نمیدونم چرا با این که از لحاظ سبک نگارش و نوع شخصیتها و ماجراها چندان شباهتی با رمان دایی جان ناپلئون نداره اما مدام فضای اون رمان برای خواننده تداعی میشه.
در واقع این کتاب یک رمان طنز پرماجرا و قصهمحور هست که خواننده را با اتفاقات متوالی و رگههای طنزش دنبال خودش میکشه.
هر چند خردهقصههای زیادی در دل خودش داره که معلوم نیست برای چی روایت میشن و به پیشرفت داستان کمکی نمیکنند و گاه باعث ملال و دلزدگی خواننده هم میشن اما در مجموع کتابیست خواندنی و جذاب.
نویسنده گاهی اطلاعات علمی و تاریخی جزئی و ویژهای در متن میاره که خواننده ایرانی با کلیت اونها آشناست ولی معلوم نیست نویسنده اونها را از خودش درآورده یا این که واقعیت دارند. چیزهایی که خیلی هم نمیشه در تاریخ دنبالشون گشت مثل ارتباط دادن وجود و حضور شخصیتی روسی در جریان استبداد صغیر در ایران و ربط دادنش به یک خانواده یا اجاره یک زمین در سمنان توسط یک جاسوس انگلیسی برای پیدا کردن چاه نفت و ... .
به هر حال به نظرم نمونهی چنین رمانهایی در ادبیات فارسی خیلی کم هست و خوندنش مغتنمه.