مامانم خیلی برام قصه تعریف نمیکرد، گاهی کتاب قصه میخوند ولی یادم نمیاد ازش خودش برام قصه تعریف کرده باشه؛ به جز قصه دنیا اومدنم. یادمه عاشق این بودم که شبا قبل خواب وقتی بغلم میکنه، چندین بار پشت هم برام ماجرای دنیا اومدنم رو تعریف کنه. با اینکه قصه دنیا اومدنم یه دارک کمدی واقعیه، اما من عاشق شنیدنش بودم، هنوزم عاشقشم. بنظرم خیلی داستان باحالیه:) مامانبزرگم هم گاهی قصه میگفت برام، بیشتر چیزایی شبیه حسن کچل و لیلیحوضک و شنگول منگول بود. عزیزجونم هم بیشتر برام ماهنی میخوند و ترانه های ترکی که الان یکم بلدم رو از اون یاد گرفتم. من خودم ولی از روی چیزی که بقیه میگن، ظاهرا از بچگی و از وقتی زبون باز کردم، قصه میساختم و تعریف میکردم، احتمالا میکسی از قصه هایی بوده که میشنیدم. خب من همیشه عاشق قصه بودم و از خوندن قصه ها لذت بردم، الانم میخونمشون چون یه حس سادگی و زلالی دارن قصه ها که اون نیاز من به برگشت به آغوش مادر رو تاحدی ارضا میکنن. قصه های مشدی گلین، یکی از اون کتاب قصه هاست که خوندنش حالمو جا آورد و همون چیزی بود که میخواستم. قبلا کتاب ریخت شناسی افسانه های جادویی از پگاه خدیش رو هم خونده بودم که همین حس جادویی رو بهم هدیه داده بود. پیشنهاد میکنم اونم بخونید . هردوی کتابا رو سارا بهم معرفی کرد که ازش بینهایت ممنونم. ....... حالا درباره کتاب: قصههای مشدی گلین خانم یه اثر بینظیره که مثل یه پنجره، رو به دنیای قصههای ایرانی باز میشه؛ قصههایی که از زبون یه پیرزن ساده به اسم مشدی گلین خانم، اهل بروجرد، نقل شدن. این زن که هیچوقت سواد خوندن و نوشتن نداشته، تو حافظهش گنجینهای از صدها قصه عامیانه رو نگه داشته بوده؛ قصههایی که از نسلها قبل بهش ارث رسیده بوده و اون با زبون شیرین و خودمونیش تو خونههای مردم تهران، جایی که از جوونی زندگی و از بچههای خانوادههای ثروتمند مراقبت میکرده، تعریف میشدن. این قصهها رو یه شرقشناس بریتانیایی بنام لارنس ساتن،که تو جنگ جهانی دوم تو ایران موندگار شده بوده، شنیده و با دقت جمع کرده. بعداً با کمک کسایی مثل سید احمد وکیلیان و آذر امیرحسینی، این مجموعه ویرایش و سال ۱۳۷۴ توسط نشر مرکز تو ایران چاپ شد. حالا این کتاب، که اول به آلمانی منتشر شده بود، به فارسی هم در دسترسه.
