از لحاظ ویراستاری شاید زیاد قوی نیست و پاراگراف ها گاهی خیلی طولانیند، ولی با این حال کتابیست بسیار خواندنی. با این داستان ها اوضاع زندگی مردم یزد و ایران و رو در دهه 30 و 40 یزد از نزدیک لمس کردم و خیلی مسائل رو که فقط به طور مختصر از زندگی قدیمیا به گوشم خورده بود، بهتر و کاملتر درک کردم. البته حس کردم بعضی جاها هم نویسنده اغراق میکنه و یه جا خودشم اشاره میکنه که به داستان«شاخ و برگ» میده. با این وجود لذت بردم و باید بگم شاید بیشتر از همه جنبه فمینیستی کتاب رو دوست داشتم؛ وجود این زنان در یکی از مردسالارترین دوره ها، دفاعشون از کسایی که نمیتونستن از خودشون دفاع کنن یا حتی حمایت از حقوق خودشون. جنبه ی دیگه ای هم که واقعا دوست داشتم و به نظرم به خاطرش خیلیا باید این کتاب رو بخونن، داستانهاش درباره ی آدما از ادیان و اقوام مختلفه. این که شیعه، سنی، یهودی، زرتشتی، کرد، فارس و ارمنی چقدر زیبا تفاوت هاشون رو فراموش میکنن، (تفاوتهایی که در واقع اهمیتی نباید داشته باشند) و با هم کار میکنند، با هم سفر میکنند و حتی با هم میرقصند!
این کتاب یه ریویوی مفصل میطلبه که خودم یادم بمونه چی خوندم. یک هفتهست تمومش کردم ولی هرچی صبر کردم تمرکز روحی کافی برای نوشتن ریویو پیدا نکردم.
پس خیلی خلاصه بگم که این کتاب قسمتی از خاطرات دکتر محمدحسین پاپلی یزدی را شامل میشه که فقط روایت زندگی خودش نیست. روایت زندگی آدمهای مختلفی هست که بسیار تفکربرانگیز، در بعضی موارد ناگوار، در بعضی موارد جالب توجه و چالش برانگیز و آموزنده هستند.
خیلی دلم میخواست اشارهای به قسمتهایی که بیشتر مورد توجه توجهم بود بکنم تا در خاطرم بمونه.
چقدر درد توی این کتاب نهفته بود و چقدر درس برایم داشت. دردهایی که سرمنشا اکثرشان ناآگاهی بود و تعصب و اعتقاداتی بیبنیاد و بعضی وقتها فقر.فقر مالی و فرهنگی هریک از داستانها و ماجراها از آنرو شگفت زدهات میکند که واقعیت انکارناپذیر هستند. بعضیها یک تراژدی محض، بعضیها رویایی و چندی هم غیر قابل تصور مینمودند، آنگونه که اگر به آدرس و نشانیِ دقیق روایت نمیشدند باورشان شاید محال بود. اما با خواندن این خاطرات و سرگذشتها، آدم در مییابد وقتی در یک ناحیه نسبتا کوچک از یک کشور، اینهمه اتفاق عجیب و غریب رقم میخورد، پس شنیدن داستانهای واقعی اعجاب انگیز از این دنیای بی دروپیکر نباید دور از ذهن باشد اکثر خاطرات جنبهای تامل برانگیز داشتند، اما خواندن سرگذشت دو نفر، عجیب دگرگونم ساخت؛ داستان زری، بیشک تکان دهندهترین و حزنانگیزترین اتفاق بود با یک پایانِ زیبا و رشک برانگیز. و ماجرای اصغر حمال که معادلات ذهن معمول و طبیعی را برهم میزند و آدمی را ساعتها به خود مشغول میسازد. ماجراهای بخش کردستان هم در عین اینکه یک تراژدی محض بود، بخشی از تاریخِ این سرزمین و هویت و فرهنگ این مردمان نازنین را به تصویر کشیده بود. چه اشکهایی که با خواندن تکتک ماجراهای تلخ و دردآور این کتاب بر گونه آدمی جاری میشوند و چه بغضهایی که فرو خورده میشوند.
