده و هر لحظه، فقط یکی از بخش هاش رو میشه دید. فؤادِ اصلی مجموعۀ همۀ لحظات فؤاد در طول بیست و شش ساله.

استاد ما یه وقتی یه تشبیه قشنگ کرد.


گفت: مردم معمولی و فلاسفه، می گفتن: زمان مثل یه لوله است، که یه گلوله توش قِل می خوره میاد جلو. همون گلوله که اول لوله است، میاد آخر لوله.
فلاسفه می گفتن: زمان مثل لوله است. جسم مثل یه گلوله است. فؤاد اون گلوله است. اول، ابتدای لوله است. بعد همون فؤاد، قل می خوره، میاد انتهای لوله.
اما ملاصدرا گفت: این تصویر اشتباهه. فؤاد، خود لوله است. ابتدای فؤاد، غیر از انتهای فؤاده. فؤادِ شش ساله، غیر از فؤادِ بیست و شش ساله است. این دو تا، دو بخش کوچیک از یه فؤادِ کش دارن.



فؤاد اون استوانه است. این فؤادی که الان داریم می بینیم، مثل اون دایره ایه که صفحه رو قطع کرده. این فؤاد، یه لحظه از فؤاده. فؤاد، مجموعۀ تمام این لحظه هاست.
Profile Image for Mohammadreza.
40 reviews8 followers
June 9, 2025
جهان دم به دم نو می‌شود و هر لحظه، نخستین لحظه خلقت است.

به عنوان اولین اثر از جناب سروش راضی هستم و احتمالا وقتی که آسودگی بیشتری داشتم کتاب‌‌های بیشتری رو از ایشون بخونم.
از شیوه نگارش کتاب و توضیحاتش راضی بودم. از مثال‌های فیزیکش هم با توجه به سطح کتاب راضی بودم. نه سخت بود و نه اونقدر ساده که حق مطلب ادا نشه.

چهارستاره برای‌اینکه حرکت جوهری رو خوب گفته اما خیلی‌جاها بی‌طرف بودن رو رعایت نکرده و خب جهت گیری در فلسفه به نظرم کار درستی نباید باشه.


حوادث اند که ترتیب دارند و آنگاه زمان از ترتیب ذاتی آنها اتخاذ می‌شود نه این‌که حوادث بر حسب زمان ترتیب می‌یابند.... اینک در پرتو تحلیل فوق درمی‌یابیم که حوادث، خودشان نسبت به هم تقدم و تآخر دارند و چون این تقدم و تاخر را به طور منتزع از خوادث در نظر بگیریم، بر آن زمان می‌نهیم در خارج مقیاس و ظرف مستقلی از اشیاء و حووادث به نام زمان وجود ندارد. آن‌چه وجود دارد تنها خود حوادث‌اند و ترتیب وجودی ‌آن‌ها.
و چون چنین است زمان پدیده‌ای است طفیلی که از ترتیب و قبلیت و بعدیت حوادث بر می‌خیزد نه اینکه حوادث، قبلیت و بعدیت خود را از زمان بگیرند