این قصهها فقط داستان نیستن؛ یه جور سفرن به دل فرهنگ عامه ایران. زبونشون سادهست، پر از طنز و حکمتهای ریز زندگین، و انگار تو رو میبرن به صدها سال پیش، شبای طولانی، کنار کرسی، با صدای گرم یه قصهگو. از ماجراهای آدمای معمولی تو بازار و کوچه گرفته تا روایتهای خیالی قصه های جن و پری، همهشون یه حس صمیمی دارن که شبیه هزار و یک شبه، ولی خیلی نزدیکتر به زندگی واقعی. این کتاب یه پل بین نسلهاست؛ وقتی میخونیش، انگار داری با مادربزرگت حرف میزنی و ازش میفهمی که مردم قدیم چطور فکر میکردن، چطور میخندیدن و چطور با مشکلاتشون کنار میاومدن. همین سادگی و اصالتش باعث شده که نه فقط یه اثر سرگرمکننده، بلکه یه سند زنده از تاریخ شفاهی ایران باشه. اهمیت این جور کتابها، مثل قصههای مشدی گلین خانم یا نمونههایی مثل فرهنگ افسانههای مردم ایران از علیاشرف درویشیان و قصههای عامیانه پارسی از احمد وکیلیان، تو اینه که یه تیکه از هویت ما رو نشون میدن. اگه این قصهها ثبت نمیشدن، الان با مرگ راویها برای همیشه گم میشدن. تو دنیای امروزی که همهچیز سریع و دیجیتال شده، این آثار مثل یه چراغن که گذشته رو روشن میکنن و به ما یادآوری میکنن ریشههامون کجان. این قصهها فقط برای سرگرمی نیستن؛ توشون درس زندگی، طنز و راهحلهای قدیمی برای مشکلات پنهونه. البته، این کتاب بیایراد هم نیست. مثلا غلطهای ویرایشی هست، مثل مشکل فاصلهها یا نگارش غیراستاندارد بعضی کلمات. یا مثلا چون قصهها از آلمانی به فارسی برگردونده شدن، اون لحن محاورهای اصلی گاهی کمرنگ شده. بعضی داستانها هم انگار ناتمومن یا تکراریان، که برای مخاطب امروزی شاید جذابیت کمتری داشته باشه. یه انتقاد دیگه اینه که کتاب توضیحات بیشتری درباره زندگی مشدی گلین خانم یا زمینه تاریخی قصهها نداره، که برای پژوهشگرها میتونه نقطه ضعف باشه. ولی خب، هدف این کتاب ساختن یه اثر ادبی بینقص نبوده؛ قرار بوده صدای واقعی مردم رو حفظ کنه و توی این کار موفق هم بوده. در کل، قصههای مشدی گلین خانم یه شاهکاره که با همه سادگی و ایرادای ریزش، مثل یه الماس توی فرهنگ ایرانی میدرخشه. این کتاب و آثار شبیهش نه فقط قصهان، بلکه صدای ما، هویت ما و میراثیان که باید با عشق خونده و به نسل بعد سپرده شن.
معرفی: به دنیای شیرین و صمیمی قصههای مشدی گلین خانم قدم بگذارید. این کتاب مجموعهای است از داستانهای کوتاه و دلنشین که با زبانی ساده و روانی، گوشهای از زندگی روزمره مردم کوچه و بازار را به تصویر میکشد.
چه چیزی این کتاب را خاص میکند؟ * خودمانی و صمیمی: قصههای گلین خانم آنقدر خودمانی و صمیمی هستند که انگار کنار آتش نشستهاید و او برایتان قصه میگوید. گویی هر کلمه و جمله از دل و جان برآمده است. * تمهای تکراری، روایتهای متفاوت: با وجود اینکه بسیاری از تمهای این قصهها تکراری هستند، اما روایتهای متفاوت و نگاه خاص گلین خانم به هر موضوع، آنها را از یکنواختی خارج کرده است. * زبان محاورهای و شیرین: زبان محاورهای و شیرین قصهها، خواننده را به دنیای داستانها میکشد و حس نزدیکی بیشتری با شخصیتها ایجاد میکند. * نگاهی متفاوت به زنان: متاسفانه گلینخانم با نگاهی جنسیت زده به زنان و نقش آنها در جامعه میپردازد. او از دغدغهها، آرزوها و مبارزات زنان در آن دوران میگوید. شخصیتهای زن داستانهای گلین خانم اغلب شیطانی و غیر عمیق و منفی و مادی هستند و تلختر اینکه خودِ گلین خانم هم این موضوع و نگاه را پذیرفته و غیر عادی نمیداند.
برای چه کسانی مناسب است؟ * علاقهمندان به ادبیات شفاهی: اگر به قصههای عامیانه و ادبیات شفاهی علاقه دارید، این کتاب گنجینهای ارزشمند برای شماست. * کسانی که به دنبال داستانی شیرین و دلنشین هستند: اگر میخواهید ساعاتی را با داستانی شیرین و دلنشین سپری کنید، این کتاب برای شما مناسب است. * کسانی که به فرهنگ و آداب و رسوم ایرانی علاقهمند هستند: این کتاب تصویری جذاب از زندگی روزمره مردم ایران در گذشته ارائه میدهد. اگر به دنبال کتابی هستید که شما را به دنیای شیرین و صمیمی قصههای قدیمی ببرد، قصههای مشدی گلین خانم بهترین انتخاب برای شماست.
پای قصه های عامیانه ی مادربزرگی پر حوصله نشستن یک طرف، همه ی حس های دوست داشتنی ام در مطالعه ی فرهنگ که مدام در میانه ی مطالعه قلقلکم می دهند هم همان طرف، خلاصه اینکه این کتاب پر می کندم از حس های جالب!