پ.ن: یک تشکر ویژه به دوست عزیزم مدیونم، بابت این هدیه ارزشمندش. وقتی که به نیمههای کتاب رسیدم تازه پی بردم که چرا انقدر اصرار داشت این کتاب رو بخونم. ممنونم نرگس عزیز، این کتاب یکی از بهترین و اررزندهترین هدیههای تمام عمرم بود. (فقط با خوندن هر ماجرای تلخ تو دلم میگفتم چرا دوست داشتی انقد اشکم و دربیاری)
از متن کتاب: سیستم آموزشی اساس پیشرفت و توسعه فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی کشور است. هر کشوری که دارای سیستم آموزشی، تحقیقاتی مستبد، حقیر و فقیر باشد نباید انتظار توسعه در هیچ زمینهای را داشته باشد. معلم که فقیر و حقیر شد کل مملکت فقیر و حقیر است. حالا هر چه سیاستمدارها میخواهند داد و فریاد بزنند "آهای توسعه یافتیم". همه به آنها میخندند. معلم که حقیر شد آزادی میرود و استبداد میآید. معلم هم اگر زیادهروی کرد و وظایف معلمی خود را درست انجام نداد، وارث انبیا نیست، وارث شیطان است
در ممالکی که فرهنگ اعتراض نیست، اعتراضها فشرده میشود و مثل دیگ بخار بدون منفذ تحت فشار قرار میگیرند. بعد این دیگ بخار میترکد. این ترکیدن اسمش انقلاب است. آنها فکر میکنند اگر جلوی اعتراضهای مردم را بگیرند بر خر مراد شوار خواهند بود، باید بدانند که هر 25 تا 40 سال اعتراضهای مردم منفجر میشود. آن وقت هیچکس جلودار آنها نیست
شرح حال زندگی حسین پاپلی یزدی در دهه های ۳۰ و ۴۰ شمسی در یزد و سفرها و ماجراهایی که برای خودش و یا آشنایانش پیش آمده. کتاب نگاهی مردمشناسانه دارد و با دقت و جامعیتی که درتوان نویسنده است به شرح تحولات طبقات مختلف اجتماع آن زمان میپردازد. توصیف ها و جزییات روایت شده بسیار به جا و متنوع است. گوناگونی شخصیتها، فضاها، ماجراها،و توصیف بافت روستایی، شهری، و یا اجتماعات کوچکتری مثل مکتب یا گاراژ و یا ساز و کارها ومناسبات اجتماعی دیگر به خوبی بسط داده شده. نثر زنده و روانی دارد و دیالوگها به اندازه و به جا آمده اند. حسین پاپلی یزدی همانطور که خودش هم از کودکی به یاد دارد قصهگوی خوبی است و با اینکه گهگداری هم ممکن است صحبتهایش به حاشیه برود اما بلد است چطور خواننده را دنبال خودش از یزد به مشهد و قزوین و مهاباد و حتا کردستان عراق بکشاند و او را با جزئی ترین گوشههای زندگی مردمان این نواحی آشنا کند
اصولا عادت ندارم برای کتاب هایی که می خوانم نقدی یا توضیحی که در ذهنم جاریست بنویسم ، فکر میکنم هر کتاب فردی است که ذات و جوهر خودش را دارد و وقتی برای اولین بار با خواننده اش برخورد میکند دنیای یکدیگر را تغییر می دهند حتی تغییری به قیمت سکون! اما وقتی ایرانی باشی و در کشوری زندگی کنی که مدام در حال دگرگونی و تغییرات است و عمیقا وجود و ذهنت را درگیر با اجتماع میبینی و با خود فکر میکنی گذشته بهتر بود که ما ندیدیم یا حال که نمی فهمیم اش یا آینده ای که مبهم است دلت را به دریا میزنی و میبینی کتابی در دست داری که گاهی پاسخ پرسش هایت را می دهد، اما از همه پرسش و پاسخ ها تنها به یک جمله از کتاب بسنده می کنم که شاید بهترین توصیف از وضع موجود در ایران و یا بخش هایی از جهان باشد آنجا که نویسنده می گوید : « در عالم ۱۵ سالگی نتیجه گرفتم اینجا بهشتی است که آدم ها جهنم اش کرده اند ».....
