Jump to ratings and reviews
Rate this book

پیدایش انسان

Rate this book

60 pages, Paperback

Published January 1, 1977

3 people want to read

About the author

Mikhail Nesturkh

3 books6 followers
Mikhail Fedorovich Nesturkh (Russian: Михаил Федорович Нестурх) (1895-1979) - Soviet primatologist and anthropologist, doctor of biological sciences (1962), professor (1967).

Ratings & Reviews

What do you think?
Rate this book

Friends & Following

Create a free account to discover what your friends think of this book!

Community Reviews

5 stars
1 (20%)
4 stars
0 (0%)
3 stars
2 (40%)
2 stars
2 (40%)
1 star
0 (0%)
Displaying 1 of 1 review
April 21, 2020
شناسنامه‌ی کتاب: پیدایش انسان
نویسنده: نستورخ، میخائیل فدرویچ / مترجم: حمید مؤمنی / چاپّ ؟ - نشر احیاء؛ تبریز؛ احتمالاً 57-1356
نمره: 10/5 (~ 5/2)

این کتاب –یا بهتر بگوییم، کتابچه- ترجمۀ یک کتاب نیست بلکه ترجمۀ زیرنویس و توضیحات یک نوارِفیلم* روسی‌ست. درواقع همانطور که مترجم در مقدّمۀ کوتاهش توضیح داده، «ترجمه‌ی دیافیلمی است که پروفسور نستورخ، انسان‌شناس بزرگ شوروی، برای دانش‌آموزان تهیه کرده». چنین نوعی از ترجمه –بِتَصریحِ مترجم، که در ادامه ذکرخواهم‌کرد- در ایران بی‌سابقه بوده؛ ولذا بعقیدۀ من فی‌نفسه بدیع و در نوع خود جالب توجّه است. امّا این متن را نباید با کتاب قطوری که پروفسور نِسْتورْخْ** در 1958 به همین نام (The Origin of the Man) منتشر کرده، اشتباه گرفت. نام غلط‌اندازی که برای این اثر کم‌حجم انتخاب شده (و کلمۀ Origin بمعنای «منشأ» نیز سهواً یا عمداً به «پیدایش» برگردانده شده)، اوّلین نقطةضعف آنست.
متن را "حمیدالله مؤمنی" (معروف به "حمید مؤمنی"، با نام‌های مستعار "حمید امین"، "م. بیدسرخی" و "رفیق صادق") ترجمه کرده، که یکی از تئوریسین‌ها و کادرهای عالی‌رتبۀ سازمان چریکهای فدائیِ خلق ایران (سچفخا) بود و مناظرات او با "مصطفی شعاعیان" معروف است. وی معلّم بود و دغدغه‌اش برای آموزش باکیفیت علوم روز دنیا به کودکان و نوجوانان ایران از همین سطرها پیداست: «دیافیلم‌های علمی در بالابردن سطح آگاهی و توسعه‌ی شناخت علمی دانش‌آموزان و دانشجویان کمک زیادی می‌کنند، ولی چون در بیشتر مدارس کشور ما وسایل استفاده از آن وجود ندارد، بدین‌جهت درست‌تر آن است که دیافیلم به صورت کتاب مصور درآید، تا تعداد بیشتری از کودکان بتوانند از آن استفاده کنند.» وی سپس اظهار امیدواری می‌کند که «به‌هرحال، گویا این کار، اولین تجربه‌ای است که در زمینه‌ی تبدیل دیافیلم به کتاب انجام می‌گیرد، چنانچه از آن استقبال شود می‌تواند ادامه پیدا کند.» ظاهراً استقبال از چنین شیوه‌ای در غوغای امواج سهمگین قیام 57 و دهه‌ی خونبارِ 60 گم شد، و سپس با ظهور ابزارهایی چون ویدیوکِسِت و دیسک‌های فشرده بکلّی از موضوعیّت افتاد.
