دكتر مهدي فروغ در 23 آبانماه 1290 در شهر اصفهان در محلهي دالبتي چشم به جهان گشود. پنج ساله بود كه پدرش بدرود زندگي گفت و مادر شيردل و قدرتمندش, به تربيت او همت گماشت. تحصيلات ابتدايي را وي در دو مكتب و پس از آن در مدرسههاي جديدالتاسيس اصفهان گذراند و دورهي متوسطه را در اصفهان و شيراز ادامه داد و سپس به تهران رفت و در دانشسراي عالي ثبتنام كرد. در آغاز ورود, وي به رياست انجمن تآتر و موسيقي دانشسراي عالي انتخاب شد. دكتر عيسي صديق در زندگينامهي خود مينويسد: "در انجمن نمايش و موسيقي دانشسراي عالي, عدهاي از دانشجويان استعداد و موهبت خاص خود را ظاهر ساختند و از بين آنان اشخاصي مانند روحالله خالقي, بركشلي, مفتاح و مهدي فروغ مصدر خدمات مهم به موسيقي و نمايش شدند." پس از پايان يافتن دورهي تحصيل در دانشسراي عالي, مهدي فروغ در آغاز سال 1317 عازم انگلستان شد و به آكادمي پادشاهي هنرهاي دراماتيك راه يافت و بعنوان بهترين شمشيرباز سالِ در آكادمي انتخاب گرديد و به دريافت جوايزي نائل آمد. پس از گرفتن ديپلم در پايان سال 1324 به ايران بازگشت. در شرايط نامطلوبِ پس از جنگ جهاني دوم كه ايران از نظر اجتماعي, اقتصادي, فرهنگي و آموزشي در شرايط نابساماني بسر ميبرد, وي به تدريس فرم و زيباشناسي در موسيقي در هنرستانِ عالي موسيقي مشغول شد. در تابستان سال بعد, وي با فخرالزمان دولتآبادي كه نخستين دختر ايراني بود كه كه ضمن تحصيل موسيقي غربي در كنسرواتوارهاي موسيقي بلژيك به تدريس نيز اشتغال داشت, ازدواج كرد. در سال 1329 با خانواده عازم آمريكا شد و در دانشگاه كلمبيا در رشتهي ادبيات و نمايشنامهنويسي و صحنهآرايي به تحصيل پرداخت. در سال 1335 به ايران بازگشت و ادارهي هنرهاي دراماتيك و سپس دانشكده هنرهاي دراماتيك را تاسيس و دو كتابخانهي مهم فرهنگي را نيز داير كرد. از سال 1341 تا 1354 رياست اداره هنرهاي دراماتيك و دانشكده هنرهاي دراماتيك را بر عهده داشت. وي سالها به تدريس تاريخ ادبيات موسيقي علمي, زيباشناسي در موسيقي علمي, نقد و بررسي هنر و ادبيات نمايشي, فن بيان و نمايشنامهنويسي, كارگرداني و آواشناسي و تاريخ تآتر جهان مشغول بود. از سال 1335 به تاليف و ترجمهي كتابها و نمايشنامههاي متعددي پرداخت. از جمله آثاري كه دكتر فروغ به فارسي برگردانده است بدين قرارند :
1- پدر؛ آگوست استريندبرگ, نشر ابنسينا تهران1336. 2- باغوحش شيشهاي؛ تنسيويليامز, نشر معرفت و فرانكلين,تهران 1336. 3- اشباح؛ هنريك ايبسن, بنگاه نشر و ترجمه, تهران 1339. 4- خانهي ارواح؛ هنريك ايبسن, بنگاه نشر و ترجمه, تهران 1339. 5- فن نمايشنامهنويسي؛ لاجوس اِگري, انتشارات زوار, تهران 1336. 6- چگونه از موسيقي لذت ببريم؛ آرون كوپلند 7- مردان موسيقي؛ والاس براكوي و هربرت وانيسك, 8- شاهنامه و ادبيات دراماتيك؛ اداره كل نگارش وزارت فرهنگ و هنر, تهران 1354. 9- قرباني دادن ابراهيم در تعزيه ايراني, سازمان جشنوهنر (متن انگليسي). 10- مديريت مجله نمايش؛(به همراه پرويز سلطاني), از انتشارات اداره هنرهاي دراماتيك (هنرهاي زيباي كشور), دوره دوم, تهران 1338
علاوه بر اينها دكتر فروغ نمايشنامههايي نيز نوشته است و همچنين آهنگهاي فراواني ساخته است كه همگي آماده چاپ هستند. فرزند ايشان دكتر علي (سيروس) فروغ كه متبحر در نواختن ويلن كلاسيك است, هم اكنون در دانشگاه روزولتِ شيكاگو به تدريس اشتغال دارد.
لودویگ ون بتهوون آهنگساز شهیر آلمانی قرن هیجده و نوزده میلادی نه تنها آثار قابل توجهی در زمینه موسیقی از خود برجای گذاشت که زندگی پر رمز و رازی نیز داشت.
به گزارش ایرنا به نقل از پایگاه اطلاع رسانی صدای آلمان، یکی از رازآلودترین نکات در مورد زندگی لودویگ ون بتهوون تاریخ تولد اوست. مدرک تولد او تنها تاریخ روز غسل تعمید او را 27 دسامبر 1770 در شهر بن اتریش نشان می دهد. وی در کودکی نواختن پیانو، ویلون و ارگ را آموخت و در هفت سالگی اولین کنسرت خود را اجرا کرد.
