«میدونی "نیکوتین" چیه؟ یه مخدر اعتیاد آوره؛ یه سمه درواقع. ولی امان از وقتی که بهش عادت کنی؛ اگه نباشه، نمی تونی، بدجوری وابسته می شی. بده برات ولی حال خوب کنه.» نیکوتین درست از جایی شروع می شود که سرو به همراه دوستانش به شمال سفر می کند. با این تفاوت که برادر رضا،شوهر دوست سرو، با آنها همسفر است اما رابطه ای که این دو برادر با یکدیگر دارند و حرفهایی که پشت سر وریا، برادر رضا، زده می شود شرایط را طور دیگری رقم می زند... . شاید از نظر خیلی ها نقطه قوت داستان، سوژه آن باشد اما از نظر من شخصیت پردازی داستان چیز دیگریست. سرو، دختریست کاملا امروزی با تمامی رفتارهایی که متناسب با نسل خود انجام می دهد؛ مشکلی با رابطه عاطفی برقرار کردن با یک پسر ندارد و اولین فرد و اولین رابطه اش لزوما تبدیل نمی شود به عشق اول و آخرش؛ گذشته ای دارد با تجربه ی رابطه با دیگری و همین موضوع است که همذات پنداری را برای مخاطب(به خصوص مخاطبین جوان) راحت تر می کند؛ اینکه می داند رفتار و دیدگاه سرو مشابه دیدگاهیست که خودش و هم سن و سالانش (عموما) دارند. دختری که می تواند نمادی باشد از دختران جوان نسل جدید. وریا، پسری مستقل که از اطرافیان خود محبتی که باید را دریافت نکرده است. پسری که تعصب بیجا ندارد و کاملا متناسب با سن و نسل خود رفتار می کند. تمامی رفتارها و احساساتش حساب شده، به اندازه و به جاست. و آرشی که شخصیت فرعی داستان است اما حضورش هرچند کمرنگ با تمام خصوصیات دلنشین اخلاقیش و درایتی که در تصمیم گیری هایش دارد برای مخاطب شیرین است. تنها نکته ای که در شخصیت پردازی به چشم می آید حضور کمرنگ فرشاد و مسعود است که انتظار می رفت مانور بیشتر روی آنها داده شود، به خصوص شخصیت مسعود! عشقی این بین وجود دارد که شاید از نظر خیلی ها کمرنگ به نظر برسد اما همین کمرنگ بودنش باعث شده است تا این حس ملموس و باور پذیرتر بشود؛ هر حرف و هر حرکت با تمام ساده بودنش برای مخاطب دلنشین می نماید و این حس را به چشم یک عشق رویایی و پر شور و پررنگ نگاه نمی کند. سوژه شاید به نظر تکراری برسد اما طریقه ی پرداخت به آن کتاب را خاص کرده است؛ نگاهی عمقی و ریشه ای که نه فقط ظاهر قضیه بلکه باطن آن را مورد بررسی قرار داده است. . فکر می کنم خواندن این اثر برای مخاطبین جوان لطف دیگری داشته باشد و لذت بیشتری را از خواندن کتاب ببرند، اما برای کسانی که به کتابهای عاشقانه و خانوادگی با محوریت بررسی یک مشکل از جنبه روانشناختی علاقه دارند نیز گزینه ی مناسبی می تواند باشد.