------
پ.ن: یه حسی بهم می‌گه درهم تنیدگی در فیزیک کوانتوم می‌تونه با این فرض به مشکلی بر‌بخوره/نخوره چون در فیزیک کوانتوم شما باید یکی رو از بین لوکالیتی و رئالیسم فیزیکی انتخاب کنی دقیقا در جایی که داره کوانتوم شروع می‌شه و خب فرض رو می گیرن که رئالیسم فیزیکی رو کنار می‌ذاریم بنابراین حل رو احتمالاتی می کنیم و از طرفی لوکالیتی رو می‌پذیریم. خب دقیقا گیر کار لابد می‌تونه اینجا باشه. بیشتر وارد این نمی‌شم چون هم هنوز من اطلاعات فیزیکم اونقدر نیست و به اون درک و تسلط نرسیدم و هم برخی از پدیده‌هاش رو درست هضم نکردم.
مورد دیگه هم که به ذهنم می‌رسه اینه که به دمای صفر کلوین باید توجه بشه :دی
------
حس می‌کنم باید دو بار دیگه این متن رو بخونم و هی از توضیحاتش کم بکنم و بعد بیام جملات کمی که مونده رو حلاجی بکنم. ثانیا باید خوانش‌های بعدی وقتی باشه که سواد فیزیکم رو بالا برده باشم. این‌که کی بتونم به این مرحله برسم رو دیگه خدا می‌داند.
------
خرداد ۱۴۰۴
Profile Image for Amir.
28 reviews20 followers
August 16, 2017
نهاد نا آرام جهان کتاب فوق العاده ای در شرح حرکت جوهری است که در عین خلاصه و مختصر بودن کامل و مفید بود
Profile Image for Night0vvl.
132 reviews25 followers
May 17, 2015
كتابي فوق العاده آموزنده است كه به شيوه اي مختصر و مفيد به بحث حركت جوهري مي پردازد و با بيان ديدگاه هاي ملاصدرا نه تنها باعث آشنايي با اين شخصيت بزرگ ميشود بلكه بسياري از ابهامات و سؤالات را نيز پاسخ ميدهد.
Profile Image for Amirhossain Khairandish.
64 reviews17 followers
March 14, 2015
توضیحی مجمل و قابل فهم از نظریه حرکت جوهر و پیامدهای آن در جهان بینی ما ...
Profile Image for Saman.
1,166 reviews1,076 followers
Read
September 29, 2008
پیش‏گفتار کتاب

