Jump to ratings and reviews
Rate this book

صورتک‌های تسلیم

Rate this book

280 pages

First published January 1, 1387

5 people want to read

About the author

محمد ایوبی

8 books4 followers

Ratings & Reviews

What do you think?
Rate this book

Friends & Following

Create a free account to discover what your friends think of this book!

Community Reviews

5 stars
0 (0%)
4 stars
0 (0%)
3 stars
0 (0%)
2 stars
1 (100%)
1 star
0 (0%)
Displaying 1 of 1 review
Profile Image for Bahman Bahman.
Author 3 books243 followers
November 20, 2018
در این کتاب چندین و چند قصه در دل هم روایت می‌شوند و این روایت تودرتو خواننده را همراه خودش گاه به دنیای خیال پرتاب می‌کند گاه در واقعیت محبوس. زبان ایوبی در این کارش –همانند بیشتر کارهایش- از نقاط قوتش است. قصۀ اصلی کتاب روایت نویسنده – معلم پابه سنی است که روی تخت افتاده است و مشغول نوشتن داستانی است. داستانی که می‌تواند داستان زندگی خود او –ایوبی- هم باشد. داستان معلمی که در شهر تهران زندگی می‌کند و اجاره نشین است و رابطۀ او با خانوادۀ صاحبخانه و برادر صاحبخانه که بهایی هستند. در این میان نویسنده –معلم قصۀ ایوبی موفق به دیدن روح سرگردان محمد میانجی، قاضی القضات هگمتانه و عشق از دست رفته دوران کودکیش هم می‌شود. در این روایت‌هایی که خواننده می‌خواند دانیال بویایی نویسنده – معلم؛ قصۀ زندگی محمد میانجی را هم می‌خواند تا او به آرامش ابدی برسد. قصۀ محمد میانجی از دوران کودکی تا مرگش توسط وزیر آن دیار. قصه‌یی تاریخی و منطبق با واقعیت. هر چند رفت و برگشت‌های قصه و گاهی بی‌توجهی به گمان من عمدی نویسنده در پایان دادن به یک قصه گاهی رشتۀ کلام را از دست خواننده خارج می‌کند و هرچند جا داشت که بعضی از قصه‌هایی که محمد ایوبی نیمه کاره رهایشان کرده است –به خصوص در نقل روایت قاضی القضات که بهترین قسمت کتاب هم هست- بپردازد اما از نظر تکنیکی رمانی است که کمتر با آن مواجه شده‌ایم. به خصوص که ایوبی تمام سعی‌اش را کرده است که این هنجارشکنی و ساختار شکنی در خدمت قصه‌گویی باشد که هست. به هر حال رمان صورتک‌های تسلیم رمان خوبی است و شاخصه‌های فوق‌العاده‌یی دارد یکی از این شاخصه‌ها که خاص ادبیات کهن ما هم هست – که ایوبی دلبستگی خاصی هم به آن داشت- تودرتو قصه گفتن و همراه آن دخالت نویسنده در قصه‌گویی است. در پایان کتاب می‌بینیم که نویسنده در روایت‌هایی که در صفحات قبلی کتاب خوانده‌یم دست می‌برد و یک جاهایی از
آن را تغییر می‌دهد و علاوه بر گفتن نظراتش در مورد شرایط داستان‌نویسی امروز ایران روایت دانیال را تغییر می‌دهد و او را دروغگو می‌خواند. نویسنده عقیده دارد محمد میانجی که می‌خواهد از سرگردانی برزخی چندصدساله رها شود ذره‌یی از مسیر حقیقت خارج نشده است یا اگر خارج شده باشد تقصیر را به گردن بویایی همان نویسنده – معلم می‌اندازد. نویسنده یک جاهایی از روایت دانیال بویایی را تغییر می‌دهد. به خصوص از دو زنی که قصه‌اش را گفته می‌گوید و آن روایت کذایی را تعدیل می‌کند.
Displaying 1 of 1 review

Can't find what you're looking for?

Get help and learn more about the design.