کتاب مجموعهای از خاطرات محمد حسین پاپلی یزدی است. فضای داستان برای ادمهای پا به سن گذاشته غریبه نیست. با درجات متفاوتی همچنین فضایی در همه شهرهایمان وجود داشته. برای من نیز! به نظرم کتاب در ادامه خسته کننده به نظر میرسد. شاید انسجام خوبی بین بخشهای مختلف آن نیست. بعلاوه افزایش مجلدات به دلیل درخواستهای مخاطبان، دلیل موجهی به نظر نمیرسد. بیان وقایع بعضا با جزئیات آن ضمن جذابیت، غبطه آور است. کاش همه ما وقایع نگار زندگی خودمان باشیم. حداقل برای خودمان.
این کتاب جلد ۱ و ۲ رو شامل میشه ولی من فقط جلد ۱ رو خوندم. داستانها جالب بود ولی بعد از جلد یک دیگه کمکم علاقهام رو به ادامه کتاب از دست دادم، قطعا از جذابیتهای داستانها و خاطرات کم نشده بود ولی برای من سبک نویسنده دیگه جذابیت سابق رو نداشت و تکراری شده بود.
شاهکاااار شاهکااااار شاهکااااااااار در طی دو هفته ای که این کتاب رو میخوندم پیر شدم و جوان شدم فقیر شدم ثروتمند شدم مردم و زنده شدم بی فرهنگ و با فرهنگ شدم عاشق و فارغ شدم و هر شغلی که متصور بشی از حمال و ماشین شور و بیکار تا پزشک و پروفسور و میلیونر.. من در این دو هفته به اندازهی هزااار سال زندگی کردم و هربار در قالب انسانی متفاوت با درکی متفاوت از جهان و اتفاقاتی کاملا متفاوت که حتی شنیدنشون هم برایم جدید و تا قبل ازین در کتاب فکریم ناموجود بود چه برسه به اینکه در این عمر کوتاه بتونم تجربشون کنم چقدر خوندن کتاب های مستند زندگی های انسانهای مختلف این جهان اونهم با این نگاه ظریف و دقیق برای یاد گرفتن روندن ماشین پیچیدهی جهان لازمه و هر ورقشون به جهان ذهنمون درمورد موضوعات مختلف عمق و پختگی خاص و منحصر بفردی میبخشه من خاطرات اعیانی زیادی در زمانه ی تاریخ معاصر خوندم که اونها هم خوندنشون لطف زیادی داشت ولی واقعیت اینه که تاریخ حقیقی کشورمون رو همیشه همین افراد متوسط جامعه رقم میزنن که جمعیت بیشتری از کشورهارو شامل میشن و اینجاست که به واقعیت اعمال حکومت در کشور پی میبریم چه خوب و چه بد.. خیلی خوشحالم ازینکه این کتاب رو خوندم و به نقل به مضمون از فیلم "arrival" که میگفت برای فهم همدیگه باید اول زبان هم رو بلد باشیم و بعد قضاوت کنیم، این کتاب و بقیه کتاب های مستند کمک میکنن که زبان همدیگه رو بیشتر بفهمیم، جهان فکریمون رو وسعت ببخشیم و در نتیجه تصمیمات منطقی تر و آزموده شده تری در زندگیمون و در روابطمون بگیریم...
کتاب را چند سال پیش خریده بودم. یادم نمیآید کی. قیمتش با جلد گالینگور و ۶۳۰ صفحه کاغذ سفید سنگین ۲۸ هزار تومان بود. کتاب را که تورق میکنی یک سری نشانههای یزدی بودن را در همان نگاه اول میفهمی: حاشیههای سفید کتاب حداقل ممکن است. فاصلهی خطها حداقل ممکن است. دیالوگهای گفتم گفت پشتسر هم ردیف شدهاند. اینطوری نیست که مثل بعضی کتابها یک خطش «گفتم: چه؟» و خط بعدش «گفت: به تو چه.» و خط سوم «گفتم: چی به من چه؟» و خط چهارم پاسخش باشد. همهی این گفتم گفتها پشت سر هم در یک خط ردیف شدهاند. و همهی اینها بوی صرفهجویی در مصرف کاغذ میدهند.