کم‌تر کسی است که با تاریخ پرمایه‌ی فرهنگ و فلسفه‌ی اسلامی آشنا باشد و نام ملاصدرا و یا ابتکار شگرف فلسفی او، به نام «حرکت جوهری» را نشنیده باشد1. این دو نام همان‌قدر که لفظاً مشهور و معلومند، به همان اندازه [در] معنا متروک و مجهولند و هنوز چنان‌که سزاوار و در خور قدر بلند آن‌هاست، شناخته نیستند. اینک ملاصدرا و حرکت جوهری، دو نامند که چنان به هم پیوند خورده‌اند که نیوتن و جاذبه‌ی عمومی، و یا اینشتاین و نسبت عام. و الحق باید اذعان نمود که عظمت و اهمیت کشف و ابتکار نظریه‌ی حرکت جوهری و تأثیر عمیق و پردامنه و درازآهنگ آن بر فلسفه و فرهنگ اسلامی به‌هیچ‌روی کم‌تر از اهمیت آن دو کشف عظیم علمی در سراسر تاریخ علم و اندیشه نیست. امّا افسوس‌مندانه باید گفت که این متاع والای اندیشه‌ی بشری، هرگز مانند آن دو اکتشاف علمی، مجال و عرصه‌ی ظهور نیافته است و هیچ‌گاه این پری‌روی مستور را که سال‌ها در ورای درهای بسته‌ی مصطلحات و معضلات فنی می‌زیسته، تاب گریز و توان سر از روزن برکردن نبوده است. من این مقال را روزنی کرده‌ام برای تجلای این پرده‌نشین و کوشیده‌ام تا به شرح و تقریر کافی و با پرهیز از دشوارنویسی و در حدود توانایی و با استفاده‌ی مستقیم از کتب و آثار مهم فیلسوف، این راز بسته را بگشایم و این متاع ثمین را به خواستاران مشتاق آن ارمغان کنم. امّا امید می‌برم که در این روزگار دردخیز و اندیشه‌کش، این ارمغان دوستانه‌ی داروینی طبیبانه نیز باشد شفای برخی از امراض را، که می‌بینیم و می‌دانیم که چه راهزنان غدار در کمین نشسته‌اند و برای غارت اندیشه و احساس انسان‌ها با همه‌ی کوته‌آستینی چه درازدستی‌ها می‌کنند و به هزار فریب و دغل متاع بی‌ارج خود را به نامتمیزان و بی‌خبران چون گوهری ارج‌مند چه گران می‌فروشند، و در این حیرت سرای چاه و نابینا چه پرجرم است آن که خاموش بنشیند و تنها نظاره‌گر باشد.
برای بستن این دکان‌های زرق و فریب، هیچ عمل کارگرتر از آن نیست که ما نیز متاع اصیل را عرضه کنیم و برای تیزشامگان و جست‌وجوگران که مشک را نه به های و هوی عطار، که به عطر و بوی سرشار می‌شناسند، کالای مشکین و عطرآگین فرهنگ خود را به عرصه‌ی نمایش نهیم. مهم‌تر از آن این که هوشیارانه حذر کنیم تا در ورطه‌ی ستیزه‌جویی و دور باطل واکنش‌مآبی فرو نیافتیم که هیچ زیان و خسران از این سهمگین‌تر نخواهد بود.
مقاله‌ی حاضر کوششی است در این طریق و تلاشی است برای باز نمودن یک اندیشه‌ی اصیل از میان هزاران اندیشه‌ی بکر و بارور، که در گنجینه‌ی معارف اسلامی محفوظند و همچنان در انتظار دریادلان و کوه‌همتانی هستند که نقاب احتجا�� از چهره‌ی آنان برگیرند و رخسار تابناک آنان را به خواستاران و راه‌جویان بنمایانند.
انتخاب جوهری از میان صدها جواهر دیگر، عمدتاً به دلیل نقشی است که این نظر در ایجاد یک جهان‌بینی همه‌جانبه و وسیع ایفا می‌کند. به شرحی که پس از این آشکارتر خواهد شد، در پرتو این اصل پربرکت، ماجراهای فلسفی پیچیده و مردافکنی چون حدوث و قدم، ازل و ابد، خلقت و معاد، حرکت و زمان، روح و بدن به‌خوبی و به نحوی بسیار طبیعی در یک چشم‌انداز واحد قرار می‌گیرند و در یک افق بسیار روشن جامه‌ی تاریکی از اندام ‌آن‌ها برگرفته می‌شود. به‌علاوه داستان حرکت و تحول و همه‌جایی و همگانی بودن آن، همراه با توابع و نتایج فلسفی‌اش، در معنایی بسیار پرعمق و پرخروش و از دیدی بسیار پرتوان و پرنفوذ تحلیل و تبیین خواهد گشت. در پرتو این نظریه، خواننده‌ی آشنا به سهولت درخواهد یافت که به نام فلسفه و جهان‌شناسی چه خزف‌ها و خرمهره‌ها در بازار آشفته‌ی تبلیغات وجود دارد و این گوهر گران‌بها را قدر خواهند شناخت.
آن‌چه از خواننده انتظار می‌رود، تنها تأملی است هوشیارانه و تدبری کافی و ترک شتاب‌زدگی و ناشکیبی