دوازده ساله بود که قطعاتی با اسامی خنده دار می نوشت مانند 'آوازی برای نوزاد' یا 'مرثیه مرگ سگ'. سگی که در زندگی بتهوون نقش مهمی داشته است اما هویتش نامعلوم است. وی در سال 1792 به شهر وین نقل مکان و تا مرگش در این شهر زندگی کرد. وی در 26 مارس 1827 و در سن 56 سالگی به دلیل نارسایی کبد درگذشت.
*زندگی عشقی مرموز
فرانتس وگلر دوست صمیمی بتهوون می نویسد که در میان کاغذهای شخصی او نامه های عاشقانه ای به یک زن دیده شده که هویت او هرگز معلوم نشده است.
* نامرتب؛ اما جدی
باقی مانده غذا و خوراکی ها توی ظرف های نزدیک پیانو او می ماند و گاه در میان کاغذ نت های او دیده می شد. بتهوون که در جوانی آهنگسازی شاد و شوخ بود به میان سالی بداخلاق تبدیل شد. او در نامه ای به یکی از دوستانش ناشنوایی را دلیل تند مزاجی دانسته است. وقتی بعد از مرگ برادرش حضانت فرزند او یعنی کارل را قبول کرد به اندازه ای با این نوجوان خشن برخورد می کرد که او اقدام به خودکشی کرد.
* موسیقیدان انقلابی
دوران موسیقی کلاسیک در وین با بتهوون به پایان رسید، او آهنگساز انقلابی و آغازگر رمانتیسم در موسیقی بود. وی برای سمفونی شماره 9 چکامه ای نوشت که پیش از آن هرگز این امر روی نداده بود. وی برای قطعات نمایشی خود نیز مشهور است و به جای داستان های پیرنگ های کوتاه را ترجیح می داد که آسان تر شناخته می شوند همانطور که در سمفونی پنجم وی دیده می شود. بتهوون 240 اثر از جمله سمفونی، کنسرت های پیانو، قطعات چهارتایی برای سازهای زهی و یک اپرا ساخته است.
* بینش آینده
بتهوون یک کمال گرا بود، او برای معاصران خود موسیقی نمی نوشت بلکه برای نسل های آینده می نوشت. بارها تا نیمه های شب آنچه را ساخته بود جرح و تعدیل می کرد.
* سرنوشت قطعه اپرا؛ سطل زباله
بتهوون در سال 1805 برای اولین بار اپرای فیدیلیو را که داستانی از ماجراهای روی داده حین انقلاب فرانسه بود اجرا کرد. در اولین اجرا منتقدان به شدت از وی ایراد گرفتند، اما بتهوون در سال های بعد بارها این قطعه اپرا را بازنویسی کرد.
* علاقه مند و عصبانی از ناپلئون
بتهوون تنها به موسیقی عشق نمی ورزید، بلکه به فلسفه، ادبیات و سیاست نیز علاقه داشت. در اولین مراحل کار موسیقی اش او به قهرمان پروری بسیار توجه می کرد، همچنین به انقلاب فرانسه نیز بسیار علاقه داشت و سمفونی سوم خود را به ناپلئون تقدیم کرد. اما وقتی ناپلئون خود را امپراتور نامید، از این تصمیم منصرف شد.
* هرچه کمتر بهتر
پیش درآمد سمفونی پنجم وی بسیار مشهور اما تنها از چهار آهنگ تشکیل شده است. با انکه بتهوون 9 سمفونی نوشته است که از موتزارت(41 سمفونی) بسیار کمتر است، هر ارکستر قابل احترام و بزرگی در سراسر جهان این سمفونی ها را به عنوان آثار استاندارد اجرا می کند. سمفونی های بتهوون به اندازه ای جامع است و آهنگی شگرف دارد که بسیاری از آهنگسازان بعد از او به سختی توانسته اند از آنها رمزگشایی کنند.
* توسعه دهنده لوح فشرده (CD)
مومان نهایی در سمفونی نهم بتهوون از همه مشهورتر است و تاثیر بسیاری بر شاعران آلمانی از جمله فردریش شیلر و شعر سرود شادی وی داشته است. اما بتهوون زمانی این قطعه را به پایان برد که شنوایی خود را تا حد زیادی از دست داده بود. وقتی برای اولین بار این سمفونی را در مارس 1824 اجرا کرد نتوانست صدای تشویق دیوانه وار حضار را بشنود.
این سمفونی تا امروز بر موسیقیدانان تاثیر دارد و به عنوان الگوی اصلی ترانه پاپ 'آوازی از شادی' در دهه 1970 بود. استاندارد موسیقی هشتاد دقیقه ای برای لوح فشرده اولین بار در سال 1982 مطرح شد و این الگو نیز از اندازه نسبتا هفتاد دقیقه ای این سمفونی برگرفته شده است.
* آهنگسازی ناشنوا
بتهوون از اواخر ده بیست زندگی خود به تدریج شنوایی را از دست داد در سن 48 سالگی اصلا نمی شنید اما با مشکل وزوز گوش روبرو بود. بر اساس مطالعات جدید ناشنوایی وی از نوعی حصبه ناشی شد. با وجود این بیماری به آهنگسازی ادامه داد. او از استعداد دانگ مطلق بهره می برد بنابراین می توانست صداها و هارمونی آلات موسیقی را به خوبی در مغزش مجسم کند. در پایان عمر انسانی منزوی و بدخلق بود که محققان زندگی بتهوون معمولا ذکر این سال های زندگی او را ناعادلانه می دانند.