Jump to ratings and reviews
Rate this book

من دختر نیستم

Rate this book
از فرودگاه تاکسی گرفت. دربست. مقابل خانه‌اش آن طرف خیابان زیر تیر چراغ برق پیاده شد. ساک بزرگ چرخدار را گذاشت روی زمین. تا دور شدن تاکسی و تمام شدن صدای موتورش ایستاد. نگاه کرد به ساعت مچی‌ش. بیشتر از دو ساعت از نیمه شب گذشته بود. باد وزید. اولین باد خنک پاییز را حس کرد. ولی لرزه‌ای که بر بدنش افتاد از سرما نبود. چشم دوخت به خانه‌اش آن طرف خیابان و خودش را بغل کرد. از پشت درخت‌ها همان سایه‌ی نرده‌ها بود و خطوط در. ساک را از کنارش برداشت. خودش را با ساک کشید طرف خانه. در را پشت‌سرش بست. آرام. خانه تاریک بود. ایستاد تا چشمش به تاریکی عادت کند. صندلی دسته‌دارش را شناخت. هنوز می‌لرزید...

107 pages, Paperback

35 people want to read

About the author

شیوا ارسطویی

16 books26 followers
شیوا ارسطویی، نویسنده، مترجم و شاعر ایرانی متولد اردیبهشت ۱۳۴۰ تهران با تحصیلات کارشناسی مترجمی زبان انگلیسی و کارشناسی بهداشت صنعتی از دانشگاه تهران است.

مجموعه داستان‌های «آمده بودم با دخترم چای بخورم»، «آفتاب مهتاب» و «من دختر نیستم» و رمان‌های «بی‌بی شهرزاد» و «افیون» از آثار اوست. کتاب «آفتاب مهتاب» برندهٔ جایزهٔ گلشیری و نیز برندهٔ جایزهٔ یلدا در سال ۸۲ شده‌است. ارسطویی سابقهٔ تدریس داستان‌نویسی در دانشگاه هنر تهران و دانشگاه فارابی را داشته٬ و اکنون در یکی از دانشگاه‌های غیرانتفاعی هنر در حال تدریس است. همچنین ده سال است کارگاه داستان‌نویسی وانکا را برگزار می‌کند. او بازیگری در چند فیلم کوتاه را تجربه کرده؛ از جمله فیلمی که بر اساس یکی از داستان‌های جان بلاهری ساخته شده‌است.


Ratings & Reviews

What do you think?
Rate this book

Friends & Following

Create a free account to discover what your friends think of this book!

Community Reviews

5 stars
7 (10%)
4 stars
11 (16%)
3 stars
27 (40%)
2 stars
12 (18%)
1 star
9 (13%)
Displaying 1 - 6 of 6 reviews
Profile Image for Arefeh.ps.
220 reviews12 followers
December 31, 2016
من که لذت بردم داستان هایی که نویسنده در آن مدام خواننده را غافلگیر میکند را دوست دارم
Profile Image for Ida.
221 reviews43 followers
December 27, 2015
شاید مهم ترین هوشمندی شیوا ارسطویی در این باشه که در تمام داستان های کوتاه این کتاب ار مناسباتی گفته که به نظر می آد به زندگی خود نویسنده نزدیک باشن، چه اونجایی که راویش دختربچه ان تا داستانی که می پردازه به زن میانسال/پیری که رفته (اگه اشتباه نکنم) قم به دنبال عشق دوران جوانیش. اگر موضوع زنانه را به معنی نه موضوع هایی خاص برای زنان بگیریم بلکه موضوعاتی که در سیسیتم اجتماعی سیاسی امروزه ی دنیا زنها بیشتر باهاشون رودررو می شن تا مردها می شه گفت که موضوع همه ی داستان ها زنانه ست، و عنوان کتاب محشر.
Profile Image for مجید اسطیری.
Author 8 books550 followers
May 8, 2025
کلا با مجموعه داستان های ارسطویی بیشتر ارتباط برقرار کردم تا با رمان هایش
شاید چون در داستان های کوتاهش حواسش بیشتر به ساختار هست و بیشتر به دنبال کشف لحظات ارزشمند زندگی و روابط هست ولی رمان هایش بیش از اندازه خودافشاگری و تکرار دارد
البته در این مجموعه هم آن تکرارها دیده میشود
فضاهای تکراری
راوی زن هنرمند فوق العاده نزدیک شخصیت نویسنده

داستان "من دختر نیستم" جزو داستانهای خوب مجموعه بود
این بریده ش را بخوانید
description

دو زن متفاوت یکی کاملا شهری و مستقل و یکی روستایی و مذهبی با هم ارتباطی عمیق برقرار میکنند و حرف هم را خیلی خوب میفهمند. این یکی فکر میکند چون هیچ وقت مثل زنهای ساده زندگی نکرده و دختر خوبی برای خانواده ش نبوده شاید اصلا دختر نیست و آن یکیبا تعریف کردن خاطره ی تلخ ازدواجش در سن پایین با مردی که از خودش چندین سال بزرگ تر است میگوید که شب ازدواج فریاد زده "من دختر نیستم" تا فرار کند.