چند بار خواندنش را شروع کرده بودم. اما نمیدانم چه شده بود که نتوانسته بودم ادامه بدهم. این بار که «شازده حمام» را دست گرفتم دیدم ۳۰-۴۰ صفحهی اول را حداقل دو بار شروع کردهام و ادامه ندادهام. حالا که جلد دوم را هم تمام کردهام با جرئت میگویم که یک شاهکار به تمام معنا است: خاطرات محمدحسین پاپلی یزدی، استاد جغرافیای دانشگاههای ایران از خاطرات دوران کودکی و نوجوانیاش در حوالی سالهای ۱۳۳۰ تا ۱۳۴۶ در شهر یزد یک شاهکار ادبی است. این که من در مواجهه با این شاهکار از همان اول در آغوش نکشیدمش برایم عجیب است. شاید همیشه همینطور است. اول مزه مزه میکنی. میروی. برمیگردی. و یکهو میبینی که غرق شدهای. شازده حمام یک جور زندگینامه است. هم زندگینامهی خود پاپلی یزدی است و مسیرهایی که رفته و هم حکایت زندگی خیلی از آدمهایی که توی زندگیاش دیده. آدمهایی که در یک سری بزنگاهها یک سری تصمیمها گرفتهاند و به سرانجامهای مختلفی دچار شدهاند. این که ببینی بعضی تصمیمهای کوچک در دراز مدت چه اعوجاجهایی در مسیر زندگی آدمها ایجاد میکند همیشه جذاب است. اینکه ببینی بعضی تصمیم نگرفتنها در درازمدت چه بلایی سر آدمها میآورد به تو امکان مقایسه میدهد. بیدارت میکند... شازده حمام یک جور تاریخ اجتماعی ایران است. دورهی تبدیل یک آدم سنتی ۳۰۰۰ ساله به یک آدم مدرن. برخوردهای مردم عادی کوچه و بازار با تکنولوژی. برخوردهای مردم عادی با وقایع سیاسی اقتصادی بزرگ عصر خودشان. حوادثی که خودشان در ایجادش سهمی نداشتهاند، اما زندگیشان به شدت تحت تأثیرش قرار گرفته. تبدیل شهر به شدت سنتی یزد به یک شهر مدرن. حاشیهها و آدمهای حاشیهای. توصیف بعضی رفتارها که تکرارش را تا ۵۰ سال بعد هم میبینی... صفحات و ماجراهایی از زندگی پاپلی یزدی بود که من را واقعاً میخکوب کرد. حس میکنم یک سری تصویرسازیها و روایتهای بیغل و غش پاپلی یزدی در این کتاب تا پایان عمر همراهم باشد. داستان نذری صغری خانم و همکاری شیعهها و سنیها و یهودیها و زرتشتیهای شهر یزد برای ادای سوگند یک زن فقیر و آن همزیستی مسالمتآمیز رویایی و روایتهای پاپلی از سفر یک پسر ۱۵ ساله از یزد به سردشت و ماجراهای کتیراگیری و مرتضایی که برای گرفتن یک پروانه از بلندای یک دره در کوهستانهای کردستان عراق سقوط کرد و بدنش خوراک شغالها شد و حوادث بعدی و قبلیاش و آن زنها و دخترهای کرد و چه قدر روایت پاپلی در آن صفحات دردناک و عجیب و تکاندهنده و خود زندگی بود. ساده، خوشخوان، تکاندهنده. آن قدر شازده حمام را دوست داشتم که رفتم جلد سه و چهارش را هم یکجا با همهی گرانیاش خریدم. هیچ تردیدی هم نکردم. خیلی وقت بود که برای خریدن یک کتاب اینگونه بیتردید نشده بودم!
نقدها رو خوندم. گفته بودن اگه کسی به کتابهای سفرنامه و زندگینامه علاقه داره این کتاب رو بخونه. میخوام بگم حتی اگه به این نوع کتابها علاقه ندارین هم این کتاب رو بخونین. انقدر توصیفها عالیه که طی این چند هفته ای که این کتابو خوندم کاملا با نویسنده همراه شدم. رفتم به دهه های ۳۰ و ۴۰. این کتاب این قابلیتو داره که شدیدا شما رو همراه خودش بکشونه. نمیدونم سادگی بیان آقای پاپلی هست، یا سادگی زندگی مردمای گذشته، یا حتی طرز فکر آقای پاپلی، که بسیار پخته و دنیا دیده هستن ایشون، هر چی هست خیلی دوست داشتنیه. کل مدتی که این کتابو میخوندم حسرت اینو میخوردم که چرا تک تک شهرای ایران یه حسین پاپلی نداشتن تا ما بتونیم با ایران دهه ۴۰ اشنا شیم. هر چند ایشون سفر زیاد کرده و از شرایط خیلی از شهرای ایران نوشته اما اون قسمتای خاطرات مربوط به یزد کاملا مشخصه با علاقه نوشته شده و خیلی ناب هست. دلیل اون یک ستاره ای که کم کردم اینه که منم مثل خیلی از کسایی که نقد نوشتن، قسمت اول جلد دوم یعنی تا قبل از داستان کتیرایی ها و سفر به کردستان رو دوست نداشتم. احساس کردم اون قسمت یه جور ادای دین به آشناهاشون بود. البته این فقط حس منه. نمیدونم شاید سختگیری بی مورد کردم چون زحمتی که برای این کتاب کشیده شده ارزشش خیلی زیاده.
