ساروت در داستانهای خود همواره به دنبال کشف واقعیت روان شناختی نهفته در ورای مکالمات و رویدادهای روزمره است. عدم استفاده از پیرنگ داستانی محکم و بیتوجهی به شخصیت پردازی نوشتههای او را دیرفهم و سنگین کرده است. در آثار او بینشی شاعرانه، طنزآمیز و رنجآور از زندگی به چشم میخورد