احمدرضا احمدی در ساعت ۱۲ ظهر روز دوشنبه ۳۰ اردیبشهت ماه ۱۳۱۹ در کرمان متولد شد. پدر وی کارمند وزارت دارایی بود و ۵ فرزند داشت که احمدرضا کوچکترین آنها بود. جد پدری وی ثقةالاسلام کرمانی، و جد مادریاش آقا شیخ محمود کرمانی است. سال اول دبستان را در مدرسه کاویانی کرمان گذراند و در سال ۱۳۲۶ با خانواده به تهران کوچ کرد. در دبستان ادب و صفوی تهران دوران ابتدایی را به پایان برد و دورهٔ دبیرستان را در دارالفنون تهران به پایان رساند. در سال ۱۳۴۵ دورهٔ خدمت سربازی را به عنوان سپاهی دانش در روستای ماهونک کرمان آموزگاری کرد.
«ما را با زبان با دشنام با نگاه با تمسخر سلاخی میکنید ما نمیدانیم میخواهید تکههای رویایِ ما را به کدام درخت خشک و تیرهای برق بیاویزید ما در مقابل شما مطیع آرام و ساکت هستیم گاهی که به فغان میآییم فقط به صدای حزنانگیز کمانچهای در تاریکی شب در کوچهای بنبست پناه میبریم پناهگاه ما وسعت ندارد مرطوب غمزده و نمور است بوی ماهی گندیده میدهد
سبد خالی را به کوچه میبریم برای تکهای نان و خوشهای انگور که باید زخمهای ما را مداوا کند
دیگر سحرخیز نیستیم شما در صبح زود با دشنهها ساطورهای براق در انتظار ما هستید گاهی دشنهها و ساطورهای براق شما را در خواب میبینیم که به سوی ما با سرعت میآیند آرام با خودم میگویم پس شما خواب ما را هم فتح کردید
صبحها روی بالش قطرههای رویای شبانه را میبینیم که خشک شده است
دیگر به دنبال سکوت هستیم که در میان ملافههای ما پنهان شده است ما هم با سکوت در میان ملافهها پنهان میشویم
از پشت پنجره صدای آنها را میشنویم که نمیخواهند سرنوشت خود را با ما تقسیم کنند.»
--------------------- اول کتاب نوشتهام: «۲۳ خرداد ۱۴۰۱ خرید از کافه کتاب آفتاب همراه با مامان و نبودنِ تو.» گویی دایرهایست این جهان؛ هرچه میروی، بازمیگردی.