قصه ی واقعی عشق، تلاش، سیاست، فقر، اختلاف طبقاتی، ایثار، فرهنگ، قدرت، ضعف... قصه مردایی که کلی زن را از راه بدر کردن و قصه ی مردایی که با زنای فاحشه ازدواج کردن(نمیتونم درک کنم وقتی وسط دعوا به اون مردا میگفتن من با زنت خوابیدم چه حسی داشتن!؟) قصه ی کتیرایی بهاباد!قصه ی ترسوندنمون از کوردهای سُنی،قصه ی انسانیت ارمنی ها . قصه ی پدر نزول خواری که اجازه نمیداد دکترِ مردبیاد و بچه ی دخترِ رو به مرگشو بدنیا بیاره چون از نظر اسلام گناه بود!!همین تفکر باعث شده بود دخترش سر زا فوت کنه🙃 قصه ی زنهایی که قبل از انقلاب برای حقوق اولیه شون جنگیدن وپیروز شدن( امیدوارم اینبارم پیروز بشن) قصه ی آدم های فقیری که ساختار شکنی کردن و راه های نو ایجاد کردن و سر از کشورای دیگه در اوردن و تاجر و پزشک شدن🙂 قصه ی دخترایی که حذف شدن تا جامعه سالم تری بوجود بیاد!
قصه ی بچه های نسل جدید که اعتراض کردن رو یاد گرفتن🙂 قصه هایی که بقول بنفشه طاهریان نشون میده ما از هزار سال پیش همینیم...
داستان ادم هايي كه در فقر و نداري به دنيا امده اند و بعد طي ماجراهايي ثروت هنكفتي به هم زده اند را زياد شنيده ايم، اما شازده حمام با بقيه فرق دارد يكي از بهترين ها در نحوه روايت ماجراهاست. دوست داشتم اين كتاب را...
بیژن شروع کرد به خواندن یک شعر کُردی؛ گفتم همین شعر رابنویس. گفت مگر میشود شعررا هم نوشت؟ دو ساعتی طول کشید تا ده دوازده کلمه کلیدی آن شعر را نوشت، خیلی شاد شده بود. گفتم...که دوستش داری، سواد دارد؟ گفت نه. گفتم اگرکاری کنی که او هم بتواند بخواند می توانی برایش نامه بنویسی. مثل این که کشف بزرگی کرده است گفت خوب تو درسش بده، گفتم من نمیتوانم گفت چرا؟ گفتم خوب من مرد هستم. گفت خیلی خوب، خیلی خوب، تو مرد هستی پس درسش بده تو که نامرد نیستی.
شازده حمام كتابي جادويي است. وقتي ميخواهي توضيحش بدهي، ميشود خاطرات كودكي و نوجواني يك نفر استاد جغرافي يزدي فرنگ رفته . وقتي ميخوانيش، ميبيني كه حسين آقا دنياي جديدي روي كاغذ خلق كرده است كه جتي اگر همسايه اش هم بودي ممكن نبود توي اين دنيا زندگي كرده باشي. ميخواهي سنت گرا باش يا مدرنيست، آخوند باش يا دانشگاهي. هر چه ميخواهي باش. اين كتاب برايتلحظه هايي دارد كه تا عميق ترين تارهاي عصبيت را تحريك ميكند.