این اثر را به توصیف، چه حاجت است؟ گذشته های بی تکرار، بقایای بافت زمان و مکانی که دیگر هرگز نمیتوان طعم شیرین فضایش را چشید.
چه قدر لذت بخش بود وقتی پیش مادر بزرگم رفتم و برخی قصه های کتاب و در کنارش خوندم. موقع شنیدن لبخندی شیرین بر لبش بود و سرش و پیوسته به نشانه تایید تکون میداد. تاییدش بیشتر حاکی از آگاهی و معرفتی عمیق نسبت به محتوای قصه ها بود. انگار خاطراتی براش یادآوری میشد و نسبت به تمام این گفته ها درکی عمیق داشت، گاهی اوقات برخی اصطلاحات عامیانه رو با مکث و تپق میخوندم. و اون بیان درستش رو برام ادا میکرد و خیلی سریع کلمه رو در یک جمله مثالی میاورد تا بگه منظور این اصطلاح چیه. خلاصه که انگار خود گلین خانم در کنارم نشسته بود.
البته که ارزش و اهمیت این دست آثار کم نظیر، صرفا به تجربه های شیرین خواندن آن خلاصه نمیشود، بلکه نیازمند واکاوی های گسترده پژوهشی است. یک منبع ساده و عیان و مفید از مختصات تاریخ اجتماعی ایران که بازگو کننده بسیاری از ابعاد تلخ و شیرین تاریخ زیست روزمره( اجتماعی) است. بازگو کننده تصورات عامیانه، هنجارها و اخلاقیات قشرهای مختلف گرچه بعضا کمی اغراق شده و غیر منطقی اما قابل تامل و تکان دهنده
این کتاب برای من بسیار شیرین و زیبا بود پر از فولکلور و فرهنگ و آداب و رسوم قدیم. البته خیلی از انها رو قبول ندارم برای زندگی الان ولی خوندن شون دلپذیر بود اونهم از دهن یه پیرزن قدیمی.بعضی قصه هاش هوش یا جسارت زنها رو حتی در اون موقع خیلی جالب نشون میده.
کتاب قصههای عامیانه مشدی گلین خانم، مجموعهای از ۱۱۰ قصه عامیانه ایرانی است که توسط الول ساتن، شرقشناس و ایرانشناس مشهور جمعآوری شده است. راوی قصهها، زنی به نام گلین خانم بود که اهل بروجرد بود اما در نوجوانی همراه با خانوادهاش به تهران میآید. او اغلب به مراقبت از فرزندان خانوادههای اعیان تهران اشتغال داشت و از طریق یک روزنامهنگار ایرانی با ساتن آشنا میشود. ساتن آن زمان در طی جلسات متمادی به ثبت قصههای او میپردازد و هرآنچه که گلین خانم میگوید ثبت میکند و مجموعهی ارزشمندی را ایجاد میکند. گلین خانم زمانی که رادیو تهران تاسیس شد، مدتی با رادیو همکاری داشت و هر هفته قصههای او از رادیو مرتب پخش میشد. گفته میشد که او قادر بود هر روز قصهی متفاوتی را تعریف کند. متن کتاب روان و خوشخوان است و ممکن است در بعضی صفحهها لغات قدیمی و ناآشنا وجود داشته باشد. در اصل این کتاب ۱۱۷ قصه بود که ۸ قصه در ویراش حذف شد. کتاب در ۴۷۹ صفحه و قطع وزیری به چاپ رسید و برای گروه سنی بزرگسال علاقهمند به قصه و داستان و ادبیات عامیانه، مناسب است.
نویسنده کتاب پل الول ساتن ايرانشناس بريتانيایی است. دولت بریتانیا او را در زمان جنگ جهانی دوم بهعنوان کارمند راديو بريتانيا به ايران میفرستد. ساتن در منزل دوست ديپلماتش با مشدی گلين خانم آشنا میشود. مشدی گلين خانم پيرزنی است شهره به قصهگویی و دانستن قصههای بسیار. الول ساتن شيفتهی داستانها و شيوهی قصهگویی او میشود و تصميم می گیرد آنها را بنویسد و ثبت کند. الول ساتن پیش از جنگ مدتی در شرکت نفت ایران و انگلیس کار و در آبادان زندگی میکرد. او ۱۱۷ قصه را از زبان گلین خانم مکتوب کرده است.این قصهها بعدها به آلمانی و فارسی ترجمه و منتشر شدهاند. خواندنش خيلی لذت بخش بود.