کتاب تاریخ نشر ندارد. حداقل نسخه‌ای که من دراختیار دارم چنین است. امّا به قرائنی می‌توان حدس زد که صفحات داخلیِ آن تقریباً در اواخر 1356 یا اوائل 57، و جلدش در پاییز یا زمستان 57 چاپ شده است. مثلاً اینکه نام مترجم –که عصر روز 23 بهمن 1354 پس از درگیری با ساواک در مجیدیۀ تهران کشته شد- روی جلد "حمید مؤمنی" درج شده امّا در داخل کتاب "حمید امین"، نشان می‌دهد چاپّ متن قدری پیش از چاپّ جلد و در زمانی انجام گرفته که وضعیت سیاسی ایران هنوز به اوج تشنّج نرسیده بود و بعداً با سرعت و شدّت گرفتن زوال سلسله‌ی پهلوی در پاییز 57، چاپ‌چی‌ها جرئت بیشتری پیدا کرده‌اند و نام واقعیِ مترجم را روی جلد آورده‌اند؛ بااین‌حال هنوز آنقدر از تمام شدنِ کارِ حکومت مطمئن نبوده‌اند که نام و نشان چریکهای فدائی را هم روی جلد و صفحات داخلی کتاب بزنند. پشت جلد، نام ناشر «نشر احیاء-تبریز» با نشانیِ «بازارچۀ کتاب، تلفن 57710» درج شده که بی‌شک دروغین و برای ردگم‌کنی بوده است.
از همان روی جلد، پیداست که با یک متن داروینیستی-مارکسیستی مواجهیم. نقاشیِ روی جلد، جمجمۀ یک مرد و یک میمون را نشان می‌دهد که از یک منشاء ریشه گرفته‌اند و به دو سوی متفاوت می‌نگرند. چهره‌ی مرد، با موی سیاه بلند و سبیل‌های چخماقیِ پرپشتش، نمونه‌ی نمادین یک انقلابیِ کمونیست است (و نیازی به تذکر نیست که میمون بِسَمتِ راست، و مرد به چپ می‌نگرد!). پس ازمقدّمۀ مترجم، متن اصلی با این جملات شروع می‌شود: «اینکه انسان درروی زمین چگونه به وجود آمده، پرسشی قدیمی است که علم و مذهب پاسخ‌های متفاوتی به آن داده‌اند. علم، افسانه‌هایی را که درباره‌ی معجزه‌ی «آفرینش اولین انسان» وجود دارد، رد می‌کند.» دوّمین نقطةضعف کتاب، در همین نخستین سطرهایش نمایان می‌شود: ما با یک اثرِ «علمی» مواجه نیستیم که بشیوه‌ی دیالکتیکی به مطالعۀ یک موضوع علمی بپردازد، فرض صفر و فرض مقابل آن را بمثابۀ تز و آنتی‌تز بررسی کند و نهایتاً براساس استدلال علمی به سنتزِ نهائی دست یابد. بلکه با یک اثرِ «آموزشی» مواجهیم که از همین آغاز تزِ قضیه را یکسره مردود می‌شمارد و به تبلیغ و ترویج آنتی‌تزِ آن می‌پردازد. اینکه یک حزب سیاسی یا سازمان شبه‌نظامی برای آموزش و جذب مخاطبانش دست به ترجمه و نشر کتاب‌های علمی و ادبی بزند، چیز عجیبی نیست و در سراسر تاریخ مسبوق‌به‌سابقه بوده است. پیش از چریکها، حزب توده‌ی ایران و سازمانهای اقماریِ آن انبوهی از چنین آثاری را منتشر کرده بود، و طبیعتاً چریکهای فدائی هم حق داشته‌اند و دارند که چنین کاری انجام دهند؛ کمااینکه می‌دانیم شماری از مهم‌ترین متون آنها، متن‌هایی اساساً ادبی بوده‌اند (فی‌المثل، این قول مشهور و متواتر است که «ماهی‌سیاه کوچولو»ی صمد بهرنگی مدت‌ها بعنوان مانیفست غیررسمیِ چریکهای فدائی خلق نگریسته می‌شده و یکی از نخستین متن‌هایی بوده که برای مطالعه دراختیار علاقمندان به این سازمان قرار می‌گرفته است. پس از بهرنگی، دیگرانی نیز راه او را ادامه دادند؛ ازجمله علی‌اشرف درویشان با آثار معروفش که عمدتاً خاطره-داستان و بِنُدرت داستان بودند (بویژه با داستان زیبای «ابر سیاه هزارچشم» که در ژانر