داستان "فصل نهم از کتاب ولادیمیر پراپ" هم جزو داستانهای خوب کتاب بود
Profile Image for Tahmineh Baradaran.
570 reviews139 followers
May 7, 2025
مجموعه داستانهایی زنانه ، شایدهم باگوشه چشمی به واقعیت ..بعضی بهتر..
به داستانهای بلند نویسنده ترجیح دادم. ( امشب باخواندن خبر غم انگیزفوت نویسنده مروری کردم درگودریدز بریادداشتهایم درباره کتابهایش که چندسال قبل نوشته بودم )
Profile Image for دانیال کوشیار.
14 reviews
May 15, 2025
شیوا ارسطویی به خاک سپرده شد. از او تنها یک مجموعه داستان خوانده‌ام به نام "من دختر نیستم". طرح جلد و عنوان کتاب _که اعلام برائتی صریح از دختر بودن است_ آشکارا درون‌مایه‌ی کتاب را جار می‌زند؛ یازده داستان، پیرامون و یا از زبان یازده زن، از یازده تبار و نظرگاهِ یک‌سره متفاوت اما با یک هسته‌ی مضمونی مشترک: دشواریِ زن بودن در ایران و مصائب زندگی روزمره برای آنان. هر داستان گره از زخم کهنه‌ای باز می‌کند: غربت، مهاجرت، سنت، خشونت، خیانت، استبداد، اعدام و ... . اما شنید خبر مرگ خودخواسته‌ی ارسطویی بیش از هر چیز، داستانِ "شهر آخر" را از این مجموعه، پیش چشمم آورد. شهر آخر روایت زنی‌ست که "نه پیر می‌زند، نه جوان و نه میانسال. معلوم نیست مجرد است یا پیردختر یا هر چیز دیگری که بالاخره یک خانم محترم باید باشد" و داغ عشقی شکست‌خوره را، شهر به شهر با خود حمل می‌کند. شهر آخر، میعادگاه دیدار نخستین او و معشوق رفته‌اش است. فضای داستان، پس از ورود زن به شهر، به کل از اسلوب عموما رئالیستی دیگر داستان‌های مجموعه فاصله می‌گیرد. کاراکتر زن به دو جزء می‌شکند: خودِ او که راوی‌ست و دخترش __ و یا در واقع، دختر خیالینش که روایت جدایی زن و معشوقِ مهاجرش، در قالب دیالوگ‌های میان او و یادگار مرد در شهر آخر، یعنی پسرش و و یا شاید پسر خیالی او می‌گذرد. در آخر، جزءِ جوان‌سالِ زن، یعنی دخترِ داستانیِ او در هتل محل اقامتش، با قرص خودکشی می‌کند. از خاکستر این مرگ خودخواسته، زنی برجا می‌ماند که دیگر برخلاف گذشته، در مورد سن و سالش ابهامی نیست؛ او پیر شده‌ است.
داستان در آخر، کاراکتر خود را احیا می‌کند و اگر چه به شکل و شیوه‌ی دیگری، اما زنده نگه‌ش می‌دارد. ای کاش دنیا نیز برای شیوا، به شیوه‌ی چشم او در این داستان می‌گذشت. ای کاش او نیز می‌توانست مثل زنِ داستان شهر آخر زخم کهنه‌ی خود را بمیراند، بی‌ آن که خود بمیرد. تابوت شیوا ارسطویی دیروز، در حالی که بر دوش زنان حمل می‌شد، به خاک سپرده شد. اگر آتش، اگر زندگی، اگر مرگ، اگر انسان‌های دیگر با او مهربان نبودند، ولی خاک، تو با او مهربان باش.
Profile Image for Amin.
419 reviews442 followers
June 4, 2025
به نظرم مجموعه داستانی است بیشتر شبیه به دفتر خاطرات یک زن جوان متمرکز بر یک اتفاق بد یا بدبختی آشکار برای مردمان سالهای ابتدایی بعد از جنگ به‌همراه تبختری آشنا در ادبیات معاصر ایران که جابجا ارجاع به آدم‌های مطرح می‌کنند بدون استفاده در داستان. از ون‌گوک بگیرید تا جیمز جویس و مارگارت دوراس چخوف و فرانسوا ساگان و ... و تمایل‌های شخص اول به سینما و کوه و تئاتر و کلاس و جلسات فرهنگی که انگار خودش رو بجای شخصیت‌ها نشونده.
در مجموع کلا بخش بزرگی از روایت‌های ایشون و نقطه مرکزی کارها برگرفته از شرایط درحال‌تغییر دهه‌های ۶۰ و ۷۰ و نابسامانی‌های جامعه و محدودیت‌های برای زنان دارند. به نظرم تا حدی تقلیدی کورکورانه از شیوه داستان‌نویسی غلامحسین ساعدی داشت با این تفاوت که شکل پرداختن ایشون داستان‌ها رو دارای تاریخ مصرف می‌کنه
Displaying 1 - 6 of 6 reviews

Can't find what you're looking for?

Get help and learn more about the design.