درود با تشکر از دکتر پاپلی به خاطر همت والا��ون در نوشتن این کتاب یزدی ها که حتما بخونن غیر یزدی ها :فقط اینوبه اونایی که نخوندن بگم که کتاب رو بخونید فقط به یک دلیل واونم به دلیل انتخاب اسمش. انتخاب اسمش عالیه. البته شما با یک کتاب مستند و زیبا روبرو خواهید شد و از خوندن اون لذت خواهید برد مرسی شازده
شاهکاری شیرین، با اشک ها و لبخندهای تواَمان. قندِ عسلی که برای تموم کردن فصل آخرش-که یک داستان دنباله دار بود- تا این ساعت(۴صبح) بیدار موندم. ای وای که چه خوش بود روزایی که به خوندن این کتاب گذشت. اصن انگار تو یه دنیای موازی، تو شهر یزد دهه ۳۰ متولد شدم، زندگی کردم، یاد گرفتم و بزرگ شدم! این چی بود آخه؟ اگه زندگی انقدر پربار باشه پس زندگی ماها چیه؟ چقدر مفتخرم که این کتاب رو خوندم. حالا باید در به در دنبال جلدهای سوم و چهارمش بگردم. خاطراتی توش نقل شده که الحق و الانصاف میشه با هر کدومش فیلم سینمایی ساخت. داستان "کتیرایی ها" که تقریبا یک چهارم یا یک پنجم کتاب رو گرفته که جناب محمود دولت آبادی باید ازش یه کلیدر دیگه خلق کنه. امان از این کتاب، امان از این زندگی پُربار، امان از این زندگی، امان از این دنیا!
چند سال پیش یکی از همکارانم این کتاب رو خونده بود و به من هم چون میدونست به کتابهایی از این دست که در مورد گذشته است، علاقه دارم ، پیشنهاد داد حتما بخونمش. کتاب خاطراتِ نویسنده است . بنابراین نباید انتظار زیادی در مورد سبک و شیوه آن داشت. عامیانه است ولی چون من علاقه زیادی به یزد دارم ، از خواندن آن لذت بردم . جلد دوم رو بیشتر دوست داشتم .
یکی از زیباترین کتاب هایی که خوانده ام!!! کتاب نثری ساده و گویا دارد اما به نظرم چون از دل برآمده ... بر دل می نشیند... داستان های افراد واقعی در گذر زمان که بسیار الهام بخش هستند. حین خواندن کتاب چندین بار شگفت زده شدم و بخش هایی از کتاب رو با دوستانم به اشتراک گذاشتم... به چندین نفر هم توصیه کردم.
مطالعه این کتاب نه تنها برایم لذت بخش بود بلکه تصور من را هم نسبت به خیلی مسائل عوض کرد. شازده حمام خاطرات دکتر پاپلی در دو دهه 30 و 40 بوده و خیلی از مشکلات مالی، فرهنگی و همچنین استثمار و فساد جامعه را به خوبی به تصویر می کشد. قلم این نویسنده بسیار روان و شیوا است. حرف ها و نقدهای آقای پاپلی واقعا مرحمی بر حرف های فروخورده خیلی از افراد است. البته تنها مشکل این کتاب از دید من تکرار بعضی جملات بوده، که آقای پاپلی اشاره کرده اند این کتاب صرفا خاطرات ایشون هست و جنبه ادبی و آماری ندارد.
زمانی که جلد دوم شروع کردم به خوندن اصلا جذبم نکرد، ولی از جایی که به ماجرای کتیرایی ها رسید خیل خوب بود. کلا از نظر داستانی و اتفاقاتی که افتاده خیلی کتاب جالبی بود، اما بعضی جاها که یک سری تحلیل ها اضافه میکرد بیشتر تحلیل ها ابکی بود با نظرات من خیلیی هم جهت نبودن.
