محمدعلی بهمنی، متولد ۱۳۲۱ در شهر دزفول. او بدون شک یکی از مهمترین و جدیترین غزلسرایان جریان موسوم به «غزل مدرن» است. نگاه انسانی و زبان ساده و تغزل بکر او، موجب شده است تا شعری بسراید که عوام آن را با لذت بخوانند و در عین حال خواص هم بپسندند. شعر او دیرتر از زمانی که شایستهاش بود مورد توجه و استقبال قرار گرفت، اما او توانست با حضور پیگیر خود در عرصه غزل، نام خود را به عنوان یک شاعر خلاق به اثبات برساند.
از او تا کنون مجموعههای متعددی به چاپ رسیده است که در این میان میتوان نام برد از «گاهی دلم برای خودم تنگ میشود (۱۳۶۹)»، «شاعر شنیدنی است (۱۳۷۷)» و «نیستان (۱۳۷۹)». بهمنی درسال ۱۳۷۸ به عنوان غزلسرای برگزیده، جایزه تندیس مهر را از آن خود ساخته است.
مرگ هم به تساوی تقسیم نمی شود حیرتا ! که هنوز کسی به سهم کمش از مرگ اعتراض نکرده است
یاد تنهایی اتاق خودمان می افتم
باید به فکر تنهایی خودم باشم دستِ خودم را می گیرم و از خانه بیرون می زنیم در پارک به جز درخت هیچ کس نیست روی تمام نیمکت های خالی می نشینیم تا پارک از تنهایی رنج نبرد دلم گرفته یاد تنهایی اتاق خودمان می افتم
مضامین تکراری بودند. حتی شیوه ی سرودشان هم بوی کهنگی می داد. فقط بعضی قسمت ها را دوست داشتم که کمتر تکراری بودند.
چه صدایی است شعر؟ می اندیشم و شنیده می شوم *** جهان کوچک تر از آن است که گمت کند... *** از ارتفاع خواب پرت شده ای؟ درک ام کن از بلندای شعر فرو که می اندازی ام! *** مرگ هم به تساوی تقسیم نمی شود حیرتا! که هنوز کسی به سهم کم اش از مرگ اعتراض نکرده است. *** ...تلخا که آیینه به بادافره حذف معنا از صورت مشاطه را عقوبت انسان خواست *** همین امروز شعر در گلوی مدادم ماند و زمان به تراشیدنی متوقف ام کرد *** با چه قلمی کابوس ها نقش می زنند خود را بر چهره ات که صبح توان پاک کردنش را ندارد؟ ... این همه هیولا چه گونه جا خوش کرده اند پس تو کجایی سلول هستی؟ ***