بخش اولش خیلی دوست داشتنی بود برام. شاید علاقه و ارادت نویسنده به صادق هدایت، انقدر توی متن شفافه که باعث میشه آدم ناخودآگاه اون علاقه و ارادت رو از طرف خودش هم به صادق هدایت حس کنه. انقدر دوستش داشتم که جزو اولین کتابها توی دو سه ماه اخیر بود که همش دلم میخواست برگردم سرش و ادامه اش رو بخونم. بخش دوم رو اما اسکیپ کردم؛ برای من زیادی تخصصی و سنگین اومد و حوصلهام داشت سر میرفت و همش دلم میخواست سرسری ازش عبور کنم، پس همین کار رو کردم به هر حال، طی ماههای آینده آقای هدایت عزیز قراره نقش پررنگ تری توی مطالعاتم داشته باشه و شاید بعد یکم مطالعهی بیشتر برگردم و دوباره این رو بخونم.