What do you think?


پناهندۀ بیپناه: خاطرات یک تودهای
سال ۱۳۲۷ خورشیدی سالی مصیبتبار برای حزب توده بود. در این سال حزب توده دچار انشعاب شد و عدهای از روشنفکران خود را از دست داد. در ۱۵ بهمن ۱۳۲۷ عدهای از رهبران حزب توده و اعضای آن مراسم درگذشت دکتر ارانی را بر سر مزار او برگزار کردند. آنها پس از بازگشت، شهر را در اشغال پلیس و ارتش دیدند که علت آن سوء قصد علیه محمدرضا شاه بود. ضارب که «ناصر فخرآرایی» نام داشت بلافاصله به ضرب گلوله رئیس شهربانی وقت، تیمسار صفاری و شاهپور غلامرضا از پا درآمد. پس از کشته شدن او مشخص شد که وی یکی از اعضای حزب توده بوده است.
336 pages, Paperback
First published April 1, 2008
Ratings & Reviews
Friends & Following
Create a free account to discover what your friends think of this book!
Community Reviews
Displaying 1 - 2 of 2 reviews
October 5, 2013
کتاب بسیار زیبایی است. مخصوصا برای نسل جوان و شور سیاسی که در آن ها نهفته است.نویسنده قلم خوبی دارد ولی بعضی جاهایی که خاطره دیگری را وارد داستان میکنه ِشاید برگشتن خواننده به نقطه اول کمی سخت بشه ولی در کل داستان زجر کشیدن شخصیت اصلی بسیار قابل درک است.
Read
September 17, 2016چنگی به دل نزد.
در مقابل کتابهایی مانند در ماگادان کسی پیر نمی شود و اوتن گونلریم چیزی نداشت. اما خب باید خواند...
در مقابل کتابهایی مانند در ماگادان کسی پیر نمی شود و اوتن گونلریم چیزی نداشت. اما خب باید خواند...
Displaying 1 - 2 of 2 reviews