19 reviews9 followers
March 26, 2019
بعنوان کسی که مطالعات زیادی درباره فلسفه و دین نداشته، نمیتونم قضاوت کنم که نظریه حرکت جوهری تا چه حد درسته و یا برهان ها و استدلال هایی که تو کتاب اومدن چقدر قوین ولی برام جالب بود. خصوصا روندی که کتاب داشت رو دوست داشتم. اینکه در نهایت به یک سری پرسش های بنیادی که از بچگی برام مطرح بودن (مثل اینکه خدا قبل از خلق جهان چی کار میکرده و از این قبیل سوالات) پاسخ داده شدن بوسیله این نظریه.
البته باز هم میگم اینکه پاسخ ها تا چه حد بتونه شما رو قانع کنه بستگی داره که چقدر این نظریه رو قبول کنید. ولی برای منی که به تازگی فلسفه رو شروع کردم نظریه جالبی بود.
اگر بخوام خلاصه اون چیزی که فهمیدم رو بگم اینه که جهان در هر لحظه در حال آفرینشه و همینه که باعث تغییرات اساسی اون میشه هرچند ما این تغییرات رو حس نکنیم ولی دلیل بر این نیست که جهان ایستا باشه. جهان همواره در حال حرکته. شما در این لحظه با شما در دیروز فرق دارید و شاید این فرق رو خودتون متوجه نشید ولی وجود داره چون زمان وجود داره و اون چیزی که "من" رو تعریف میکنه یک چیزی به عمق زمان هست که شامل "من" از لحظه تولد میشه تا همین لحظه که مجموعه این "من" ها در هر لحظه با لحظه قبلی فرق دارند.
Profile Image for Hossein.
15 reviews
August 9, 2016
كتاب نظريه حركت جوهري ملاصدرا رو توضيح ميده . نسبتا هم خوب و قابل فهم توضيح مي ده . گفتم نسبتا چون گاها متن كتاب به علت قلم ثقيل نويسنده خيلي قابل فهم نبود . واسه درك و فهم نظريه ملاصدرا خيلي خوب بود ولي خب تفسير ها و استفاده هايي كه نويسنده از اين قضايا كرده خيلي علمي و دلنشين نيست . در كل نويسنده خيلي از حركت جوهري تعريف مي كنه كه ناخودآگاه براي خواننده ي كنجكاو و روشن ممكنه كمي نا اميدكننده باشه .
Profile Image for Mahdiye Fatehi.
69 reviews12 followers
January 3, 2020
به بهانه‌ی بازخوانی‌اش، گفتم این جا هم به لیستم اضافه کنم. طبیعتا متن بسیار روان و دلنشینی دارد؛ از قصه بهتر، از فلسفه که صد چندان!
تا حدی که من فلسفه‌ی اسلامی بلدم، خیلی جامع بحث نمی‌کند. حرکت جوهری را خوب می‌گوید، اما فقط حرکت جوهری را. ارجاعات هم اگرچه زیاد دارد، اما آن چنان که در کتاب‌های مفصل نظام صدرایی به بحث حرکت و تمام زیر و بم آن پرداخته‌اند، نیست و به آن مباحث مفصل ارجاع قابل‌توجهی هم نداده. با این حال در همین اختصار هم دقت نظر کافی دارد. شاید نه برای شروع فلسفه، اما برای شروع مطالعه‌ی حرکت در فلسفه‌ی اسلامی کتاب مناسبی باشد. بیان روشن و دقیقی دارد و اصل مسئله را خیلی شفاف و قابل فهم بیان می‌کند.
Profile Image for Ahmad.
1 review7 followers
June 20, 2008
after about 700 years of Mollah Sadra's death no one could explain his philosophy better than soroush
Profile Image for Ahmadreza.
19 reviews
December 12, 2014
کتابی بینظیر که به زبان ساده فلسفه ی ملاصدرا رو بیان میکنه . مفهوم زمان و هستی رو از دید ملاصدرا خیلی خوب توضیح میده
ولی رابطه ی روح و جسمش کمی گنگ بود
Profile Image for Max Nabati.
Author 83 books6 followers
November 12, 2025
This book is a pretentious mishmash of mystical verse and pseudo-intellectual ramblings that fails spectacularly as both poetry and philosophy. Marketed as a profound meditation on human existence, spirituality, and the chaos of the modern world, it instead comes off as an overwrought, self-indulgent exercise in obscurity, masquerading shallow ideas behind flowery language borrowed from Rumi and Hafez without earning their depth.

