کشتیهای شکار نهنگ به دلیل طوفانهای زودرس آلاسکا، به محاصره یخهای قطبی درمیآیند. کشتی نجات «خرس» مأموریت دارد ملوانان گرفتار را نجات دهد؛ اما در میانه راه به جایی میرسد که به دلیل انبوه یخ نمیتواند پیشروی کند. عملیات با شکست مواجه شده است. اما دو نفر از ملوانان کشتی نجات تصمیم میگیرند با دو سورتمه و یک گله گوزن قطبی خود را به طوفانزدگان برسانند تا آذوقه آنها را تأمین کنند.
سه داستان ماجراجویانه ی کاملا مجزا از یکدیگر در دل هم روایت میشوند که تنها وجه اشتراکشان، حضور یکی از شخصیتها در هر سه داستانک است. اما داستان اصلی شرح سفرنامه ی طی کردن پهنه ی وحشتناک یخ و برف و کوهستانهای صعب العبورِ قطب، در وسط زمستان ، برای نجات سرنشینانِ یک کشتیِ سانحه دیده است.... چالشی که شخصیتهای هر سه داستان با آن مواجه هستند این است که در شرایط بحرانی که موضوع مرگ و زندگی انسانها در میان است، آنان تا چه حد قادرند خصوصیات انسانی خود را حفظ کرده ، گرفتار خوی حیوانی نشوند... اگر اهل خواندن سفرنامه آنهم با شرح وقایع ریز و درشت همراه با توصیفات جزء به جزءِ همه چیز! هستید،بخوانیدش واگر نه، نه! ********** اینکه شما ماجراجویی را به ادویه ی زندگی تشبیه نمودید، درست است و به دلم نشست.ادویه معمولا نقشی بازیگرمانند دارد.فورا در غذا تاثیر میکند و حالتی گمراه کننده و اغواگر دارد و در قالب و شکل خودش، خطرناک میباشد چون به تدریج کام انسان را به خود معتاد میکند و اشتها را کند میکند، بطوریکه انسان مجبور است مرتب ادویه ای بیشتر و قویتر را برای تامین مطبوعیت غذا بطلبد. دقیقا ماجراجویی نیز با زندگی همینطور رفتار میکند... *********** این کثافتها(سفیدپوستان) در قبال پوست سگ دریایی که از اسکیموها میخرند و معمولا باید به آنها توتون، چای و ادوات مفید دیگر بدهند ؛ ولی این موجوداتِ بی وجدان در ازای گرفتن پوستها به این مردم بی پناه ، عرق و مشروبات الکلی داده و آنها را به این بلیه معتاد کرده اند. گویا قرار است همان بلایی که قبلا بر سر سرخپوستان داخل امریکا آمده، بر سر این مردم بومی نیز نازل شود.... *********** اصولا هیچ شخصیت بشری بدون سایه نیست.تصویر واقعی باید سایه داشته باشد.
کتابی جالب با فضاسازی های خوب که با یک دستان اصلی و چند داستان فرعی در بتن داستان اصلی سعی در پند و اندز دادن به خواننده که هدف نوجوانها هستند داره به نظر من این پند اندرزها در بعضی مواقع کتاب رو ملال اور کرده . به هر حال به نظر من قسمت پایانی و صفحات انتهایی کتاب جالبترین و زیبا ترین قسمت کتاب هست .
There was a time for Action packed stories over the northern lands. My parents bought the book in the late 1960's. And when I was about 11 or 12 I read everything from Karl May to Jack London. In this period I also read "Kein Winter für Wölfe". As a 11 year old kid, you just walk into the Story. I was frozen when the wind pushed over the landscape in the book and I was frightend when the Wolfes in the book howled. For tweens or junger the book is a must read.