هر تصویر از نشانهای یا مجموعهای از نشانهها شکل گرفته است. چگونه به معنای این نشانهها پی میبریم؟ دلالت دستهای از نشانهها را انگار بنا به قراردادهایی پذیرفتهایم، یعنی در مورد آنها با دیگران نظر مشترکی داریم؛ اما بر سر معنای نشانههای دیداری بسیاری با تماشاگرا دیگر همرأی نیستیم. بررسیهای نظری نشانهشناسی مدرن در این مورد راهگشای پرسشها و مباحث مهمی شده است: تصویر چیست؟ چه تفاوتی با چشمانداز دیداری و انگارههای ذهنی دارد؟ با زبان چه نسبتی دارد؟ معنای مجازیش را چگونه میشناسیم؟ متن تصویری و خواندن یا تأویل آن به چه معناست؟ مرزهای ارتباط تصویری کجاست؟ آیا میتوان با تصویر روایت کرد؟ و...
زمینهی بررسی این کتاب در شرح دستاوردهای نشانهشناسی تصویری محدود است به سه هنر نقاشی، عکاسی و سینما.
هدف این کتاب، به ادعای نویسندهاش، آغاز بحث در زمینه شناختِ دلالتِ نشانههای دیداری و نشانهشناسی ارتباط دیداری و گامی به سوی بنیان یک نظریه کلی است که اگر زمانی شکل گیرد، باید هرگونه کارکرد نشانهشناسیک تصویر را آشکار کند و شرح دهد.
رویکرد مولف در این کتاب، رویکردی فلسفی و سیستماتیک به سوی بنیان نگرهای دربارهی رمزگان دیداری و تولید نشانههای تصویری با توجه به مباحث زبانشناسی و هرمنوتیک مدرن است. هرچند دامنه بحث از حدود سخن هرمنوتیک مدرن هم فراتر میرود.
اثر، به گمان من از فنیترین و تخصصیترین نوشتههای مؤلف آن به شمار میرود و خوانشی سخت و پیچیده را به همراه دارد که در سایر کتابهای مولف، تقریباً به چشم نمیخورد. گذر از هر جمله به جمله دیگر، همانند ضربآهنگ فیلمهای روبر برسون، خشن و جانکاه است و مخاطب را درگیر تعمقی سخت میکند. گفتگو با کتاب به دلیل رویکرد فلسفی اثر به کندی صورت میگیرد و البته هوش و ذکاوت بالایی را از مخاطب طلب میکند.
با وجود ادعای مولف مبنی بر گسترده نبودن زمینه جستارهای کتاب، مخاطب برای دستیابی به افق دلالتهای معنایی اثر، به دانش قابل توجهی از فلسفه و تاریخ سینمای فلسفی نیاز دارد. مولف در سیصد صفحه این کتاب، به طور مستقیم از سیاههای شامل حدود دویست فیلم سینمایی از دورههای مختلف تاریخ سینما بحث میکند و در هر فصل نظریات فلاسفه ساختارگرا و شالودهشکن مطرح میشود. علاوهبراین اثر در مقاطعی، نسبتی عمیق با روانشناسی نیز پیدا میکند.
این کتاب برای من کتاب سختی بود.کلن واسه کسی که با نشانه شناسی یا هرمنوتیک آشنایی نداشته باشه و طریقه خوندن این جور کتاب ها رو بلد نباشه(یعنی باید یکم فلسفه بلد باشه تا بتونه این جور مقاله ها رو صرفن بفهمه و نه این که دنبال پرسش باشه) کتاب سختی می شه. ببینید بابک احمدی ایتدای هر فصل رو به صورت ساده شروع می کنه وحتی گاهی نظریات کسانی مثل ارسطو رو نقل می کنه اما هر جقدر که جلوتر می ره میاد وبه نظرات ساختار گرا هایی مثل سوسور و یاکوبسن و بارت و متز و دلوز و دریدا و لکان ارجاعاتی می ده که واقعن واسه من حداقل پیچیدس...این قسمت ها وارد فلسفه جدید و زبان شناسی و هرمنوتیک مدرن میشه و برای من رسیدن از یک جمله به جمله بعدی بسیار دشوار بود...و بعضی جاها مثل نظریه ارتباط یاکوبسن -که خودش یه مقاله حجیمه- و یا تصویر در آینه لکان که یه نظریه بسیار مهم در سینما و روان کاویه رو در 4-5 صفحه توضیح داده و نتیجه ای که می خواسته رو گرفته... اعتراف می کنم که شاید 50% یا حتی کمتر از این کتاب رو فهمیدم.این کتاب رویکرد فلسفی داره و ارجاعاش بسیار زیاده..اما بهتره از خود کتاب شروع کنم: فصل اول و دوم کتاب به نشانه شناسی و دلالت ها می پردازه.تو قسمت دسته بندی نشانه ها بسیار خوب و سیستماتیک میاد و نشانه هارو طبقه بندی می کنه و مثال می زنه. فصل سوم میاد و در مورد نشانه های تصویری تو نقاشی و عکس و فیلم صحبت می کنه و بعد می ره و نظام های نشانه شناسیک سینمای صامت و گویا رو توضیح میده..