**1. Lack of Originality and Derivative Mysticism**
Soroush, ever the academic opportunist, pilfers heavily from classical Persian Sufi traditions—echoes of Attar, Rumi, and Ibn Arabi abound—but strips them of their raw emotional power and metaphysical rigor. Lines evoking a "restless noon" as a metaphor for existential turmoil feel like tired clichés, recycled from centuries-old tropes without adding any fresh insight. Where Rumi's poetry ignites the soul with divine ecstasy, Soroush's verses plod along in vague abstractions: the world is "unquiet," humanity is "adrift," God is "hidden yet near." Yawn. This isn't innovation; it's intellectual laziness, dressing up banal observations in archaic Persian diction to appeal to Iran's literati class.

**2. Philosophical Shallowness and Contradictions**
As a supposed reformer of Islamic thought, Soroush promises a bridge between faith and modernity, but *Nahār-e Nāāram-e Jahān* delivers hollow platitudes. He critiques religious dogmatism (a safe target in post-revolutionary Iran) while romanticizing a nebulous "spiritual democracy" that sounds profound but crumbles under scrutiny. How does one reconcile his calls for pluralism with the poem's underlying theocentric fatalism, where human agency dissolves into divine whims? The text oscillates between liberal humanism and mystical resignation without committing to either, resulting in a philosophical cop-out. It's as if Soroush wants credit for boldness without the risk—criticizing theocracy from the safety of metaphor, yet offering no actionable alternatives. This contradiction mirrors his broader career: a "dissident" who thrives on ambiguity, evading real accountability.

**3. Stylistic Excess and Inaccessibility**
The poetry is bloated with unnecessary allusions, convoluted syntax, and rhythmic inconsistencies that alienate rather than invite. Soroush's prose-poetic hybrid (common in his works) here devolves into impenetrable density; sentences sprawl across pages like unchecked vines, choking any potential clarity. For a work titled after a "restless noon"—evoking midday heat and unease—it ironically induces reader fatigue through its languid, meandering pace. English translations (unofficial and scarce) only highlight the problem: what scans as evocative in Persian often translates to purple prose in another language, exposing the emperor's new clothes.

**4. Cultural and Political Hypocrisy**
Soroush positions himself as a voice for Iran's oppressed intellectuals, yet this collection reeks of elite detachment. Written amid Iran's reformist fervor (late 1990s–early 2000s), it ignores the gritty realities of economic despair, gender oppression, and state violence in favor of ethereal "world-soul" musings. His exile in the West has only amplified this: pontificating on global unrest from comfortable academic perches while Iranian youth face bullets for the freedoms he abstractly endorses. The book ultimately serves Soroush's brand more than any genuine cause—another notch in his oeuvre of "critical" works that critique without consequence.

In sum, *Nahār-e Nāāram-e Jahān* is a disappointing vanity project from a thinker whose reputation far outstrips his substance. It neither enlightens the spirit nor challenges the intellect; it merely flatters those already in Soroush's echo chamber. Skip it for the real masters—read Rumi instead, and spare yourself the restless tedium.
Profile Image for Amir Ghahremani.
19 reviews1 follower
August 3, 2019
عنوان كتاب بسيار هوشمندانه برگزيده شده است . عبدالكريم سروش با قلمي روان و بياني شيوا به خوبي توانسته شرحي بر نظريه حركت جوهري ملاصدرا ارائه دهد
Profile Image for مسعود.
14 reviews
September 26, 2019
کتاب سنگینیه و باید با دقت خوانده بشه. روی بعضی از صفحات باید مکث کرد و فکر کردن تا به مفهوم پی ببریم.
19 reviews
July 19, 2025
یه کم برام سنگین بود ولی از خواندنش لذت بردم و چه فکر بازی داشته صدرالمتالهین
Profile Image for mohamad.
26 reviews4 followers
May 29, 2008
ba in k kheili vaqte tamoom shode vali hanooz bahash moshkel daram masalan in k tebqe in teori masaleye taqaddose zaman chi mishe?
Profile Image for Amin shadman.
13 reviews2 followers
April 24, 2008
كتاب سنگيني بود.ولي باز هم يك كمي استفاده كرديم
Profile Image for Samaneh Khanlari.
145 reviews72 followers
September 17, 2013
یک استادی داشتیم سال اول فوق لیسانس...کلا نهاد ناآرامی داشت...چند باری سر کلاس از این کتاب حرف زد...بعد من کتاب را از کتابخانه گرفتم و خواندم...برداشتم با برداشت او کاملا فرق داشت...
Profile Image for Sh Yazdani.
3 reviews
Read
July 2, 2014
جهت فهم حرکت جوهری ملاصدرا بعنوان مقدمه و یا حتی اگر حرکت جوهری رو کامل خوندین و بعد از اتمام این مبحث خوندن این کتاب مفیده.
Profile Image for Maryam.
21 reviews3 followers
December 1, 2007
دکتر سروش در این کتاب خیلی روان و شیوا به نظریه حرکت جوهری ملاصدرا پرداخته اند
Displaying 1 - 23 of 23 reviews

Can't find what you're looking for?

Get help and learn more about the design.