Jump to ratings and reviews
Rate this book

مرده‌ریگ و چند داستان دیگر

Rate this book

218 pages, Paperback

First published January 1, 1966

23 people want to read

About the author

Guy de Maupassant

6,443 books3,084 followers
Henri René Albert Guy de Maupassant was a popular 19th-century French writer. He is one of the fathers of the modern short story. A protege of Flaubert, Maupassant's short stories are characterized by their economy of style and their efficient effortless dénouement. He also wrote six short novels. A number of his stories often denote the futility of war and the innocent civilians who get crushed in it - many are set during the Franco-Prussian War of the 1870s.

Ratings & Reviews

What do you think?
Rate this book

Friends & Following

Create a free account to discover what your friends think of this book!

Community Reviews

5 stars
3 (15%)
4 stars
8 (40%)
3 stars
8 (40%)
2 stars
1 (5%)
1 star
0 (0%)
Displaying 1 - 4 of 4 reviews
Profile Image for Agir(آگِر).
437 reviews734 followers
January 28, 2016

کیست که بتواند به راز فکرها و اندیشه ها پی ببرد و از ولنگاری های پنهانی اراده و طلب های گنگ و خاموش تن و از ابهام روح زن که دهانش خاموش و چشمانش روشن و غیرقابل نفوذ است، سر درآورد؟

گی دو» تلاش نمی کند به راز فکرها پی ببرد»
او از راه دیگری وارد می شود؛ چهره واقعی افراد متظاهر را در زندگی خصوصی شان نشانمان می دهد

شیخی به زنی فاحشه گفتا مستی
هر لحظه به دام دگری پــا بستی

گفتا شیخا هر آن چه گویی هستم
آیا تو چنان که می نمایی هستی؟

خیام

در داستان ها به شخصیت زنان و مردان پاریسی و شهرستانی پرداخته می شود
مردان چنان شخصیت جالب توجهی ندارند دم از شرافت و مردانگی می زنند ولی در عمل هیچ
حتی خیانت زنانشان را می بینند و مدتی بعد فراموش می کنند

اما زنان بیشتر مورد توجه «گی دو» بوده اند
زنی که برای فریب شوهرش در برنامه های خیریه شرکت میکند و بعد چند دقیقه ناپدید می شود و هر بار به آغوش فاسقی می رود که هر دوسه سال یا زودتر تعویضشان می کند
چنین زنانی با دیدن فاحشگان رویشان را با سرعت بر می گردانند و درمحافل از خانواده و وفاداری با آب و تاب غیر معمولی طرفداری می کنند
به قول «کالین فارل» که در فیلم «راه بازگشت» به کشیشی میگه: خيلي دعا ميکني، آدم بيگناه اينقدر دعا نميکنه

از این ها که بگذریم دو شخصیت غیر متظاهر و قهرمان هم در این کتاب وجود دارند

پیرزنی که نه بخاطر میهن پرستی بلکه وقتی خبرمرگ پسرش در جنگ با آلمان را می شنود
خانه اش را آتش می زند تا چهار سربازان آلمانی در آن بسوزند و بعد حاضر نمی شود کسی را فریب دهد و اعتراف میکند و تیرباران می شود

و دیگر قهرمان راشل زنی یهودی و فاحشه است که همراه دیگر فاحشه ها خود را به افسران آلمانی تسلیم میکند
ولی وقتی افسران با تمسخر درمورد فرانسه در نزد ایشان صحبت میکنند و هنگام مستی فریاد می زنند
«!و از آن ما باد زنان فرانسه»

:راشل با صدایی که خشم در گلویش می شکست، گفت
شما به زنان فرانسه دست نخواهید یافت
!و من زن نیستم. من فاحشه ام و لایق شان پروسیها فقط فاحشه است و بس

...و افسر آلمانی او را به باد کتک می گیرد و

در کتاب «غروب فرشتگان» وقتی قوای نازی از فرانسه خارج می شود و مردم به روسپی هایی که با آلمانی ها رابطه داشتند حمله می کنند و مورد ضرب و شتم قرار می دهند و بعضی از آنان کشته می شوند
پیرمردی فرانسوی می گوید بجای چنین کارهای زشت و وحشیانه ای، باید این زنان بمانند قهرمانان جنگ مورد ستایش قرار می گرفتند چون اگر اینان نبودند آلمانی ها به زنان و دختران ما تجاوز می کردند

در ادبیات ما هم نویسندگان و شاعرانی مانند سیمین بهبهانی و صادق هدایت و فرخزاد و ..سعی کرده اند که واقعیت هایی از زندگی برخی از زنان که از سر تنگدستی مجبور به چنین کاری شده اند را بیان کنند

!انديشيدن به تو رسم، و گفتن از تو ننگ است
اما ميخواهم برايت بنويسم
!شنيده ام، تن می فروشی، برای لقمه نان
...!چه گناه کبيره ای…
،ميدانم که ميدانی همه تورا پليد می دانند
من هم مانند همه ام

!راستی روسپی
،از خودت پرسيدی چرا اگر در سرزمين من و تو
!!زنی زنانگی اش را بفروشد که نان در بيارد رگ غيرت اربابان بيرون ميزند
اما اگر همان زن کليه اش را بفروشد تا نانی بخرد
!و يا شوهر زندانی اش آزاد شود اين «ايثار» است
مگر هردو از يک تن نيست؟
مگر هر دو جسم فروشی نيست؟
...تن در برابر نان ننگ است
...بفروش ! تنت را حراج کن
من در ديارم کسانی را ديدم
که دين خدا را چوب ميزنند به قيمت دنيايشان
شرفت را شکر که اگر ميفروشی از تن میفروشی
.نه از دين

،شنیده ام روزه میگیری
،غسل میکنی
،نماز میخوانی
،چهارشنبه ها نذر حرم امامزاده صالح داری
،رمضان بعد از افطار کار می کنی
.محرم تعطیلی
،من از آن میترسم که روزی با ظاهری عالمانه
،جمعه بازار دین خدا را براه کنم، زهد را بساط کنم
،غسل هم نکنم
،چهارشنبه هم به حرم امامزاده صالح نروم
،پیش از افطار و پس از افطار مشغول باشم
!محرم هم تعطیل نکنم

!!فاحشه
...دعایم کن

فریدون فرخزاد


قسمت هایی از کتاب

105 reviews
December 26, 2024
خوب بود. من داستان‌های عمو ژول، مادموازل فی‌فی و نشان افتخار رو بیشتر از همه دوست داشتم.
Displaying 1 - 4 of 4 reviews