این قسمت رو خیلی دوست داشتم که مثن میاد تصویر و آواها و موسیقی و نوشته های درون فیلمی و حرکت ونشانه های گفتاری رو به عنوان نشانه های مستقل از هم جدا می کنه ونشانه های فیلم رو با مثالی مثل سکانس آخر "ایثار" آندره تارکوفسکی بررسی می کنه این قسمت مثن به من یاد داد که حین دیدن فیلم سعی کنم به صدا ها و دیالوگ ها و تصویر به صورت مستقل از هم نگاه بکنم و بعد کارکرد توئمشون تو فیلم رو ببینم...این کار خیلی لذت بخشه ! فصل بعدی وارد ارتباط و نظریه های یاکوبسن می شه و به نشانه های تصویری و ارتباطش با زبان می پردازه...اینجاست که وارد زبان سینما میشه: به طرز جالبی نظریه هایی مطرح می کنه که می خواد سینما رو شبیه زبان به صورت یک نظام دربیاره.دنبال کوچکترین واحد معنایی در سینما می گرده و به مقایسه نما با واژه و نما با تکواژ می پردازه! بعد وارد اصلی ترین قسمت روایت در سیستم سینما-نحو در زبان- میشه:تدوین. به صورت سیستماتیک و خیلی عالی رشته نماها را با توجه به نوع تدوین به کار رفته دسته بندی می کنه و مثال هایی هم می آره.. فصل های پنجم و ششم فصل هایی پیچیده اند...بحث در مورد تاویل متن که بابک احمدی یک کتاب پیچیده به اسم "ساختار و تاویل متن" هم در موردش نوشته... اینجا نظریاتی از فرمالیست های روسی و ساختار گرا هارو میاره و به انواع روایت ها در سینما می پردازه و ارتباط های زمان با روایت رو در هنر های سینما و عکاسی بررسی می کنه. ارجاعات این کتاب زیاده...از ارجاع به بسیاری از فیلم های صامت دهه 20 گرفته تا به نقل قسمت هایی از مقاله های ساختارگراها. کتاب خوبیه و ارزش خوندن رو داره هرچند اگه با ساختارگرایی آشنایی بیشتری داشته باشید بهتره!
بالاخره تمومش کردم این زباله رو. واقعاً تعجب نمیکنم چرا وضع علوم انسانیمون اینه و وضع دانشگاهمون اون و وضع نشر و کتابمون شوخیِ کثیفی بیش نیست.
چاپ اول کتاب سال ۱۳۷۱ بوده و چاپ هفدهمش رو که من خوندم سال ۱۳۹۷. تو این بازۀ ۲۶ ساله حتی اغلاط نگارشی و چاپی و تپقهای نویسنده و موارد مربوط به ترجمه اصلاح نشدهان. دریغ از یک بازبینی کلی. یعنی تو این ۲۶ سال یک نفر پیدا نشده کتاب دیگهای تألیف کنه که جای این آشغال رو بگیره بهعنوان یکی از منابع کنکور ارشد!!! دقت کنید ربع قرن گذشته، همهچی بهصورت بنیادین تغییر کرده منتهی بابک احمدی و زبالههاش دربارۀ هرمنوتیک و ال و بل هنوز متون مرجع محسوب میشن. بعد به این هم دقت کنید که نشر مرکز ناشر خصوصیه (مثلاً دیگه، کاری به رانتهاش ندارم، روی کاغذ خصوصیه) و از پول من و شمای خواننده ارتزاق میکنه و حاضر نیست بعد از ۱۶ تا چاپ پول بده بالای نمونهخوانی و ویرایش، بعد ما انتظار داریم که کسایی که وصلان به دولت و پول و نظر مردم به هیچکجاشون نیست کارشون رو درست انجام بدن.
از نشانههای تصویری تا متن از مبحث کلان نظام زبانشناسی مثل آرای سوسور و بارت آغاز شده و بعد از آن پله به پله به مباحث جزییتر نشانهشناختی در سینما مثل روایت، زمان و ژانر رسیده است. از شاخصههای کتاب مطرح کردن مباحث مورد مناقشه در بین زیباییشناسان، نشانهشناسان، زبانشناسان و نظریهپردازان فیلم و تمایزگذاری مشخص بین مفاهیم محل بحث است. ارجاع به نشانههای زبانشناختی و نشانههای تصویری در حوزههای نقاشی، عکاسی و به خصوص سینما، مانع از تخصصی شدن بیش از حد کتاب و انحصار آن به رشته هنری خاص یا شاخهای جزئی در نشانهشناسی شده است. احمدی سعی کرده است تا نسبت نشانهشناسی با حوزههای مختلف را نشان دهد اما نتوانسته مرز دقیقی میان سرفصلهای خود مشخص کند و مخاطب درنمییابد که چرا از بحث فعلی در این فصل به سراغ مبحث بعدی باید رفت. از نکات بسیار مهم کتاب آن است که مفهومی به نام زبان فیلم از بیخ و بن غلط است و باید از نظریه بیان به جای آن واژه نادرست استفاده کرد. جواب مباحثی مثل سینما و واقعیت، رابطه زبانشناسی با نشانهشناسی، تفاوت نشانهشناسیک سینما با زبان و ادبیات و خیلی چیزهای دیگر را در کتاب بابک احمدی بیابید.