چون خودم جامعه شناس هستم و يك فرهنگي. خوندم و يادگرفتم ،خوندم و يادگرفتم. كتاب بيش اندازه برام جذاب بود. به نظرم اوجب واجبات براي هر ايرانيه كه اين كتاب رو بخونه. من از دكتر پاپلي و اون دوست عزيزي كه اين كتاب رو بهم معرفي كرد خيلي سپاس گزارم😍 خيلي حرفا براي يادگيري داره
این کتاب بر اساس تجربیات دکتر "محمدحسین پاپلی یزدی" از دوران کودکی ، نوجوانی و جوانی در منطقه ای محروم از شهر قدیمی و کویری یزد به رشته ی تحریر درآمده است. وی در سال 1327 در یزد متولد شد و دوران کودکی و نوجوانی خود را در آنجا گذراند. دکتر "محمدحسین پاپلی یزدی" مدرس مهمان دانشگاه سوربن در فرانسه و فارغ التحصیل رشته ی جغرافیا در ایران است. حتی باهوش ترین افراد 55 ساله نمی توانند خاطرات اولیه ی دوران کودکی خود را به درستی تاریخ گذاری کنند و ادعا کنند که یک خاطره مربوط به یک روز و سال خاص است، با این حال چیزهای مبهمی از خاطرات اولیه ی کودکی فرد در خاطر او می ماند. البته این قاعده درباره ی بچه های مرفه یا معاصر صدق نمی کند؛ چرا که با بهره گیری از تجهیزات پیشرفته ی امروزی، والدینشان به طور مداوم از آن فیلم می گیرند و تاریخ ، زمان ، روز ، ماه و سال حوادث را در فیلم بیان کنند. و اگر این فیلم هر چند هفته یکبار به بچه ها نشان داده شود ، ممکن است بتوانند تجربیات دوران کودکی خود را دقیقا همانطور که بوده در شصت، هفتاد سالگی به خاطر بیاورند. افرادی که در سال 1327 در یزد متولد شدند ، هنوز بخش زیادی از تکنولوژی رایج امروز نظیر ضبط صوت، تلویزیون، کامپیوتر و فیلم را در اختیار نداشتند و به این سبب، فقدان خاطرات دوران کودکی، همیشه برایشان گیج کننده بوده است. دکتر "محمد حسین پاپلی یزدی" نیز همین شرایط را داشته، اما می تواند تفاوت بین خاطرات دوران پیش دبستانی و خاطرات دوران دبستان و بعد از آن را تشخیص دهد و حاصل آن، کتاب پیش رو با عنوان "شازده حمام 1و2" است.
کتاب رو که میخونی فکر میکنی داری انشاهای یه بچه راهنمایی رو میخونی. کتاب یه چیزی شبیه همون داستانهای امیراسلان نامداره که همه آدم بدها به سزای اعمالشون میرسن و آدم خوبها اگرچه سختی میکشن ولی تهش همه پولدار و خوشبخت میشن. اینها باعث میشه که فکر کنی نصف داستان ها رو نویسنده از توی شکمش درآورده. در هرصورت اگه داستان عزیز و اصغر و مادر مرتضی واقعی باشه خیلی دوست داشتم عکسشون در انتهای کتاب میذاشت یا اینکه اسم کاملشون رو میگفت که قابل سرچ کردن باشن. بهرحال همچین پولی که عزیز بهم زد باید باعث شه اسمش جز ثروتمندترین ایرانیهای جهان بشه. یه نکته دیگه هم اینکه نویسنده بارها تاکید میکنه که درس خوندن مساوی خوشبختی و به جایی رسیدنه. این طرز تفکر برای پنجاه سال پیش عالیه ولی الان وقتی همه کمش فوق لیسانس دارن این درس خوندنه یه جورایی اتلاف وقته. توی دوره زمونه الان به چیزی بیشتر از درس خوندن خالی احتیاجه. هرچند خودم کل زندگیم رو درس خوندم ولی فکر میکنم شاید اگه کار دیگه ای میکردم موفق تر میبودم. در اخر اینکه کتابو دوست داشتم و شاید یه روزی دوباره بخونمش و اون موقع بیام اینجا ادیت کنم.
This entire review has been hidden because of spoilers.
محمد حسین پاپلی یزدی روایتی سلیس و خوندنی از دوران کودکیش رو توی این کتاب نوشته... فقط خوندن خاطرات نیست به نکته های خیلی جالبی از دیدگاه یه جامعه شناس اشاره میکنه که واقعا خوندنی و جذابن. این کتاب چهار جلده من الان جلد اولشو تمام کردم. آخرین مطلبش توصیف شبهای خنک تابستونه که روی پشت بوم زیر آسمون پرستاره یزد میخوابیدن و صبح زود با صدای زنگوله ی شترهایی که میوه و اجناس سمت شهر میاوردن، بیدار میشدن... به راحتی میشه غرق این توصیفها شد.