دیشب Reread این کتابو تموم کردم... اولین باری که این کتابو خوندم، سال ۹۸ بود! یادمه اونموقع که خوندمش فکر میکردم سرو و وریا خیلی کاپل دوست داشتنیاین و وریا از جذابترین شخصیتهاییه که ازش خوندم. چند روز پیش داشتیم با پارتنرم حرف میزدیم و یه چیزی گفت که من یهو یه صحنه از این کتابو یادم اومد که خیلی حرفای شبیهی توش میزدن! هم من و هم پارتنرم همزمان به این قضیه اشاره کردیم که وریا چقدر شبیه اونه! و اونجا بود که مجبورم کرد دوباره براش بخونم و تیکههایی که رابطهشون شبیهمونه رو براش بفرستم😂 این بار خوندنش خیلی تجربهی متفاوتی بود... ۴ سال بزرگتر بودم، به نسبت اونموقع خیلی بیشتر درکش میکردم! هنوزم میگم سرو و وریا خیلی کاپل خوبین. شاید سالمترین و شادترین کاپل ممکن نباشن اما دو نفرن با حالِ نه چندان خوب که برای خوب بودن کنار هم و باهم تلاش میکنن. بقیهی شخصیتها هم خوب بودن. یه ذره کلیشهای...ولی خوب بودن. تنها چیزی که توی کتاب بود که من خیلی تاییدش نمیکردم و دوستش نداشتم این بود که توی این کتاب یه اشارهای به BDSM میشه و خیلی غیرواضح به رابطهی سادیست/مازوخیست و اینکه به جای اینکه پرداخته بشه بهش یا حذف بشه از کتاب، به عنوان یه مشکی پرداخته شده بود که "حل شدنی" بود! و من ترجیح میدادم اینجوری بهش پرداخته نشه.
و آره، باید بگم که وریا شدیدا شبیه پارتنرمه. گاهی وقتا شوکه میشدم وقتی حرفاییو میزد که قبلا از زبون اون شنیده بودم. و با اینکه وریا شدیدا جذابه، نمیدونم این شباهت چیز خوبی دربارهی رابطهمون میگه یا نه😂
از اون دسته کتاب ها با سوژه ی عادی اما قلم قوی و زیبا !قطعا نسبت به کارهای دیگه ی شقایق با توجه به اینکه جدیدترین اثرش هم هس برتری داره و قلم پخته تری داره ، کتاب پر از نکته های ریز و درشت روانشناسی بود ،از بیماری سادیسم و مازوخیسم گرفته تا نشون دادن کسایی که بخاطر ترنس بودنشون چه قضاوت هایی میشن و چه عذاب هایی میکشن و ابدا درک نمیشن!، دوستی بین وریا و سرو صمیمت و حرمتی که بینشون بود و عشقی که ذره ذره بینشون شکل گرفت جزو بهترین نکته های کتاب بود در کل کتاب خوبی بود♥️
This entire review has been hidden because of spoilers.
نمیدونم نظرم چیه. هم دوسش داشتم هم نه. عاشق فرندشیپ سرو و ورنا شدم. اولاش عالی بود🥺 آرشم خیلی خوب و پخته بود. دوسش داشتم. موضوعشم خاص بود و من با شنیدن توصیفات مامان سرو یاد شهره/مازیار لرستانی افتادم🥺 چقد سخته و رابطه سرو و ورنا رو هیچ وقت از این زاویه نگاه نکرده بودم که چقد میتونه بعد رابطه حالشون بد باشه.
نمیدونم چی بگم فعلا ۱۹دی۱۴۰۱
ولی جالبه سه تا کتاب پشت سر هم خوندم که تو هر سه تا شخصیت اصلی باباش دو زنه است :/
This entire review has been hidden because of spoilers.
