این مجموعه شعر عاشقانه، نموداری از عشق رمانتیک و اروتیک جهان باستان است که متقارن با میلاد مسیح در ادبیات اکثر جوامع متمدن با بی توجهی و حتی سرکوب مواجه شد.
کاش حلقه ی مهر کوچکش بودم/هم نشین انگشت اش/،انگاه نظاره گر عشق او می شدم/، هر روز و ساعت/شاید انگاه می توانستم دل ش را بربایم!
محبوب ام آمده است/در قلب ام از شادی هلهله برپاست/ اغوش گشوده ام که در بر گیرمش/بخت یار است,قلبم در سینه/،بسان ماهی در آب/آه ای شب از آن دم که بانوی سرورم,نزد من آمد,از آن من باش..تا ابد!
از تمدنهای باستانی متون و اشعار قابل توجهی بر جای مانده است . اما به استثنای چند شعری از سومر و بابل که به زمان ما رسیده هیچ مجموعه ای به قدمت عاشقانه های مصر باستان نیست. اشعاری که به نحو غافلگیر کننده ای ، امروز نیز شاداب و با نشاط و خواندنی است.