Varied works of French writer Romain Rolland include Jean Christophe (1904-1912), a series of satirical novels; he won the Nobel Prize of 1915 for literature.
The committee awarded him "as a tribute to the lofty idealism of his literary production and to the sympathy and love of truth with which he has described different types of human beings."
ژان کریستف،جلد چهارم ژان کریستف که به پاریس گریخته خود را در شهرغریب تناقض ها می یابد،شهری که نوید پایتخت ادبیات و هنر جهان را می دهد،درحقیقت ملغمه ای ست از همه چیز و همه کس،هیچ اتوپیایی بر زمین نیست. رولان اما در این جلد عنان قلم رها کرده و به روسپ گری فکری می تازد،به تظاهر کنندگان و آنان که موسیقی و حقیقت هنر را نمیفهمند،در بند کلیشه ها و صور اند وداعیه آگاهی از آن را دارند..هر چند این همه خود بخشی به جهت بیشتر شناساندن روحیه متفاوت ژان کریستف است اما قلم فرسایی رولان در باب موسیقی گاه خسته کننده وگاه با تکرار مکررات و گاه با استعاراتی پر رنج جریان داستان را درتوقفگاهی طولانی خفه میکند. البته گذر زمان را نمیتوان فراموش کرد،آنچه رولان از نام ها و افراد می نویسد در زمان خود چه بسا تازه تر و ملموس تر بوده و آیینه ای از فرانسه ی آن روز ها،آیینه که امروز فراموش شده،البته اما کپیه های بس تاسف برانگیزتری از آن موجود است.. بی شک ژان کریستف پس از شنیدن موسیقی عصر حاضر با گلوله تپانچه ای به زندگی خود پایان میداد.
در قسمت بعد رولان فضای سیاسی حاکم بر آن زمان فرانسه را به زیبایی شرح می دهد،بازار هرج و عقاید که بر سر درش نام آزادی زده اند،بازاری که همه چیز در آن یافت می شود جز آزادی..