"سروها هم میشکنند سروها هم زرد و خشک میشوند. سروها هم میمردند؛ همیشه سبز بودن، یک دروغِ خیالی بود." نیکوتین به قلم شقایق لامعی که از نشر یوپا به چاپ رسیده. نیکوتین روایتی از همراه شدن دو انسان زخمخورده با هم است و از عواقبی که این رابطه میتواند برایشان داشته باشد. داستان با یک سفر دوستانه آغاز میشود، سرو دختر آرام و مستقلی که در سفری با دوستهای نزدیکش همراه شده. در ابتدا همه چیز عادی و معمولی است بجز همراهی مردی که بردار شوهرِ مهگل، دوست صمیمی سرو است. وریا، پسری مرموز با اتهامی تاریک که روی پیشانیاش خورده، دیدار اولش با سرو قصه عجیب رقم میخورد ولی رفته رفته همراه او میشود. دیدار سرو و وریا فقط به این سفر ختم نمیشود بلکه با برگشتشان وریا به سرو پیشنهاد یک دوستی کاملا معمولی و عادی را میدهد، پیشنهاد میدهد که همراه هم باشند بدون اینکه عاشق باشند و سرو با همه عواقبی که میدانست این کار برایش دارد، پیشنهاد او را قبول میکند. سرو و وریا که هر کدام زخم های زیادی بر جسم و روحشان دارند، حامی و همراه هم میشوند بی خبر از احساسی که آرام آرام بین آنها به وجود میآید و قطعا وجودش بیدردسر نیست. نیکوتین روایتی عاشقانه و هیجانی از زندگی دو فرد معمولی در جامعه است، با همه مشکلات روحی که دو انسان میتوانند داشته باشند و اگر به آنها توجهی نکنند به مرور حادثه ساز میشود. سروِ داستان دختری مستقل است که مشکلات خانوادگی و زندگی شخصیاش باعث شده آرام شدنش بسته به درد کشیدن باشد و با درد بتواند خودش و فکرش را آرام کند. حالا تقابل او با وریایی که خود به مشکلی برعکس سرو مبتلا است، داستان نیکوتین را چگونه رقم میزند؟ کتاب تعلیق بالایی دارد جوری که نمیتوانید ثانیهای آن را زمین بگذارید. نیکوتین معمای خاصی ندارد و این هنر نویسنده است که این داستان را در این حد پر تعلیق درآورده. رابطه دوستی سرو و وریا که در طول کتاب به رابطهای عاشقانه تبدیل میشود با دیالوگها و مونولوگ های زیبا، حس آمیزی خیلی خوبی دارد و از نکات قوت دیگر داستان میشود به شخصیت پردازی خوب آن اشاره کرد. اگر به کتاب های عاشقانه، پر تعلیق و روانشناسی علاقه دارید نیکوتین پیشنهاد قطعی من به شماست.
شقایق لامعی یکی از بهترین ها برای نوشتن درمورد مسائل اجتماعیه. داستان شروع زیبایی داره و هرچه بیشتر با شخصیت ها آشنا میشیم جذابیت داستان هم بالاتر میره. بنظرم وریا شخصیت پردازی فوق العاده ای داشت، وریا کسی بود که به موقعش گریه میکرد به موقعش میخندید، به موقعش حس انتقامش فوران میکرد و کار خودشو میکرد و در کنار همه اینا همیشه حامی و حمایت کننده بود یکی از دوست داشتنی ترین ها بود برای من و البته ترکیب وریا و سرو بشدت زیبا بود چون مهم ترین اصل یک رابطه رو به خوبی رعایت میکردن. اونا همیشه باهم حرف میزدن، از مشکلات و مسائلی که ازارشون میداد میگفتن و این بنظرم مهم ترین اصل یک رابطه برای دوام پیدا کردنه. در نهایت به شدت از پایان خوشم اومد و بی صبرانه منتظر اثر بعدی خانم لامعی هستم
رمان روتین عاشقانه ای داره و به نسبت کار قبل نویسنده جذاب تره، بعضی عاشقانه ها که قبلا خوندیمشون گاهی نویسنده ها از مسیر دیگه ای مرورش میکنن که جذابه نیکوتین از اون دسته کتاب هاست
این کتاب عالیه؛تعلیق داستان از اول تا آخر حفظ شده بود،شخصیتهای متفاوت و جالبی داشت و پردازش به همه اونها خیلی خوب بود.اما اگه بخوام یک ایراد بگیرم،پایان بندی داستان هست که بهنظرم سرسری بود. در آخر مرسی از خانم لامعی برای این اثر.خیلی دوستش داشتم.