ادبیات کودکان و نوجوانان نوشته است)). اما همین نقطۀضعف دوم کتاب نشان می‌دهد که مداخلۀ رویکرد سیاسی در پژوهش‌های علمی، چگونه می‌تواند از ارزش و اعتبار آنها بمیزان قابل توجهی بکاهد. ادامۀ کتاب با شرح چگونگیِ مجازات دگراندیشان از سوی کلیسا در قرون وسطی و شیوه‌ی شکل‌گیریِ نِگـَره‌ی داروین ادامه می‌یابد و ازین‌جا به بعد تا پایان، دو چیز بیشتر نیست: یکی بمباران اطلاعاتیِ خواننده با مثالهای متعدد در تأیید داروینیسم و تلاش برای اثبات دگردیسیِ ماهی به انسان؛ و دیگر شرحِ مفصّلی از دانشمندان اتحاد شوروی و کوششهای آنها برای گسترش داروینیسم (تو گویی بلوک غرب کاملاً مخالف داروینیسم بوده و مطلقاً نامی و نشانی از این نگره در آن پهنه وجود نداشته است).
متن با این جملات به پایان می‌رسد: «تمام انسان‌ها ازنظر نژادی دارای یک نیای مشترک‌اند. همه‌ی نژادها ازنظر خونی باهم خویشاوندند و ازنظر زیست‌شناسی باهم برابرند. آموزش‌های نادرست مرتجعان و سیاست‌بازان درباره‌ی نژادهای عالی و پست، به‌طور کلی ازطرف علم انسان‌شناسی مردود شناخته شده. اکنون دیگر بسیاری از کشورهای مترقی جهان تبعیضات نژادی را ازمیان برداشته‌اند». ناگفته پیداست که درین جملات منظور از «مرتجعان» خداباوران و دینداران هستند که به داروینیسم اعتقادی ندارند؛ «سیاست‌بازان» تمام حکومتها و مکاتب سیاسیِ غیرمارکسیست بویژه لیبرالها و محافظه‌کارانند؛ و «کشورهای مترقی جهان» یعنی بلوک شرق متشکل از اتحاد جماهیر شوروی سسیالیستی و کشورهای اقماریِ آن در اروپای شرقی، چند کشور آفریقائی با حکومتهای وابسته به شوروی، و احتمالاً -با ارفاق- کوبا و چینِ مائوئیست که بلحاظ مواضع استراتژیک‌شان دربرابر انترناسیونال کمونیستی تا حدّی با شوروی اختلاف داشتند و بطور کامل از مسکو فرمانبرداری نمی‌کردند (چنانکه مؤمنی نیز در کتاب دیگرش بنام «گرایش به راست در سیاست داخلی خلق چین» که در آبان 53 بچاپ رسید، بشیوه‌ی یکی به نعل و یکی به میخ، به چینِ مائوئیست و نیز شماری از کشورهای سرکش اروپای شرقی همچون یوگسلاویِ سابق بخاطر فاصله‌گیری از شوروی تاخته بود).
سه‌شنبه، 2 فروردین 1399

* نوار فیلم (Filmstrip) ابزاری برای نمایش مجموعه‌ای از عکسها و نقاشیها همراه با زیرنویسِ توضیحات درقالب یک حلقۀ فیلم بود؛ که بویژه برای اهداف آموزشی کاربرد داشت و در اواخر دهه‌ی 80 میلادی با ظهور VCRها منسوخ شد. این ابزار که در شوروی محبوبیت فراوانی داشت، بخاطر استودیوی حکومتیِ تولید و نشر نوارِفیلم‌های آموزشیِ آن کشور موسوم به «استودیو دیافیلم»، به همین نام شهرت یافت و حمید مؤمنی هم که متن را از روسی به فارسی برگردانده، آنرا با همین نام دیافیلم می‌شناخته است.
** میخائیل فِدُرُویچ نِسْتورْخْ (1895-1979)(Mikhail Fedorovich Nesturkh) زیست‌شناس، انسان‌شناسِ زیستی، و نخستین‌شناسِ روس در دوران اتّحاد شوروی

https://1qatreh.wordpress.com/2020/04...
Displaying 1 of 1 review

Can't find what you're looking for?

Get help and learn more about the design.